Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
load control
تنظیم با بار خارجی
Other Matches
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
sight adjustment
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tunes
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tune
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tune
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range spotting
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tunes
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
page
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
calibration
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
sight alinement
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
sidelay
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
go no go
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
adjusting ring
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
calibrated air speed
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
trimsize
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
outside
خارجی
peripheral
خارجی
outward
خارجی
external
خارجی
oversea
خارجی
externals
خارجی
extern
خارجی
alien
خارجی
aliens
خارجی
outsiders
خارجی
extraneous
خارجی
exoteric
خارجی
exosphere
خارجی
exogenous
خارجی
outsider
خارجی
extra-
خارجی
outer
خارجی
extra
خارجی
exterior
خارجی
foreign
خارجی
exotic
خارجی
extras
خارجی
gringo
خارجی
exteriors
خارجی
abextra
خارجی
outboard
خارجی
outsides
خارجی
international line
خط خارجی
gringos
خارجی
negative externalities
زیانهای خارجی
inflow of foreign funds
ورودسرمایههای خارجی
extrinsic
بیرونی خارجی
exteroceptive
محرک خارجی
externalization
خارجی کردن
externalities
اثرات خارجی
foreign currency
ارز خارجی
renvoi
تبعیدشخص خارجی
facade
نمای خارجی
spillover effects
اثرات خارجی
external storage
انباره خارجی
spillover costs
هزینههای خارجی
external storage
حافظه خارجی
spillover benefits
منافع خارجی
incarnations
صورت خارجی
incarnation
صورت خارجی
load curve
خم بار خارجی
external variable
متغیر خارجی
external store
انباره خارجی
external symbol
علامت خارجی
external thread
دنده خارجی
external transaction
معاملات خارجی
externalities
پی امدهای خارجی
external sort
جورکردن خارجی
extrinsic factor
عامل خارجی
foreign aid
کمک خارجی
outer wall
دیوار خارجی
foreign trade
بازرگانی خارجی
outness
کیفیت خارجی
outside caliper
کولیس خارجی
outside cause
علت خارجی
outside diameter
قطر خارجی
facade
نمای خارجی
outside power
جریان خارجی
outside view
نمای خارجی
outside view
منظره خارجی
facades
نمای خارجی
fanades
نمای خارجی
outwork
سنگر خارجی
overseas trade
معاملات خارجی
foreign reserves
ذخائر خارجی
outer planets
سیارات خارجی
foreign trade
تجارت خارجی
outer fix
رمپ خارجی
immission
انتشار خارجی
foreign bill
برات خارجی
foreign currencies
پولهای خارجی
outward opening
دهانه خارجی
imbody
صورت خارجی
foreign deposit
سپرده خارجی
foreign law
حقوق خارجی
foreign loan
وام خارجی
outboard profile
نیمرخ خارجی
foreign particle
جسم خارجی
foreign policy
سیاست خارجی
outer connection
اتصال خارجی
strange
خارجی غریبه
strangest
خارجی غریبه
overseas agent
نماینده خارجی
exosphere
قسمت خارجی جو
acrotic
بیرونی خارجی
ectoparasite
انگل خارجی
actine
قسمت خارجی
concrete object
عین خارجی
exterior varnish
جلای خارجی
exterior varnish
لاک خارجی
external combustion
احتراق خارجی
external circuit
مدار خارجی
foreign exchange
مبادله خارجی
external benefits
فواید خارجی
external armature
ارمیچر خارجی
slough
پوسته خارجی
foreign national
ملیت خارجی
foreign national
تبعه خارجی
guest
انگل خارجی
apophyge
منحنی خارجی
angle of emergence
زاویه خارجی
alien enemy
دشمن خارجی
adventitious
خارجی الحاقی
arris
زاویه خارجی
apophysis
منحنی خارجی
apothesis
منحنی خارجی
guests
انگل خارجی
face
نمای خارجی
faces
نمای خارجی
external docuhentation
مستندات خارجی
external operation
عملیات خارجی
externalize
خارجی کردن
external menory
حافظه خارجی
externalising
خارجی کردن
external memory
حافظه خارجی
externalises
خارجی کردن
landfalls
بویه خارجی
externalised
خارجی کردن
externalized
خارجی کردن
external pressure
فشار خارجی
externalizes
خارجی کردن
superior conjunction
مقارنه خارجی
superior planets
سیارههای خارجی
external security
امنیت خارجی
external reperence
ارجاع خارجی
external reference
ارجاع خارجی
impurity
اتم خارجی
externalizing
خارجی کردن
external reference
مرجع خارجی
external load
بار خارجی
external label
برچسب خارجی
external command
فرمان خارجی
external delay
تاخیر خارجی
foreign exchange
ارز خارجی
loads
بار خارجی
external cost
هزینه خارجی
foreign exchange
پول خارجی
load
بار خارجی
external control
کنترل خارجی
foreign exchange
تعویض خارجی
external force
نیروی خارجی
landfall
بویه خارجی
external interrupt
وقفه خارجی
exterior ballistics
بالیستیک خارجی
inflow of foreign funds
ورود وجوه خارجی
inductive load
بار خارجی القایی
load factor
ضریب بار خارجی
load current
جریان بار خارجی
unadulterated
بدون مواد خارجی
accredited officer
افسر خبرنگار خارجی
foreign exchange
پول کشور خارجی
adscititious
دارای منبع خارجی
full load
بار خارجی اسمی
adscititious
مشتق از عامل خارجی
foreign policy
خط مشی عمل خارجی
alveary
سوراخ خارجی گوش
foreign investment
سرمایه گذاری خارجی
foreign currency
پول کشور خارجی
foreign bill
حواله ارز خارجی
foreign aid program
برنامه کمک خارجی
fellyfelloe
طوقه خارجی چرخ
extrinsic
دارای مبداء خارجی
exteroceptive
وابسته به محرک خارجی
externalsorting
جور کردن خارجی
external sort
مرتب سازی خارجی
external economies
صرفه جوئیهای خارجی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com