English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (3 milliseconds)
English Persian
treasure ثروت جواهر
treasured ثروت جواهر
treasures ثروت جواهر
treasuring ثروت جواهر
Other Matches
glyptography شناسائی نقشهای جواهر حکاکی در روی جواهر
silver spoon ثروت موروثی دارای ثروت موروثی ثروتمند
jewel جواهر
gems جواهر
gem جواهر
jewels جواهر
bijou جواهر
ornamented with jewles اراسته به جواهر
gemstone سنگ جواهر
gemstones سنگ جواهر
jewel box جعبه جواهر
bijouterie جواهر فروشی
jewel case قوطی جواهر
jeweler جواهر ساز
jewelry جواهر فروشی
gemmed جواهر نشان
gemmology جواهر شناسی
pendant جواهر آویزه
jewelers جواهر ساز
jewelers جواهر فروش
jeweller جواهر ساز
jeweller جواهر فروش
jewellers جواهر ساز
jewellers جواهر فروش
wealth ثروت
fortunes ثروت
fortune ثروت
moneybags ثروت
riches ثروت
warison ثروت
riviere گردن بند جواهر
as good as gold <idiom> مثل یک تکه جواهر
trinketry جواهر الات بدلی
bibelot جواهر یازینت کم ارزش
armlet بازوبند [بعنوان جواهر]
trinketer فروشنده جواهر بدلی
inlaid جواهر نشان شده
inlaid with gems جواهر نشان مرصع
ouch جواهر سنجاق قفلی
glyptograph نقش روی جواهر
jeweler جواهر فروش جواهری
wealth of nations ثروت ملل
wealth tax مالیات بر ثروت
wealth effect اثر ثروت
mammon ممونا ثروت
purse proud مغرور از ثروت
plutonomy علم ثروت
plutology ثروت شناسی
plutolatry ثروت پرستی
social wealth ثروت اجتماعی
net wealth ثروت خالص
wealth creation ایجاد ثروت
mammonism ثروت پرستی
national wealth ثروت ملی
economic wealth ثروت اقتصادی
fortune دارایی ثروت
bonanzas ثروت باداورده
bonanza ثروت باداورده
fortunes دارایی ثروت
commonwealth ثروت عمومی
commonwealths ثروت عمومی
worth سزاوار ثروت
weals ثروت دارایی
weal ثروت دارایی
windfall ثروت باداورده
windfalls ثروت باداورده
wealth distribution توزیع ثروت
distribution of wealth توزیع ثروت
affluence فراوانی ثروت
riches ثروت زیاد
dismal science علم ثروت
money مسکوک ثروت
political economy علم ثروت
possession ثروت ید تسلط
trinket چیز کم خرج جواهر بدلی
setters جواهر نشان حروف چین
trinkets چیز کم خرج جواهر بدلی
setter جواهر نشان حروف چین
casket جعبه جواهر صندوق یاتابوت
caskets جعبه جواهر صندوق یاتابوت
aigrette شاخهء جواهر دستهء کرک
pendant necklace گردن بند با جواهر آویزه
wealth saving relationship رابطه ثروت و پس انداز
to grow rich ثروت بهم زدن
productive فراور مولد ثروت
white elephant <idiom> ثروت یا مالکیت بیفایده
he is possessed of wealth او دارای ثروت است
redistribution of wealth توزیع دوباره ثروت
patrimonies ثروت موروثی میراث
patrimony ثروت موروثی میراث
mammonite ثروت دوست زرپرست
man made wealth ثروت ساخت بشر
political economist متخصص علم ثروت
scarab تکه جواهر سوسک سرگین غلتان
marquize نگین بیضی شکل که از جواهر باشد
gold ثروت رنگ زرد طلایی
golds ثروت رنگ زرد طلایی
gems سنگ گران بها جواهر نشان کردن
facets سطوح کوچک جواهر و سنگهای قیمتی تراش
facet سطوح کوچک جواهر و سنگهای قیمتی تراش
gem سنگ گران بها جواهر نشان کردن
socialist سوسیالیست طرفدار توزیع وتعدیل ثروت
He left a large fortuue. ثروت هنگفتی را به ارث (باقی )گذاشت
It is immaterial how rich he may be . مهم نیست چقدر ثروت داشته با شد
social security wealth ثروت ناشی از نظام تامین اجتماعی
socialists سوسیالیست طرفدار توزیع وتعدیل ثروت
he aims at riches مقصودش مال اندوزی است میزندبرای ثروت
To squander tyhe national wealth. ثروت ملی را آتش زدن (برباد دادن )
gem-set rug قالچه جواهر نشان [بیشتر در هند رواج داشته و قدمت آن به بیش از صد سال می رسد.]
capital levy مالیات بر سرمایه افرادحقیقی قسمتی از ثروت کشورکه جبرا" توسط دولت اخذ میشود
physiocracy حکومت بخکم عوامل طبیعی عقیده باینکه زمین یگانه سرچشمه ثروت است
physiocrat کسیکه معتقداست که زمین یگانه سرچشمه ثروت است وحکومت بایدتابع طبیعت باشد
physiocrats اقتصاددانان فرانسوی قرن هیجده که معتقد بودند زمین و طبیعت یگانه منبع ثروت است
lithoglyptics کنده کاری روی گوهر حکاکی روی جواهر
invisible hand منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com