English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
beanball توپی که هدف ان سر توپزن باشد
Other Matches
inswinger توپی که در هوا با انحنا به سوی توپزن می اید
long hop توپی که دور از دسترس توپزن از زمین بلند میشود
bumper توپی که بعلت فاصله کوتاه اززمین بلندمیشود و به سوی سر و سینه توپزن میرود
bumpers توپی که بعلت فاصله کوتاه اززمین بلندمیشود و به سوی سر و سینه توپزن میرود
guns توپی که طول لوله ان بین 03 تا05 کالیبر باشد
gun توپی که طول لوله ان بین 03 تا05 کالیبر باشد
hypervelocity سرعت دهانهای و ابتدایی توپی که از 0001 متر درثانیه بیشتر باشد
howitzer توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
hub (وسط چرخ که اغلب بلبرینگ دارد و روی محور یا آسه می چرخد) توپی، چرخمیان، ناف، (مرکز فعالیت یا اهمیت یا توجه و غیره) کانون، قلبگاه، میانگاه، توپی چر، قطب
gimbals توپی و غلاف توپی گردان
plugging توپی
plugs توپی
spilling توپی
pivoted توپی
pivot توپی
tapped توپی
tapping توپی
spigot توپی
to kick a ball توپی را
spills توپی
tap توپی
spill توپی
pivots توپی
plug توپی
spilled توپی
dowel توپی
ball joint توپی
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
spile گل میخ توپی
rotor hub توپی رتور
countersinck bit مته توپی
pivots توپی اتصال
pivot توپی اتصال
ball printer چاپگر توپی
hub bore سوراخ توپی
to catch a fly توپی را ازهواگرفتن
fuse plug توپی فیوز
pivoted توپی اتصال
tapper توپی گذار
ball joint توپی اتصال
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
plug سربطری توپی گذاشتن
oil drain plug توپی تخلیه روغن
plugging سربطری توپی گذاشتن
plugs سربطری توپی گذاشتن
stopper توپی جلوگیری کننده
stoppers توپی جلوگیری کننده
plug mill دستگاه نورد توپی
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
backstop توپزن
batsman توپزن
batsmen توپزن
in توپی که وارد دروازه شده
in- توپی که وارد دروازه شده
head توپی کامل و سایر متعلقات
set up توپی که به اسانی برگردانده شود
baulked خطای توپزن
balk خطای توپزن
balking خطای توپزن
baulks خطای توپزن
balked خطای توپزن
balks خطای توپزن
battery توپزن و توپگیر
batteries توپزن و توپگیر
baulking خطای توپزن
banjo hitter توپزن ضعیف
controlling توپزن دقیق
controls توپزن دقیق
control توپزن دقیق
stonewaller توپزن تدافعی
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
tampons توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی
bleeders توپی که از دست مدافعان نزدیک رد میشود
creeper توپی که با فاصله کم از زمین پرتاب شده
bleeder توپی که از دست مدافعان نزدیک رد میشود
creepers توپی که با فاصله کم از زمین پرتاب شده
lineball توپی که روی خط میافتد و قبول نیست
spinner پوشش ایرودینامیکی روی توپی ملخ
tampon توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
defense دفاع توپزن از میله ها
fine leg محل پشت سر توپزن
stumps سوزاندن توپزن کریکت
count تعداد امتیاز توپزن
counted تعداد امتیاز توپزن
counting تعداد امتیاز توپزن
catcher توپگیر پشت سر توپزن
ducked اخراج توپزن بی امتیاز
duckings اخراج توپزن بی امتیاز
on drive ضربه بسمت توپزن
doubled up توپزن 0001امتیازی فصل
doubled توپزن 0001امتیازی فصل
double توپزن 0001امتیازی فصل
counts تعداد امتیاز توپزن
stumping سوزاندن توپزن کریکت
stumped سوزاندن توپزن کریکت
stump سوزاندن توپزن کریکت
ground محل ایستادن توپزن
dismisses سوزاندن توپزن و اخراج او
dismissing سوزاندن توپزن و اخراج او
duck اخراج توپزن بی امتیاز
dismiss سوزاندن توپزن و اخراج او
ducks اخراج توپزن بی امتیاز
take a wicket سوزاندن توپزن کریکت
jump ball توپی که داور بین دوبازیگر به هوا می اندازد
die توپی که درحال افتادن برروی زمین است
cuban fork ball پرتاب توپی که بامایعی اغشته و لغزنده شده
pivots توپی هرزه گرد چرخیدن دور چیزی
outswinger توپی که در هوا با پیچش ازتوپزن دور میشود
tampion توپی :چوب برای گرفتن دهانه توپ
blade butt انتهای تیغه ملخ که به توپی متصل است
roving gun توپی که مداوما از مواضع مختلف تیراندازی میکند
netball توپی که پس از برخورد با لبه تور به زمین میافتد
pivot توپی هرزه گرد چرخیدن دور چیزی
pivoted توپی هرزه گرد چرخیدن دور چیزی
handle the ball دست زدن توپزن به توپ
complete game یک بازی کامل از طرف توپزن
down میله افتاده واخراج توپزن
ball توپ دور از دسترس توپزن
