Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
maintenance calibration
تنظیمات مربوط به نگهداری تنظیم تعمیراتی
Other Matches
corrective maintenance
نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
administrators
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrator
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
coarse setting
تنظیمات دقیق دوربین یازاویه یاب بستن تنظیمات جزیی به زاویه یاب
apicultural
مربوط به پرورش و نگهداری زنبور عسل
watershed management
کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
maintenance support
پشتیبانی تعمیراتی
assembly order control number
شماره کنترل تعمیراتی
docking report
گزارش عملیات تعمیراتی در حوضچه
destination carrier
کشتی حامل ناو تعمیراتی بمقصد یاتعمیرگاه
tenantable repair
تعمیراتی که بر عهده مستاجراست تعمیرات جزیی عین مستاجره
maintenance
تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
configuration
تنظیمات
constellation
تنظیمات
set-up
تنظیمات
on board spares
قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
coarse sight
زاویه یاب مخصوص تنظیمات جزئی ودقیق
sight adjustment
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
default
تنظیمات در کارخانه تعیین شده
[رایانه شناسی]
[مهندسی]
default value
تنظیمات از پیش تعیین شده
[رایانه شناسی]
[مهندسی]
default setting
تنظیمات از پیش تعیین شده
[رایانه شناسی]
[مهندسی]
default
تنظیمات از پیش تعیین شده
[رایانه شناسی]
[مهندسی]
set value
تنظیمات در کارخانه تعیین شده
[رایانه شناسی]
[مهندسی]
default setting
تنظیمات در کارخانه تعیین شده
[رایانه شناسی]
[مهندسی]
default value
تنظیمات در کارخانه تعیین شده
[رایانه شناسی]
[مهندسی]
set value
تنظیمات از پیش تعیین شده
[رایانه شناسی]
[مهندسی]
tune
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
range spotting
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tunes
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tune
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
paged
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
calibration
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
sight alinement
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
go no go
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
adjusting ring
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
detentions
نگهداری
upkeep
نگهداری
keeping
نگهداری
guardianship
نگهداری
detainer
نگهداری
protection
نگهداری
retinues
نگهداری
preservation
نگهداری
sustention
نگهداری
internment
نگهداری
sustenance
نگهداری
sustentation
نگهداری
detention
نگهداری
storage
نگهداری
holding
نگهداری
maintenance
نگهداری
landing, storage, delivery
نگهداری
conservation
نگهداری
custody
نگهداری
safe guard
نگهداری
safe keeping
نگهداری
guarding subsidy
حق نگهداری
retention
نگهداری
retinue
نگهداری
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
trimsize
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
calibrated air speed
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
maintenance status
وضعیت نگهداری
cares
نگهداری موافبت
holds
ایست نگهداری
hold
ایست نگهداری
maintrain
نگهداری کردن
care
نگهداری موافبت
interlude
نگهداری مقدماتی
cared
نگهداری موافبت
program maintenance
نگهداری برنامه
maintenance cost
ارزش نگهداری
energy preservation
نگهداری انرژی
maintenance functions
کارکردهای نگهداری
maintenance period
دوره نگهداری
restraints
نگهداری خودداری
maintenance cost
هزینه نگهداری
restraint
نگهداری خودداری
LSD
نگهداری تحویل
category
طبقه نگهداری
maintenance support
پشتیبانی نگهداری
field capacity
فرفیت نگهداری
upkeep
نگهداری کردن
interludes
نگهداری مقدماتی
warehousing
نگهداری در انبار
safeguarding
نگهداری کردن
preventive maintenance
نگهداری پیشگیرانه
preventive maintenance
نگهداری پیشگیری
safeguards
نگهداری کردن
the keeping of a festival
نگهداری عید
account
نگهداری حسابها
granfather file
نگهداری می شوند
tenure
نگهداری اشغال
to take keep
نگهداری کردن
to maintain one's family
نگهداری کردن
to maintain a road
نگهداری کردن
preventive maintenance
نگهداری حفافتی
retentivity
قدرت نگهداری
safeguarded
نگهداری کردن
safeguard
نگهداری کردن
tenability
قابلیت نگهداری
levels of maintenance
ردههای نگهداری
maintenance
نگهداری و تعمیر
field maintenance
نگهداری صحرایی
maintenance
تعمیر و نگهداری
holding time
زمان نگهداری
holding costs
مخارج نگهداری
holding capacity
فرفیت نگهداری
field maintenance
نگهداری در صحرا
organizational maintenance
نگهداری سازمانی
keep track of
<idiom>
نگهداری یاداشت
support
نگهداری کردن
record keeping
نگهداری سوابق
tends
نگهداری کردن از
care of supplies
نگهداری اماد
maturing
نگهداری بتن
deffered maintenance
نگهداری مخصوص
tended
نگهداری کردن از
depot maintenance
نگهداری امادگاهی
categories of maintenance
انواع نگهداری
depot maintenance
نگهداری دپویی
maintains
نگهداری کردن
maintained
نگهداری کردن
maintain
نگهداری کردن
maintain
نگهداری کردن
keep
نگهداری کردن
manage
نگهداری کردن
categories of maintenance
طبقات نگهداری
tend
نگهداری کردن از
conserving
نگهداری کردن
conserves
نگهداری کردن
conserved
نگهداری کردن
tending
نگهداری کردن از
keeps
نگهداری کردن
conserve
نگهداری کردن
hold something back
<idiom>
نگهداری اطلاعات از کسی
keep time
<idiom>
نگهداری میزان و وزن
custody of goods
حفافت یا نگهداری کالا
power of reservation
حق نگهداری وذخیره کردن
support
تایید کردن نگهداری
to bear up
نا امیدنشدن نگهداری کردن
poor law
قانون نگهداری از تهیدستان
ammunition depot
محل نگهداری مهمات
software maintenance
نگهداری نرم افزار
bestride
نگهداری ودفاع کردن از
gurantee period
دوره نگهداری تاسیسات
maintenance work
کار تعمیر و نگهداری
management
اجرا و نگهداری شبکه
membrane curing
نگهداری غشایی بتن
managements
اجرا و نگهداری شبکه
maintenance
نگهداری از تاسیسات یاساختمان
remote servicing
نگهداری از راه دور
remote maintenance
نگهداری از راه دور
maintenance routine
روال تعمیر و نگهداری
moist curing
نگهداری مرطوب بتن
schedule maintenance
نگهداری زمانبندی شده
mew
دراصطبل نگهداری کردن
depositery
محل نگهداری سپرده
gasholders
محل نگهداری بنزین
gasholder
محل نگهداری بنزین
system maintenance
تامین و نگهداری سیستم
upkeep
هزینه نگهداری و تعمیر
upkeep
هزینه نگهداری وتعمیر
mewing
دراصطبل نگهداری کردن
baby farm
محل نگهداری کودکان
entertainable
قابل پذیرائی و یا نگهداری
mewed
دراصطبل نگهداری کردن
confessio
[محل نگهداری جسد شهید]
accountable supply distribution activity
سازمان نگهداری سوابق امادی
remote maintenance
تعمیر و نگهداری از راه دور
remote servicing
تعمیر و نگهداری از راه دور
administrative crypto account
نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
customers
نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com