English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
high pressure tunnel تونل فشار قوی
Search result with all words
compressed air tunnel تونل باد مدار بستهای محتوی گاز یا هوای تحت فشار
Other Matches
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
tunneling تونل
tube تونل
tubes تونل
tunnels تونل
tunneled تونل
tunnelled تونل
tunnel تونل
duct تونل
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
vacuum tunnel تونل خلاء
tunnelled تونل ساختن
tunneling تونل ساختن
wing tunnel تونل باد
adit تونل دستیابی
mine tunnel تونل معدن
tunnel of mine تونل معدن
escape trunk تونل فراراضطراری
tunnels تونل ساختن
to bore a tunnel تونل کندن
tunneled تونل ساختن
tunnel تونل ساختن
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
tunnel lining پوشش داخلی تونل
tunneling process فرایند تونل زنی
drift tunnel تونل تبدیل تحمیل
bore بامته تونل زدن
breast board سینه بندی تونل
closed circuit tunnel تونل مدار بسته
bores بامته تونل زدن
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
supersonic tunnel تونل باد مافوق صوت
scanning tunneling microscope میکروسکوپ تونل زنی پویشی
to tunnel through a hill با تونل اززیرتپهای گذر کردن
s.t.m microscope scanningtunneling میکروسکوپ تونل زنی پویشی
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
wind tunnel معبر تونل مانندی که هوا بافشارهای مختلف از ان عبورمیکند
wind tunnels معبر تونل مانندی که هوا بافشارهای مختلف از ان عبورمیکند
inelastic spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
blocking گرفتگی مسیر جریان در تونل باد ناشی از موجهای ضربهای
i.e.t.s tunneling inelasticelectron spectroscopy طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
open jet tunnel تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
working section قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
closed jet tunnel تونل بادی نه الزاما با مداربسته بلکه قسمت اصلی ان کاملا بسته است
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
contraction ratio نسبت مساحت سطح مقطع بیشنه تونل باد مادون صوت به مساحت سطح مقطعی که کار انجام میدهد
pressuring فشار
bunt فشار با سر
pressured فشار
pressures فشار
hydraulic pressure فشار اب
barometric pressure فشار جو
ice push فشار یخ
thrusts فشار
isobare هم فشار
isopiestic هم فشار
thrusting فشار
line of thrust خط فشار
thrust فشار
low pressure فشار کم
weight فشار
fantod فشار
atmospheric pressure فشار جو
pressure curve خم فشار
pressor فشار زا
back pressure پی فشار
distraint فشار
back iron بن فشار
isobar هم فشار
pressing فشار
atmosphere فشار جو
stresses فشار
stressing فشار
total pressure فشار کل
stroke فشار با پا
stroked فشار با پا
strokes فشار با پا
stroking فشار با پا
impact فشار
impacts فشار
compression فشار
tension فشار
tensions فشار
presses فشار
stress فشار
atmospheres فشار جو
pressure vessel فشار
water pressure فشار اب
strains فشار
zip فشار
zipped فشار
strain فشار
zipping فشار
zips فشار
violence فشار
constraint فشار
growing pains فشار
pushed فشار
isobars تک فشار
pushes فشار
exertions فشار
isobars هم فشار
exertion فشار
brunt فشار
sense of pressure حس فشار
pressure sense حس فشار
isobar تک فشار
press فشار
pressure فشار
push فشار
external pressure فشار برونی
external pressure فشار خارجی
eyestrain فشار باصره
gage pressure فشار گیج
head loss افت فشار
dynamic pressure فشار پویا
group pressure فشار گروهی
flux density تراکم فشار
gossypium داروی فشار
forced draft هوای با فشار
gage pressure فشار مانومتری
hydraulic pressure فشار هیدرولیکی
brush pressure فشار زغال
hydrostatic مربوط به فشار اب
hydrostatic pressure فشار ایستائی
pressure of time فشار زمانی
hydrostatic pressure فشار عمق اب
hydrostatic pressure فشار عمق
hydrostatic pressure فشار ایستابی
time pressure فشار زمانی
high tension magneto مگنت پر فشار
high potential فشار قوی
high pressure فشار زیاد
high voltage line خط فشار قوی
high pressure area منطقه پر فشار
high pressure line خط فشار قوی
high tension line خط فشار قوی
drag mark محل فشار
high tension فشار قوی
impact pressure فشار اصابت
excess pressure فشار اضافی
deflationary pressure فشار ضدتورمی
diastolic pressure فشار دیاستولی
diffraction loading منتجه فشار
direct pressure فشار مستقیم
compressive stress فشار تراکمی
discharge pressure فشار تخلیه
deflationary pressure فشار انقباضی
constant pressure فشار ثابت
cost push فشار قیمت
confined water سفره اب با فشار
cost push فشار هزینه
critical pressure فشار بحرانی
ciderpress سیب فشار
drag loading فشار کششی
contact pressure فشار تماس
earth pressure فشار خاک
economic pressure فشار اقتصادی
edge pressure فشار لبه
effective pressure فشار موثر
electric tension فشار الکتریکی
end thrust فشار محوری
equilibrium pressure فشار تعادلی
equilibrium vapor pressure فشار به حد تعادل
carebaria احساس فشار در سر
center of pressure مرکز فشار
hydraulic pressure test ازمایش فشار اب
cold water test pressure ازمایش فشار اب
ciderpress میوه فشار
dynamic pressure فشار دینامیکی
centre of pressure مرکز فشار
central head فشار مرکزی
contact pressure فشار تماسی
overpressure فشار بیش از حد
overvoltage ازدیاد فشار
partial pressure فشار جزئی
partial pressure فشار جزیی
piezometry فشار سنجی
piston pressure فشار پیستون
static head فشار ایستایی
platen اهن فشار
platten اهن فشار
pore pressure فشار درونی
starting pressure فشار استارت
static pressure فشار ایستایی
stress of poverty فشار بینوایی
overvoltage فشار زیاد
vapor pressure فشار بخار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com