English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
aluminum paste تکههای بسیار کوچک الومینیوم که مانع برخورداشعه ماوراء بنفش خورشیدبه سطح جسم میشوند
Other Matches
aluminum pigmented dope لعاب یا پرداخت که داخل ان تکههای کوچک الومینیوم بصورت معلق پراکنده شده است
ultraviolet ماوراء بنفش
violet ray اشعهء ماوراء بنفش
ultraviolet light نور ماوراء بنفش
ultra violet radiation تشعشع ماوراء بنفش
ultraviolet ray اشعه ماوراء بنفش پرتو فرابنفش
dosimeter وسیله اندازه گیری اشعه ماوراء بنفش در تابشهای خورشیدی و اسمانی
eprom PRO مخصوص که در زیرنور شدید ماوراء بنفش میتواند پاک شده و سپس دوباره برنامه ریزی شودmemory only programmableread erasableیک
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
spall تکههای جدا شده از زره تانک بعلت انفجار تکههای پرتاب شده از زره
contra rotating دو یا چند ملخ یا شفت که درخلاف جهت هم روی محورمشترکی میچرخند و بدین ترتیب مانع اثر نیروهای پیچشی میشوند
aluminium فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
aluminum فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
coordinated turn دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
tiniest بسیار کوچک
tiny بسیار کوچک
tinier بسیار کوچک
microdevice وسیله بسیار کوچک مثل ریزپردازنده
dial gage دستگاه اندازه گیری تغییربعدهای بسیار کوچک
feeler وسیله اندازه گیری فواصل بسیار کوچک
feelers وسیله اندازه گیری فواصل بسیار کوچک
underflow نتیجه عملیات عددی که برای بیان با دقت کامپیوتر بسیار کوچک است
hand-held کامپیوتر بسیار کوچک که در دست جا میشود مناسب برای ورود اطلاعات ابتدایی وقتی که ترمینالی فراهم نیست
smithereens تکههای ریز
file defragmentation پیوند تکههای فایل
color patches تکههای پارچه پرچم
pinchwheel چرخ کوچک در ماشین نوار که نوار را در محل نگه می دارد و مانع از حرکت آن میشود
slatted ساخته شده از تکههای باریک
snow blink تکههای ابر سفید در اسمان یا صفحه رادار
whisker کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
fracto cumulus ابرهای ناهموار کومولوس که در انها تکههای مختلف تغییرات پیوستهای را نشان میدهد
vlsi مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super- کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
hedgehog مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehogs مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
aluminium الومینیوم
alaminum الومینیوم
violets بنفش
violet بنفش
violaceous بنفش
aluminium foil کاغذ الومینیوم
aluminous مربوط به الومینیوم
aluminous محتوی الومینیوم
aluminiferous الومینیوم دار
alumina اکسید الومینیوم
aluminum oxide اکسید الومینیوم
aluminum alloy الیاژ الومینیوم
aluminous الومینیوم دار
aluminum coat روکش الومینیوم
lavender بنفش کمرنگ
lilacs یاس بنفش
violet blindness بنفش کوری
corona هاله بنفش
ultra violet ماورا بنفش
coronas هاله بنفش
ultraviolet ray پرتوماوراء بنفش
lilac یاس بنفش
amethysts لعل بنفش
mauve رنگ بنفش
violets بنفش رنگ
violet بنفش رنگ
amethysts درکوهی بنفش
amethyst درکوهی بنفش
amethyst لعل بنفش
methyl violet بنفش متیل
aluminize روکش ساختن از الومینیوم
sapphires سیلیکات الومینیوم و منیزیم
anodization پوشش الومینیوم از اکسیدالومینیوم
artificial aging افزایش استحکام الومینیوم
sapphire سیلیکات الومینیوم و منیزیم
alumina گل پاک یا اکسید الومینیوم
bauxite هیدروکسید الومینیوم بوکسیت
ultra high frequency بسامد بسیار بسیار زیاد
u.h.f. بسامد بسیار بسیار زیاد
overseas ماوراء بحار
supersonic ماوراء صوت
ultrasonic ماوراء صوت
