Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (3 milliseconds)
English
Persian
stop charge regulation
تنظیم با قطع جریان
Search result with all words
tuner
پیچ میزان رادیو وسیله تنظیم جریان برق وغیره
tuners
پیچ میزان رادیو وسیله تنظیم جریان برق وغیره
penstock
دریچه مخصوص تنظیم جریان اب
turnaround time
مدت زمانی تنظیم جهت جریان داده در سیستم یک طرفه
weather helm
تنظیم سکان برای خنثی کردن اثر جریان هوا
Other Matches
marking current
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
leakage current
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
sight adjustment
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tune
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
range spotting
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tunes
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tune
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
flowed
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flow
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
currents
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverts
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
current
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverting
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
amps
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
pages
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
constrictor
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
induction current
جریان القاء شده جریان تحریک
counter current
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
calibration
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
sight alinement
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
three phase current
جریان سه فاز جریان دوار
current flow
سیلان جریان فلوی جریان
current compensation
کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
parasitic current
جریان نشتی جریان خارجی
gresham's law
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter
دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry
شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
go no go
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
vortex ring state
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
adjusting ring
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
alternator
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternators
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. machine
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
d.c. transformer
ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
electromagnetism
پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
calibrated air speed
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
trimsize
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
heavy current engineering
مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
isotach
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
high burst ranging
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
regulation
تنظیم
alignments
تنظیم
alignment
تنظیم
timing
تنظیم
regularization
تنظیم
spreading
تنظیم
set out
تنظیم
shaping regulating
تنظیم
calibration
تنظیم
formulation
تنظیم
adjustments
تنظیم
adjustment
تنظیم
regulable
تنظیم پذیر
to make out
تنظیم کردن
rheostat regulation
تنظیم با رئوستا
range of adjustment
ناحیه تنظیم
range calibration
تنظیم مسافت
to draw up
تنظیم کردن
to draw out
تنظیم کردن
range adjustment
تنظیم مسافت
regiment
تنظیم کردن
rocker gear
تنظیم جاروبک
regiments
تنظیم کردن
regulate
تنظیم کردن
adjust
تنظیم کردن
to put in to shape
تنظیم کردن
regularizer
تنظیم کننده
regulating switch
کلید تنظیم
regulating valve
سوپاپ تنظیم
adjusts
تنظیم کردن
redact
تنظیم کردن
adjusting
تنظیم کردن
to set out
تنظیم کردن
regulated
تنظیم کردن
adjustments
تنظیم تطبیق
trigger control
تنظیم با ماشه
adjustments
تنظیم کردن
tuneable
تنظیم پذیر
thermostatic regulation
تنظیم با دماپای
thermoregulation
تنظیم دمایی
tunably
تنظیم پذیر
tunable
تنظیم پذیر
stup string
رشته تنظیم
thermoregulation
تنظیم حرارت
check
دریچه تنظیم
regulating
تنظیم کردن
adjustment
تنظیم کردن
set screw
پیچ تنظیم
set the watch
تنظیم نگهبانی
set up
تنظیم کردن
setting ring
حلقه تنظیم
regulates
تنظیم کردن
checks
دریچه تنظیم
spark setting
تنظیم جرقه
speed adjustment
تنظیم سرعت
checked
دریچه تنظیم
range adjustment
تنظیم برد
jack screw
پیچ تنظیم
regulators
تنظیم کننده
adjusability
قابلیت تنظیم
adjusting point
نقطه تنظیم
regulator
تنظیم کننده
adjusted
تنظیم شده
regulation
پهنه تنظیم
initial adjustment
تنظیم صفر
inductive tuning
تنظیم پرمئابیلیته
inductive tuning
تنظیم القائی
indicement
تنظیم ادعانامه
adjustable
قابل تنظیم
hand regulation
تنظیم با دست
family planning
تنظیم خانواده
adjustment of fire
تنظیم تیر
adjustment of rools
تنظیم غلطک
cam type regulation
تنظیم بادامکی
carburetor adjustment
تنظیم کاربراتور
cascade control
تنظیم زنجیری
check gate
دریچه تنظیم
check valve
شیر تنظیم
electronic tuning
تنظیم الکترونی
electronic control
تنظیم الکترونیکی
corrector
تنظیم کننده
caliper setting
تنظیم پرگار
expanded contrast
تنظیم کنتراست
body alinement
تنظیم بدن
frequency tuning
تنظیم فرکانس
air adjustment
تنظیم هوا
framer
تنظیم کننده
focusing control
تنظیم تمرکز
automatic regulation
تنظیم خودکار
fine setting
تنظیم میکرومتری
fine setting
تنظیم دقیق
fine adjustment
تنظیم دقیق
crystal control
تنظیم با بلور
purity adjustment
تنظیم خلوص
indictments
تنظیم کیفرخواست
conduction
هدایت تنظیم
attend
تنظیم کردن
attending
تنظیم کردن
attends
تنظیم کردن
regularised
تنظیم کردن
regularises
تنظیم کردن
regularising
تنظیم کردن
indictments
تنظیم ادعانامه
indictment
تنظیم کیفرخواست
indictment
تنظیم ادعانامه
formulated
تنظیم کردن
pressure regulator
شیر تنظیم
pressure adjustment
تنظیم فشار
timing
تنظیم وقت
variability
قابلیت تنظیم
preset
پیش تنظیم
precision adjustment
تنظیم دقیق
pilot valve
سوپاپ تنظیم
regularize
تنظیم کردن
regularized
تنظیم کردن
classify
تنظیم کردن
classifying
تنظیم کردن
method of drawing up
طرز تنظیم
make out
تنظیم کردن
lineup
تنظیم کردن
line regulator
تنظیم کننده
levelling screw
پیچ تنظیم
frame
تنظیم کردن
classifies
تنظیم کردن
formulating
تنظیم کردن
regularizes
تنظیم کردن
regularizing
تنظیم کردن
formulate
تنظیم کردن
fine adjustment
تنظیم فریف
formulates
تنظیم کردن
lay down
تنظیم کردن
voltage regulation
تنظیم ولتاژ
alignments
صف بندی تنظیم
alignments
تنظیم انطباق
calibrated
تنظیم کردن
alignment
تنظیم انطباق
alignment
صف بندی تنظیم
adjustable
تنظیم پذیر
depth adjustment
تنظیم عمیق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com