Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
signal engineering
تکنیک جریان ضعیف
Search result with all words
communication engineering
تکنیک مخابرات تکنیک جریان ضعیف
Other Matches
low voltage engineering
تکنیک فشار ضعیف
low current
جریان ضعیف
weak current
جریان ضعیف
light current
جریان ضعیف
low voltage current
جریان فشار ضعیف
communication cable
کابل جریان ضعیف
light current engineering
مهندسی جریان ضعیف
low energy power circuit
مدار قدرت جریان ضعیف
softy
پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
softie
پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
softies
پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
marking current
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
palls
ضعیف شدن ضعیف کردن
pall
ضعیف شدن ضعیف کردن
palling
ضعیف شدن ضعیف کردن
palled
ضعیف شدن ضعیف کردن
leakage current
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
weak constitution
بنیه ضعیف ضعف بنیه مزاج ضعیف
practice
تکنیک
technic
تکنیک
technique
تکنیک
techniques
تکنیک
hydrotechnics
تکنیک اب
gei
تکنیک تکواندو
measuring technique
تکنیک سنجش
lighting engineering
تکنیک روشنایی
telegraph engineering
تکنیک تلگراف
telecommunication technique
تکنیک مخابرات
telecommunication technique
تکنیک ارتباطات
lighting
تکنیک نور
high vaccum engineering
تکنیک خلاء
illuminating engineering
تکنیک روشنایی
kihon
تکنیک کاراته
motoring
تکنیک اتومبیل
radio engineering
تکنیک رادیو
lubrication technology
تکنیک روغنکاری
highway engineering
تکنیک جاده سازی
telephone engineering
تکنیک یا مهندسی تلفن
precision engineering
تکنیک ابزار دقیق
foundry practice
تکنیک ریخته گری
kempo
تکنیک قدیم کاراته
low frequency engineering
تکنیک فرکانس پایین
bangoe gei
تکنیک دفاعی تکواندو
reference count technique
تکنیک شمارش ارجاعات
flows
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
push pull
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
railroad engineering
مهندسی یا تکنیک راه اهن
safety locking device
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
safety interlock
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
machining practice
تکنیک و روش براده برداری
telephone switching technique
تکنیک مراکز تلفن خودکار
room circuit
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
currents
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
invert
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
current
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverts
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
amp
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
boxless molding
تکنیک فرم دهی بدون جعبه
bit parallel
طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
safety locking devices
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
safety interlocks
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
materiel
قسمت مادی یا مکانیکی هنر تکنیک
heterodyne
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
low voltage distribution system
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
constrictor
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
constant current
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
induction current
جریان القاء شده جریان تحریک
counter current
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
heian sandan
اجرای هم زمان دو تکنیک اوچی اوکه و گدان باری
Industrialized building
[تکنیک ساخت و معماری ساختمان های صنعتی پیش ساخته]
selective clock stetching
تکنیک برطرف کردن اختلافات زمان گیری دیجیتال بین عناصر سیستم
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
current compensation
کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
parasitic current
جریان نشتی جریان خارجی
current flow
سیلان جریان فلوی جریان
three phase current
جریان سه فاز جریان دوار
hot dog skiing
اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
demands
تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demanded
تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demand
تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
gresham's law
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
circuitry
شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
idle current meter
دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
vortex ring state
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
high resolution bit mapped display
تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
slackest
ضعیف
poverty-stricken
ضعیف
poverty stricken
ضعیف
weaknesses
ضعیف
leans
ضعیف
puny
ضعیف
fragile
ضعیف
leaned
ضعیف
lean
ضعیف
slacks
ضعیف
slack
ضعیف
wonky
ضعیف
fainter
ضعیف
softest
ضعیف
adynamic
ضعیف
sappy
ضعیف
asthenic
ضعیف
faintest
ضعیف
langorous
ضعیف
poor
ضعیف
poorer
ضعیف
poorest
ضعیف
languid
ضعیف
faints
ضعیف
slender
ضعیف
pusillanimous
ضعیف
faint
ضعیف
softer
ضعیف
anemic
ضعیف
anile
ضعیف
fainted
ضعیف
infirm
ضعیف
weakest
ضعیف
weaker
ضعیف
weak
ضعیف
soft
ضعیف
weaklings
ضعیف
defenceless
ضعیف
swipes
ضعیف
amateurs
ضعیف
defective
ضعیف
feeblish
ضعیف
faintish
ضعیف
amateur
ضعیف
weakly
ضعیف
languorous
ضعیف
weakling
ضعیف
shakiest
سست ضعیف
hackers
تنیسور ضعیف
lowering
ضعیف کردن
shakier
سست ضعیف
lowers
ضعیف کردن
imbeciles
ضعیف العقل
low
پایین ضعیف
weaken
ضعیف شدن
hacker
تنیسور ضعیف
soft money
پول ضعیف
weak mixture
مخلوط ضعیف
attenuates
ضعیف کردن
weak minded
ضعیف الاراده
weak industry
صنعت ضعیف
attenuate
ضعیف کردن
unnerving
ضعیف کردن
unnerves
ضعیف کردن
unnerved
ضعیف کردن
unnerve
ضعیف کردن
weak economy
اقتصاد ضعیف
saps
ضعیف کردن
sapped
ضعیف کردن
sap
ضعیف کردن
attenuating
ضعیف کردن
decrepit
ضعیف وناتوان
imbecile
ضعیف العقل
weakened
ضعیف شدن
fray
ضعیف کردن
victim
حریف ضعیف
victims
حریف ضعیف
glimmers
روشنایی ضعیف
glimmerings
روشنایی ضعیف
glimmering
روشنایی ضعیف
weak currency
پول ضعیف
frayed
ضعیف کردن
frays
ضعیف کردن
dubs
بازیگر ضعیف
dubbed
بازیگر ضعیف
glimmered
روشنایی ضعیف
lowered
ضعیف کردن
lower
ضعیف کردن
weakening
ضعیف شدن
shaky
سست ضعیف
gleams
نور ضعیف
gleaming
نور ضعیف
gleamed
نور ضعیف
gleam
نور ضعیف
rickety
سست ضعیف
weakens
ضعیف شدن
attenuated
ضعیف کردن
glimmer
روشنایی ضعیف
dub
بازیگر ضعیف
water down
<idiom>
ضعیف شدن
hen hearted
ضعیف القلب
poorish
نسبتا ضعیف
low level signal
سیگنال ضعیف
feeblish
ضعیف نما
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com