supersensible ماوراء محسوسات
supernatural ماوراء طبیعی
aerospace فضای ماوراء جو
transcutaneal ماوراء پوستی
transmountain ماوراء کوهستانی
pellucid حائل ماوراء
ultrafiche ماوراء فیش
numinous ماوراء الطبیعه
transcutaneous ماوراء پوستی
transmontane ماوراء کوهستانی
hypersonic ماوراء الصوت
ultrasonics ماوراء صوت
initial voltage ولتاژ هاله بنفش
Fuchia <adj.> <noun> نوعی بنفش پررنگ
ultraviolet اشعه مادون بنفش
turquois فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
kyanite سیلیکات الومینیوم بفرمول 5SIO2AL
alclad نوعی ورقه از الیاژ الومینیوم
alum سولفات مضاعف الومینیوم و پتاسیم
aluminize روکش بااب الومینیوم دادن
aluminum coating by spraying amalgamate روکش الومینیوم کردن امیختن
turquoise فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquoises فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
ultrahigh frequency بسامد ماوراء زیاد
transcendentalism فلسفه ماوراء الطبیعه
meta metalanguage ماوراء فوق زبان
semiopaque کمی حاجب ماوراء
extraterrestrial radiation تابشهای ماوراء زمینی
transduction عبور از ماوراء چیزی
beyond انطرف ماوراء دورتر
transfinite ماوراء اعداد محدود
supernaturalism فلسفه ماوراء طبیعه
supersensible ماوراء عالم حواس
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
Blueviolet <adj.> <noun> رنگی بین آبی و بنفش
Redviolet رنگی میان بنفش و قرمز
Rosewood رنگی میان بنفش و قهوه ای
thallium عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
ultrashort drilling مته کاری ماوراء صوت
metaphysics مبحث علوم ماوراء طبیعی
metaphysician دانشمند علوم ماوراء طبیعی
metaphisical مربوط به علم ماوراء طبیعت
phonendoscope شنیده میشوند
mauve رنگ بنفش مایل به ارغوانی سیر
euclase بریلیوم و الومینیوم برنگ سبز روشن یا ابی
usli مجتمع سازی درمقیاس ماوراء بزرگ
diathermanous هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
tramontane واقع در ماوراء جبال الپ بیگانه
ultra large scale integration مجتمع سازی در مقیاس ماوراء بزرگ
diathermic هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
rosewood چوب بلسان بنفش نوعی اقاقیای بلند
crocus [saffron] گل زعفران جهت تهیه رنگ زرد و بنفش
alodine نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم
beryl سیلیکات بریلیوم و الومینیوم رنگ ابی متمایل به سبز
bandolite ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
transmarine واقع در انسوی دریا متعلق به ماوراء بحار
metaphysical وابسته بعلم ماوراء طبیعی علوم معقول
crest clearing محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
dammed سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dams سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
damming سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dam سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
boxes are made of wood جعبه ها از چوب ساخته میشوند
plastic zone منطقهای که در ان خاکها زیر و رو میشوند
ultraviolet light MORPG که محتوای آن با اشعه ماورای بنفش پاک میشود
ultraviolet ایجاد شده بوسیله اشعه ماورا بنفش یافرابنفش
alluvial deposit موادیکه هنگام حرکت اب ته نشین میشوند
single استفاده از اعدادی که در یک کلمه ذخیره میشوند
avoirdupois اشیاء و اجناسی که با توزین فروخته میشوند
alumetize الومینیوم روی فولاد باپیستوله تزریق شده و سپس گداخته می گردد
anodize روش ساخت و عملیات مربوط به الومینیوم و الیاژهای ان توسط اکسیداسیون اندیک
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
