Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
gate chamber wall
جایگاه حرکت دریچه
Other Matches
coulisse
ناویا شیاری که دریچه بند اب دران حرکت میکند
and gate
دریچه و دریچه ضرب منطقی
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
flux valve
دریچه اکتشاف میدان مین دریچه اکتشاف مغناطیسی مین
positioned
جایگاه
placing
جایگاه
places
جایگاه
housed
جایگاه جا
stations
جایگاه
house
جایگاه جا
station
جایگاه
position
جایگاه
place
جایگاه
stationed
جایگاه
limb top
جایگاه
cabin
جایگاه
houses
جایگاه جا
toll house
جایگاه
lattice site
جایگاه شبکه
operating room
جایگاه عمل
home range
جایگاه حیوانات
gallery
جایگاه تماشاگران
operating rooms
جایگاه عمل
hibernaculum
جایگاه زمستانی
stands
جایگاه تماشاگران
grandstands
جایگاه سرپوشیده
galleries
جایگاه تماشاگران
band-stand
جایگاه ارکستر
stalling
لژ جایگاه ویژه
grandstand
جایگاه سرپوشیده
stall
لژ جایگاه ویژه
engine house
جایگاه لوکوموتیو
sanctuaries
جایگاه مقدس
seats
جایگاه نشاندن
seated
جایگاه نشاندن
booths
جایگاه رژه
flash house
جایگاه دزدان
booth
جایگاه رژه
seat
جایگاه نشاندن
banstand
جایگاه ارکست
picture theatre
جایگاه سینما
site plan
نقشه جایگاه
pumping ststion
جایگاه تلمبه
picturedrome
جایگاه سینما
picture palace
جایگاه سینما
scene of destruction
جایگاه خرابیها
expanse of rubble
جایگاه خرابیها
expanse of ruins
جایگاه خرابیها
telephone station
جایگاه تلفن
sanctuary
جایگاه مقدس
parking place
جایگاه توقف
ordinal position
جایگاه ترتیبی
stone work
جایگاه سنگ تراشی
bars
جایگاه متهمین در دادگاه
dram shop
جایگاه نوشابه فروشی
bar
جایگاه متهمین در دادگاه
podium
بالکن جایگاه مخصوص
paper advance setting
جایگاه پیشرفته ورق
dock
جایگاه متهم در دادگاه
press boxes
لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
news-stands
جایگاه فروش روزنامه
stand one's ground
<idiom>
حمایت از جایگاه شخص
podiums
بالکن جایگاه مخصوص
news-stand
جایگاه فروش روزنامه
news stand
جایگاه فروش روزنامه
choir-wall
[دیواره ی جداکننده جایگاه]
docks
جایگاه متهم در دادگاه
docked
جایگاه متهم در دادگاه
press box
لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
swinery
پرورشگاه یا جایگاه خوکان
menageries
جایگاه دام ودد
fire post
جایگاه اتش نشانی
sail loft
جایگاه بادبان سازی
malt house
جایگاه مالت سازی
platform
کف راه جایگاه خطابه
oarlock
جایگاه فلزی پارو
stand
جایگاه گواه در دادگاه
platforms
کف راه جایگاه خطابه
sanctum
قدس جایگاه مقدس
lay by
جایگاه ایست ایستگاه
menagerie
جایگاه دام ودد
lay-by
جایگاه ایست ایستگاه
lay-bys
جایگاه ایست ایستگاه
far turn
پیچ سمت جایگاه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
location
جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
altar of credence
[جایگاه نان و شراب مقدس]
orchestras
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
choir-loft
[بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
orchestra
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
locations
جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
haras
جایگاه تخم کشی اسب
witness box
جایگاه شهود گواه جای
witness box
جایگاه ویژه گواهان در دادگاه
perch
جایگاه بلند جای امن
perched
جایگاه بلند جای امن
perches
جایگاه بلند جای امن
perching
جایگاه بلند جای امن
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tap room
جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
lubritorium
جایگاه مخصوص روغن کاری ماشین
antechoir
جایگاه مخصوص روحانیون وسرایندگان در کلیسا
choir-aisle
[راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
fore
[جایگاه مخصوص روحانیون و سرایندگان در کلیسا]
clubhouse
ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
clubhouses
ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
porter house
جایگاه فروش و صرف ابجووکباب و مانند انها
Pay attention to the house rules
[hazard statements]
.
توجه بکنید به قواعد جایگاه
[اظهارات خطر]
.
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
grandstand
جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
grandstands
جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
band shell
جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
trap door
دریچه
or gate
دریچه OR
not gate
دریچه نا
hatch
دریچه
vented
دریچه
hatched
دریچه
floodgate
دریچه سد
scuttles
دریچه
scuttling
دریچه
vents
دریچه
gates
دریچه
plunger
بی دریچه
scuttled
دریچه
venting
دریچه
valve
دریچه
gate
دریچه
hatches
دریچه
scuttle
دریچه
plungers
بی دریچه
or gate
دریچه یا
ventil
دریچه
sluiced
دریچه سد
slackers
دریچه
sluices
دریچه سد
slacker
دریچه
aperture
دریچه
snifting valve
دریچه
loop
دریچه
manholes
دریچه تک رو
looped
دریچه
valveless
بی دریچه
loops
دریچه
port
دریچه
shutter
دریچه
and gate
دریچه و
sluice gate
دریچه
lids
دریچه
sluice
دریچه سد
lidless
بی دریچه
trap
دریچه
sally port
دریچه
trapdoor
دریچه
trapdoors
دریچه
not or gate
دریچه نا- یا
vent
دریچه
not and gate
دریچه نا- و
valves
دریچه
valvate
دریچه
manhole
دریچه تک رو
lid
دریچه
shutters
دریچه
choir-rail
[ردیفی از نرده ها یا جداره ی مشبک که جایگاه همسرایان را از شبستان کلیسا جدا می کند.]
iconostasis
[پرده ای بین جایگاه مقدس و فضای اصلی در کلیساهای ارتدکس یونان و روسیه]
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com