English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English Persian
mammifer جانور پستاندار
mammiferous جانور پستاندار
Search result with all words
ruminant جانور پستاندار نشخوار کننده
Other Matches
epizoic زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
mammal پستاندار
mammate پستاندار
mammalian پستاندار
mammiferous پستاندار
zoo ecology قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
suckled پستاندار شیرخوار
monotreme پستاندار تخم کن
suckles پستاندار شیرخوار
suckle پستاندار شیرخوار
boars جنس نرحیوانات پستاندار
boar جنس نرحیوانات پستاندار
flying lemur نوعی پستاندار شب خیز
insectivore پستاندار حشره خوار
weasel جانوران پستاندار شبیه راسو
racoon or raccoon یکجور پستاندار گوشتخوار درامریکا
weasels جانوران پستاندار شبیه راسو
blasetocyst جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
platypus پستاندار ابزی ومنقاردار و صدفخوار جنوب استرالیا
creature جانور
he جانور نر
creatures جانور
animalize جانور
apod جانور بی پا
nightwalker جانور شب پر
structure of an animal جانور
malacostracan جانور
ruffianly جانور خو
it pron ان جانور
johnny جانور نر
it ان جانور
animal جانور
beasts جانور
beast جانور
animals جانور
brutality جانور خویی
saprozoon جانور پوده زی
stinkard جانور بدبو
shell fish جانور صدف
edentate جانور بی دندان
saxicolous جانور سنگ زی
scrag جانور نحیف
saxicoline جانور سنگ زی
tardigrade جانور کندرو
ungulate جانور سم دار
strays جانور بی صاحب
zoophilous علاقمند به جانور
zoophilic علاقمند به جانور
zoophagous جانور خوار
animalculum جانور ریزه
animalist نقاش جانور
straying جانور بی صاحب
stray جانور بی صاحب
beastliness جانور خویی
brutalization جانور خویی
craw معده جانور
brutalities جانور خویی
pudge جانور چاق
pelagian جانور دریایی
amoebas جانور تک سلولی
amoebae جانور تک سلولی
amoeba جانور تک سلولی
amebas جانور تک سلولی
amebae جانور تک سلولی
milker جانور شیرده
monocule جانور یک چشم
perissodactyl جانور فرد سم
rodent جانور جونده
polystome جانور بسیار
polystomatous جانور بسیار
polypod جانور بسیارپا
pollard جانور بی شاخ
poikilothermism خونسردی جانور
poikilotherm جانور خونسرد
rodents جانور جونده
plantigrade جانور دوپا
nekton جانور شناور
game جانور شکاری
in heat [American E] <adj.> حشری [جانور زن]
scavengers جانور لاشخور
zoomorphic <adj.> جانور گونه
on heat [British E] <adj.> حشری [جانور زن]
proud <adj.> جانور حشری
fauna جانور نامه
brutal جانور خوی
hybrid جانور دورگه
zootomy جانور شکافی
strayed جانور ولگرد
brutes جانور حیوان
zoologist جانور شناس
zootheism جانور پرستی
brute جانور حیوان
zoology جانور شناسی
scavenger جانور لاشخور
phytozoon جانور گیاه نما
pleophagous چند جانور خوار
orc جانور بزرگ دریایی
phyllopod جانور برگ پای
orca جانور بزرگ دریایی
quadruped چهارپا [جانور شناسی]
paleozoology دیرین جانور شناسی
nervure رگه بندی جانور
ratcatcher موش گیر [جانور]
in rut <adj.> حشری [جانور شناسی]
rutting <adj.> حشری [جانور مرد]
tropicopolitan گیاه یا جانور گرمسیری
viviparous جانور زنده زا ولود
ratter موش گیر [جانور]
white face جانور پیشانی سفید