slsi Intergration Scale SuperLarge تراشه هایی با تراکم ماوراء بزرگ
pronominal adjective صفتی که اگر موصوف آن را بیندازند ضمیر میشوند
plasmodium نوعی از پلاسمودیدها که انگل یاختههای خون میشوند
bird's eye perspective پرسپکتیو اجسامی که از نقاط دور دیده میشوند
obstructor وسیله مانع تخریب مین مانع ضد اکتشاف مین
ocant altitude ارتفاع خارج از حدود مانع ارتفاع بالای مانع
oxyhydrogen blowpipe بوری زرگری که دران اکسیژن و ایدروژن با هم امیخته میشوند
in love - engaged - married عاشق . نامزد . متاهل [مرحله هایی که تا ازدواج طی میشوند]
reversal نیمی از سیکل نیروهایی که بصورت نوسانی وارد میشوند
reversals نیمی از سیکل نیروهایی که بصورت نوسانی وارد میشوند
data link راه اصلی که اطلاعات در ان بصورت دیجیتال منتقل میشوند
ballistic مربوط بعلم حرکت اجسامی که درهوا پرتاپ میشوند
hauled همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
phonoscope التی که بدان سیمهای ادوات موسیقی ازموده میشوند
hauling همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
back plate صفحه متحرکی که سیلندرچرخ و کفشکها روی ان سوار میشوند
hauls همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
haul همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
larkspur [نوعی گل میمون که در تهیه رنگ های گیاهی خصوصا زرد و بنفش بکار می رود.]
green manure گیاهانی نظیر شبدرکه جهت تقویت زمین کشت میشوند
forlorn hope دستهای که قبلا مامور حمله و بمباران جای محصوری میشوند
periodicals مجلاتی که بصورت دورهای ماهانه سه ماهه سالانه و ... منتشر میشوند
herdic کالسکهای که بدنه کوتاهی دارد واز عقب سوار ان میشوند
coated chippings خورده سنگهای قیراندود شدهای که در سطح جاده پخش میشوند
bulb root وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
harmotome سیلیکات ابدار الومینیوم وباریم که بلورهای ان بصورت جفت وصلیبی برنگهای مختلف یافت میشود
icebox rivet میخ پرچهای الومینیوم که تاموقع مصرف باید در دمای زیر صفر نگه داشته شوند
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
state-of-the-art بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
windbreaks درختستان یابوته هایی که برای جلوگیری از وزش باد کاشته میشوند
eft سیستمی که در آن کامپیوتر ها برای ارسال و دریافت پول به بانک استفاده میشوند
windbreak درختستان یابوته هایی که برای جلوگیری از وزش باد کاشته میشوند
nitralloy قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
anchor block بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
zeeman پدیدهای که در ان هر یک ازطیفهای خطی با عبور ازمیدان مغناطیسی به دو یاچند جزء تجزیه میشوند
palatals حروف لطعی یا حنکی حروفی که با گذاردن زبان بکام دهان تلفظ میشوند
His sculptures blend into nature as if they belonged there. مجسمه های او به طبیعت طوری آمیخته میشوند انگاری که آنها به آنجا تعلق دارند.
presentationism عقیده باینکه چیزهای واقعی هنگام درک در مغز انسان نمایش داده میشوند
black book دفتر ثبت نام تبه کاران ومجرمین یاکسانی که از انجام عملی ممنوع میشوند
lift strut پایه هایی که بار کششی حاصل از ایجاد نیروی برای بال را متحمل میشوند
multipropellant سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
blended شکل ایرودینامیکی که در ان اجزاء اصلی بدون هیچ خط یاحد و مرز مشخصی به یکدیگرمتصل میشوند
lift wire سیم هایی که بار کششی حاصل از ایجاد نیروی برای بال را متحمل میشوند
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
compound bending خمشی که دران لنگر پیچشی صفر بوده وتنشهای عمودی کششی وفشاری فاهر میشوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com