English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (31 milliseconds)
English Persian
bill تهیه کردن صورتحساب
bills تهیه کردن صورتحساب
Other Matches
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
billing صورتحساب بدهی را تنظیم وارسال کردن
purveyed تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
tab صورتحساب
bills صورتحساب
bill صورتحساب
invoice صورتحساب
invoiced صورتحساب
invoices صورتحساب
invoicing صورتحساب
account statment صورتحساب
bill nye صورتحساب
tabs صورتحساب
castellation تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
to pull off something [contract, job etc.] چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
processes تهیه کردن
cater تهیه کردن
procures تهیه کردن
blends تهیه کردن
afforded تهیه کردن
procuring تهیه کردن
procured تهیه کردن
process تهیه کردن
preparing تهیه کردن
affording تهیه کردن
caters تهیه کردن
prepares تهیه کردن
prepare تهیه کردن
affords تهیه کردن
blend تهیه کردن
catering تهیه کردن
afford تهیه کردن
catered تهیه کردن
procure تهیه کردن
administer تهیه کردن
provides تهیه کردن
administers تهیه کردن
supply تهیه کردن
to find in تهیه کردن
supplying تهیه کردن
provide تهیه کردن
supplied تهیه کردن
provision تهیه کردن
administering تهیه کردن
administered تهیه کردن
orchestrates هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
statement کشف صورتحساب
statement صورتحساب اعلامیه
Please bring me the bI'll. صورتحساب رابیاورید
bank statements صورتحساب بانکی
statements کشف صورتحساب
billing صدور صورتحساب
bill قبض صورتحساب
bill صورتحساب دادن
a hefty bill صورتحساب سنگینی
bank statement صورتحساب بانکی
bills قبض صورتحساب
bills صورتحساب دادن
debit note صورتحساب بدهی
banker's bill صورتحساب بانکی
statements صورتحساب اعلامیه
effigy تمثال تهیه کردن
processes تهیه و تولید کردن
preparation تهیه کردن اتش
to lay in a stock موجودی تهیه کردن
extemporizing فورا تهیه کردن
extemporised فورا تهیه کردن
effigies تمثال تهیه کردن
extemporize فورا تهیه کردن
conserving کنسرو تهیه کردن
preparations تهیه کردن اتش
conserves کنسرو تهیه کردن
enabling تهیه کردن برای
conserved کنسرو تهیه کردن
conserve کنسرو تهیه کردن
extemporized فورا تهیه کردن
enables تهیه کردن برای
enabled تهیه کردن برای
enable تهیه کردن برای
extemporizes فورا تهیه کردن
quadruplicate در چهارنسخه تهیه کردن
extemporises فورا تهیه کردن
harnessing اشیاء تهیه کردن
harness اشیاء تهیه کردن
gets تهیه کردن فهمیدن
triplicate در سه نسخه تهیه کردن
get تهیه کردن فهمیدن
harnessed اشیاء تهیه کردن
funded تهیه وجه کردن
fund تهیه وجه کردن
programme برنامه تهیه کردن
whomp up بسرعت تهیه کردن
getting تهیه کردن فهمیدن
process تهیه و تولید کردن
programs برنامه تهیه کردن
extemporising فورا تهیه کردن
prearrange قبلا تهیه کردن
program برنامه تهیه کردن
programmes برنامه تهیه کردن
invoices فاکتور فروش صورتحساب
invoicing فاکتور فروش صورتحساب
invoice فاکتور فروش صورتحساب
invoiced فاکتور فروش صورتحساب
freight note صورتحساب هزینه حمل
consular invoice صورتحساب با مهرکنسول گری
to draw up تهیه کردن درصف اوردن
finance بودجه چیزی را تهیه کردن
mush حریره اردذرت تهیه کردن
financed بودجه چیزی را تهیه کردن
finances بودجه چیزی را تهیه کردن
aminister تهیه کردن بکار بردن
bossing نقش برجسته تهیه کردن
to provide for old age برای پیری تهیه کردن
bossed نقش برجسته تهیه کردن
scabble زمخت وناصاف تهیه کردن
drafts تهیه کردن پیش نویس
circumstantiate امارات لازمه را تهیه کردن
bosses نقش برجسته تهیه کردن
to serve the city with water اب برای شهر تهیه کردن
drafted تهیه کردن پیش نویس
boss نقش برجسته تهیه کردن
draft تهیه کردن پیش نویس
to raise funds تهیه وجه یاسرمایه کردن
handwrite نسخه خطی تهیه کردن
financing بودجه چیزی را تهیه کردن
billed ثبت شده در صورتحساب یا لیست
How much is my telephone bill? صورتحساب تلفنمان چقدر میشود؟
outlines مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
finance علم دارایی تهیه پول کردن
munition تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
develops توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
outline مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
financed علم دارایی تهیه پول کردن
revictual دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
preparative تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
financing علم دارایی تهیه پول کردن
develop توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
finances علم دارایی تهیه پول کردن
I think there is a mistake in the bill. من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
formulation تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
mekeready تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
The doctous fee was tacked on to the hospital bI'll . حق ویزیت پزشک را کشیدند روی صورتحساب بیمارستان
Befor I knew it , the hotel bI'll was sent . هنوز هیچه نشده صورتحساب هتل را فرستادند
financing درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishes تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
financed درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnish تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
finance درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finances درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
procurement تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
furnishes مزین کردن تهیه کردن
To make reservations. To book seats. جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
furnish مزین کردن تهیه کردن
makes تهیه کردن طرح کردن
furnishing مزین کردن تهیه کردن
put out تهیه کردن اشفته کردن
make تهیه کردن طرح کردن
to draw out تهیه کردن طرح کردن
consulage هزینهای که کنسول گری جهت تایید صورتحساب دریافت می نماید
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
checked او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
checks او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
projection print روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
projection سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
conformal projection نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
code قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
map نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
mapping نقشه کشی کردن تهیه نقشه
brief خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
tea leaf برگ چای [از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
ministration تهیه
procurement تهیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com