night-watchman توپزن پایان مسابقه کریکت
night watchman توپزن پایان مسابقه کریکت
out of one's ground تجاوز توپزن از محل ایستادن
leg hit ضربه بسمت محدوده توپزن
blooper پرتاب اهسته توپ به توپزن
night-watchmen توپزن پایان مسابقه کریکت
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
bulb root وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
minute gun توپی که به فواصل معین به احترام مرگ کسی شلیک میکند
yorker توپی که نزدیک پای توپ زن میافتد و زدن ان مشکل است
dig in جای پاکندن درزمین ازطرف توپزن
third man محل توپگیر دور از توپزن کریکت
silliest بیش از حد نزدیک بودن توپگیربه توپزن
opener هر کدام از دو توپزن اول بازی کریکت
sillier بیش از حد نزدیک بودن توپگیربه توپزن
throw out سوزاندن توپزن با ضربه به میلههای کریکت
half century 05 امتیاز یا بیشتر توپزن درمسابقه کریکت
yorked توپزن سوخته و اخراج شده کریکت
fined ضربه توپزن به پشت منطقه خود
fine ضربه توپزن به پشت منطقه خود
cleanup توپزن چهارم که معمولا قوی است
skittle سوزاندن چند توپزن به اسانی پشت سر هم
finest ضربه توپزن به پشت منطقه خود
coacher یک از دو نفر توپزن تیم بیس بال
bean ضربه زدن به سر توپزن باپرتاب توپ
silly بیش از حد نزدیک بودن توپگیربه توپزن
beans ضربه زدن به سر توپزن باپرتاب توپ
comebacker ضربه توپ زمینی بطرف توپزن
bowled باختن توپزن در نتیجه انداختن میله افقی
late cut ضربهای که توپ را به منطقه پشت توپزن می فرستد
leg side قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
leg glance ضربهای که توپ را مستقیما"به پشت توپزن می فرستد
castles میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
cover point محل بازیگر در نقطه معینی دور از توپزن
castle میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
send down پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
take guard وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
long off موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
square leg محل بازیگر در ردیف توپزن وکمی دور از او
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
snick توپی که با لبه چوب ضربه خورده و به عقب به سمت محافظ میله می رود
steals از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
off spin چرخش توپ که تغییر سمت نزدیک توپزن میدهد
leg theory روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
leg before wicket حرکت غیرمجاز توپزن در سدکردن راه توپ با پا یا بدن
pitches بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
pitch بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
long on موضه گرفتن در جلو توپزن ودور از او در طرف دیگر
called strick پرتابی که از منطقه توپزن می گذرد ولی ضربه نمیخورد
steal از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
brush back پرتاب توپ از بالا برای عقب راندن توپزن
leg break بلند شدن توپ از سمت توپزن بطرف میله
innings نوبت هر توپزن تا اخراج او مدتی که یک تیم توپ می زند
popping crease خط 8 متری در طرفین میله که محدوده جلویی توپزن است
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
coacher مامور علامت دادن ازمربی به توپزن فعال بیس بال
leg before ضربه خوردن به پا پیش ازمیله که باعث سوختن توپزن میشود
designated hitter بازیگر تعیین شده بعنوان توپزن بجای توپ انداز
half volley پرتاب نزدیک به توپزن که بیدرنگ پس از بلند شدن ضربه می خورد
bunter توپزن ماهر در ضربه بدون تاب دادن چوب بیس بال
outed مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
out مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
out- مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
leg bye امتیاز با دویدن در نتیجه خوردن توپ به بدن توپزن ومنحرف شدن ان
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
mouses توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
mouse توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
byes صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
bye صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
skittle که در طی که توپی بطرف میخ پرتاب میکنند ودرصورت اصابت به میخ برنده محسوب میشوند
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
widest توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com