rat catcher موش گیر [جانور]
zoography جانور شناسی تطبیقی
zoomorphic شبیه جانور جانورسان
zoophyte جانور گیاه سان
endotherm جانور خون گرم
shedder جانور پوست انداز
nematocyst نیش جانور مرجانی
molluscs جانور نرم تن حلزون
amphibiotic وابسته به جانور دوزیستی
animalcule جانور ذره بینی
animalculum جانور ذره بینی
anteater جانور پستاندارمورچه خوار
arthropod جانور مفصل دار
beast of ravin جانور درنده یاشکاری
bestialize جانور خوی نمودن
marsupials جانور کیسه دار
marsupial جانور کیسه دار
lairs محل استراحت جانور
lair محل استراحت جانور
dentition وضع تعداددندانهای جانور
female زنانه جانور ماده
amoebic وابسته به جانور تک سلولی
anteaters جانور پستاندارمورچه خوار
dolphin دولفین [جانور شناسی]
mollusc جانور نرم تن حلزون
slugs چارپاره جانور کندرو
tentacle موی حساس جانور
tentacles موی حساس جانور
slug چارپاره جانور کندرو
aquatic جانور یا گیاه ابزی
sac عضوکیسه مانند جانور
sacs عضوکیسه مانند جانور
heat طلب شدن جانور
migrants سیار جانور مهاجر
migrant سیار جانور مهاجر
scavengers جانور کثافت خور
scavenger جانور کثافت خور
heats طلب شدن جانور
footpad پای جانور پهنه پا
mollusk جانور نرم تن حلزون
pachyderms جانور پوست کلفت
jumbos جانور غول اسا
malacoderm جانور نرم پوست
jumbo جانور غول اسا
slugged چارپاره جانور کندرو
pachyderm جانور پوست کلفت
hilding جانور یا اسب بی ارزش
holozoic جانور خوراک گیر
vermin جانور افت حشرات موذی
Rutilus kutum ماهی سفید [جانور شناسی]
isopod جانور سخت پوست بر>=< پای
Rutilus frisii ماهی سفید [جانور شناسی]
lyncean مانند جانور سیاه گوش
bestial شبیه حیوان جانور خوی
Caspian White Fish ماهی سفید [جانور شناسی]
isopodan جانور سخت پوست بر>=< پای
beaver سگ آبی [حیوانات و جانور شناسی]
crest یال [حیوانات و جانور شناسی]
mane یال [حیوانات و جانور شناسی]
cyclostomate وابسته به جانور دهان گرد
slugs جانور تنبل گردونه کندرو
omnivore جانور همه چیز خوار
slugged جانور تنبل گردونه کندرو
phylogeny تاریخ نژادی جانور یا گیاه
slug جانور تنبل گردونه کندرو
Caspian kutum ماهی سفید [جانور شناسی]
insectivore جانور یا گیاه حشره خوار
Black Sea roach [Rutilus frisii] ماهی سفید [جانور شناسی]
cyclostomatous وابسته به جانور دهان گرد
cyclostome جانور از راسته دهان گردان
purebred جانور یا گیاه خوش نژاد
vivisector تشریح کننده جانور زنده
hatchling جانور تازه متولد نوزاد
zoological وابسته به جانور شناسی حیوان
gast وحشت جانور بدون اولاد
endozoic دارای زندگی دردرون جانور
fisher جانور ماهیخوار کرجی ماهیگیری
scalawag جانور نحیف وکم ارزش
kutum [Rutilus frisii] ماهی سفید [جانور شناسی]
unicorn جانور افسانهای دارای یک شاخ
unicorns جانور افسانهای دارای یک شاخ
swamper جانور یا چیزی که در مرداب فرو رود
geoduck نوعی جانور نرم تن یاصدف خوراکی
wombat جانور کیسه داری شبیه خرس
wombats جانور کیسه داری شبیه خرس
zoomorphic دارای خدایان مجسم بشکل جانور
zooplankton جانور ریز شناور برسطح دریا
zooplasty فن پیوند زدن گوشت جانور به انسان
zoographical وابسته به جانور شناسی تطبیقی و توصیفی
zoographic وابسته به جانور شناسی تطبیقی و توصیفی
logotype وجه تسمیه نوع جانور یاگیاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com