English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English Persian
collogue توط ئه چیدن محرمانه گفتگو کردن
Other Matches
negotiating گفتگو کردن
to talk [to] گفتگو کردن [با]
speaks گفتگو کردن
intertalk گفتگو کردن
speak گفتگو کردن
debate گفتگو کردن
negotiates گفتگو کردن
negotiated گفتگو کردن
negotiate گفتگو کردن
discuss گفتگو کردن
sass بابی احترامی صحبت کردن با گستاخانه سخن گفتن با بیشرمانه گفتگو کردن
soliloquize باخود گفتگو کردن
declassifies تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassify تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassifying تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassified تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
to have an i. with any one باکسی دیدار و گفتگو کردن
to off negotiations اعلان قطع گفتگو یا روابط کردن
communing مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
commune مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
communed مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
communes مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
to negotiate for something گفتگو و معامله کردن برای چیزی
lay قرار دادن طرح کردن مطرح کردن توط ئه چیدن
lays قرار دادن طرح کردن مطرح کردن توط ئه چیدن
to negotiate [about; on; for] something [with somebody] گفتگو و معامله کردن [با کسی درباره چیزی]
to talk something over with somebody با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
skived چیدن قطع کردن
skive چیدن قطع کردن
skives چیدن قطع کردن
skiving چیدن قطع کردن
plots توط ئه چیدن رسم کردن
plot توط ئه چیدن رسم کردن
steeve بار کردن تنگ هم چیدن
plotted توط ئه چیدن رسم کردن
arguing گفتگو کردن مشاجره کردن
discussed مطرح کردن گفتگو کردن
discuss مطرح کردن گفتگو کردن
discusses مطرح کردن گفتگو کردن
argue گفتگو کردن مشاجره کردن
argued گفتگو کردن مشاجره کردن
argues گفتگو کردن مشاجره کردن
discussing مطرح کردن گفتگو کردن
to cull wool پشم چیدن [کندن و جمع آوری کردن]
disbud غنچههای درخت را چیدن فاقد غنچه کردن
backsides محرمانه
backside محرمانه
arcane محرمانه
confidentially محرمانه
hush-hush محرمانه
hush hush محرمانه
secrets محرمانه
esoteric محرمانه
jackes محرمانه
tete a tete محرمانه
in private محرمانه
secret محرمانه
in secret محرمانه
confidential محرمانه
subrosa محرمانه
necessary house محرمانه
privily محرمانه
cheek by jowl محرمانه
classified محرمانه
restricted محرمانه
privates محرمانه
private محرمانه
private code کد محرمانه
privately محرمانه
confidental محرمانه
conclaves انجمن محرمانه
in confidence بطور محرمانه
private talk گفتگوی محرمانه
private code رمز محرمانه
off the record محرمانه و خصوصی
closed محرمانه بسته
off-the-record محرمانه و خصوصی
privy خصوصی محرمانه
backstage محرمانه خصوصی
surreptitiously محرمانه جانشین
private محرمانه سرجوخه
privileged communication مدارک محرمانه
secrecy محرمانه بودن
confidential خیلی محرمانه
conclave انجمن محرمانه
confides محرمانه گفتن
privates محرمانه سرجوخه
confided محرمانه گفتن
confide محرمانه گفتن
closed conference گردهمایی محرمانه
surreptitious پنهان محرمانه
privity موضوع محرمانه
closed meeting گردهمایی محرمانه
behind the stage <adj.> <adv.> محرمانه [اصطلاح مجازی]
confidential دارای ماموریت محرمانه
tipping محرمانه رساندن نوک
secret service دستگاه محرمانه دولت
data privacy محرمانه بودن داده ها
underground تشکیلات محرمانه وزیرزمینی
hugger mugger تنهایی مطلب محرمانه
tip محرمانه رساندن نوک
secret services دستگاه محرمانه دولت
chitchat گفتگو
conversing گفتگو
talks گفتگو
converse گفتگو
converses گفتگو
conversed گفتگو
talked گفتگو
talk گفتگو
discussion گفتگو
chit-chat گفتگو
tractarian گفتگو
chit chat گفتگو
dialog گفتگو
parlance گفتگو
discussions گفتگو
conversation گفتگو
indisputable بی گفتگو
negotiations گفتگو
negotiations گفتگو ها
conversations گفتگو
colloquies گفتگو
negotiation گفتگو ها
negotiation گفتگو
colloquy گفتگو
parle گفتگو
to give one the straight tip محرمانه چیزیرا بکسی خبردادن
tipster فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
get wise to something/somebody <idiom> درمورد موضوع محرمانه فهمیدن
snoopy بعمل اورنده تحقیقات محرمانه
administrative crypto account نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
tipsters فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
underplot دسیسه محرمانه دوز و کلک
tractate بحث گفتگو
debatable قابل گفتگو
out of one's shell <idiom> گفتگو دوستانه
to make overtures گفتگو اغازکردن
dialogue گفتگو صحبت
dialogues گفتگو صحبت
discussions گفتگو منافره
conference گفتگو مذاکره
monology گفتگو باخود
interlocutress طرف گفتگو
discussion گفتگو منافره
conferences گفتگو مذاکره
putsch توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
to have a closed meeting نشست محرمانه داشتن [بخصوص سیاست]
top secret مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
top-secret مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
under the rose نهانی زیر جلی محرمانه در خفا
putsches توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
negotiatory مبنی بر معامله یا گفتگو
to toughen one's tone در گفتگو سخت شدن
upsetting conversation گفتگو ناراحت کننده
Between you , me and the gatepost. Between ourselves . میان خودمان باشد( محرمانه باقی بماند )
shoptald گفتگو درباره وضع کسب
palor اطاق برای گفتگو خصوصی
mime تقلید نمایش بدون گفتگو
mimes تقلید نمایش بدون گفتگو
chime in <idiom> ملحق شدن (آهنگ یا گفتگو)
lambency ملایمت در گفتگو روشنایی ملایم
mimed تقلید نمایش بدون گفتگو
interlocutress زنی که طرف گفتگو باشد
treater مذاکره کننده طرف گفتگو
miming تقلید نمایش بدون گفتگو
locutory تالاریا اطاق گفتگو در خانقاه راهبان
pull چیدن
set چیدن
pick over چیدن
racking چیدن
sets چیدن
mows چیدن
pulls چیدن
clipping چیدن
snipping چیدن
pick چیدن
to pick off چیدن
lopping چیدن
lopped چیدن
lop چیدن
picks چیدن
arranges چیدن
arranged چیدن
arrange چیدن
arranging چیدن
lops چیدن
pick off چیدن
snip چیدن
cropping چیدن
mown چیدن
shear چیدن مو
mowed چیدن
setting up چیدن
snipped چیدن
crop چیدن
mow چیدن
cropped چیدن
crops چیدن
to lay out چیدن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com