Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English
Persian
launch
جا انداختن کالا در بازار
launched
جا انداختن کالا در بازار
launches
جا انداختن کالا در بازار
launching
جا انداختن کالا در بازار
Other Matches
dumping
فروش کالا در بازار خارج به قیمتی ارزانتر از بازار داخل
walras law
براساس این قانون در تعادل عمومی بازارها با دخالت بازار پول چنانچه تعدادی بازار کالا درحالت تعادل قرارداشته باشنددر این صورت بازار بعدی که میتواند بازار پول باشد نیز درحالت تعادل قرار خواهدداشت
commodity market
بازار کالا
initial campaign
معرفی کالا به بازار
market acceptance
پذیرش کالا توسط بازار
marketplace
میدان فروش کالا بازار
market research
تحقیقات علمی در بازار ودادوستد کالا
launches
جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launch
جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launching
جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launched
جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
product launch
جا انداختن محصول در بازار
buyer's over
حالتی در بازار که پس ازفروش تمام کالا هنور کالای مربوطه مورد نقاضا میباشد
cartels
توافق رسمی بین فروشندگان یک کالا بمنظورتعیین قیمت و مقدار فروش وکنترل اعضای بازار
cartel
توافق رسمی بین فروشندگان یک کالا بمنظورتعیین قیمت و مقدار فروش وکنترل اعضای بازار
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
market research
تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
fairest
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fair
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairs
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairer
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
supporting goods
موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
cob web theorem
ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است .
transire
برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
department store
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department stores
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
market failure
شکست بازار نارسائی بازار
barter with someone
با کسی دادوستد کالا با کالا کردن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
shelf life
مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
to barter
[to trade by barter]
دادوستد کالا با کالا کردن
say's law
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
cash on delivery
فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
market value
در بازار قیمت بازار
freightliner
شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
demand elasticity
درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
throughput capacity
فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
consignee
گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
c & f
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
bring down
به زمین انداختن حریف انداختن شکار
market economy
اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market economies
اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
horrified
بهراس انداختن به بیم انداختن
horrify
بهراس انداختن به بیم انداختن
horrifying
بهراس انداختن به بیم انداختن
jeopard
بخطر انداختن بمخاطره انداختن
horrifies
بهراس انداختن به بیم انداختن
steer roping
کمند انداختن به گاو ونگهداشتن ناگهانی اسب برای انداختن گاو بزمین
let down
پایین انداختن انداختن
shopping center
بازار
agora
بازار
trone
بازار
market place
بازار
market places
بازار
the mareet was weak
بازار
marketed
بازار
mart
بازار
market
بازار
bazaars
بازار
cloth-hall
بازار
markets
بازار
bazaar
بازار
market penetration
نفوذ به بازار
fair market
هفته بازار
market price
قیمت بازار
market risk
خطر بازار
market survey
بررسی بازار
market review
بررسی بازار
foreign exchange market
بازار ارز
falling market
بازار رو به زوال
fair market
بازار مکاره
tenors
بازار سلف
market prices
قیمتهای بازار
market overt
بازار اشکار
market economies
اقتصاد بازار
slumps
کسادی بازار
domestic market
بازار داخلی
seller's market
بازار فروشنده
sharing the market
تقسیم بازار
slumping
کسادی بازار
slumped
کسادی بازار
dead market
بازار کم فروش
dead market
بازار کساد
download
بازار کارافتاده
market research
بررسی بازار
exchange market
بازار اسعار
market oriented
در جهت بازار
market opportunity
فرصت بازار
market mechanism
مکانیسم بازار
market leader
پیشرو بازار
foreign market
بازار خارج
market economy
اقتصاد بازار
sales area
بازار فروش
credit market
بازار اعتباری
market imperfection
نقص بازار
Common Market
بازار مشترک
market equilibrium
تعادل بازار
market leader
پیشقدم در بازار
free markets
بازار ازاد
free market
بازار ازاد
marketplace
بازار گاه
open market
بازار باز
market functions
وفائف بازار
sale
بازار فروش
market freedom
ازادی بازار
outlet
بازار فروش
outlets
بازار فروش
narrow market
بازار محدود
market forces
نیروهای بازار
marketing
بازار یابی
oil market
بازار نفت
market failure
ناتوانی بازار
open market
بازار ازاد
market demand
تقاضای بازار
market appraisal
سنجش بازار
market structure
ساخت بازار
market share
سهم بازار
market segmentation
تجزیه بازار
imperfect market
بازار ناقص
home market
بازار داخلی
historical cost
قیمت بازار
market segmentation
تقسیم بازار
money market
بازار پول
money markets
بازار پول
tenor
بازار سلف
labor market
بازار کار
loan market
بازار وام
supermarket
ابر بازار
supermarkets
ابر بازار
perfect market
بازار کامل
market value
قیمت بازار
market trust
بازار انحصاری
market trends
روندهای بازار
market system
نظام بازار
market structure
بنیان بازار
gold market
بازار طلا
emporia
بازار بزرگ
aggregate market demand
تقاضای کل بازار
aggregate market supply
عرضه کل بازار
bearish market
بازار رو به افول
gluts
پر کردن بازار
glut
پر کردن بازار
brand leader
پیشرو در بازار
the market is dull
بازار کساداست
bullion market
بازار شمش
bullish market
بازار احتکاری
black markets
بازار سیاه
emporium
بازار بزرگ
carpet market
بازار فرش
emporiums
بازار بزرگ
EEC
بازار مشترک
widening of market
گسترش بازار
black market
بازار سیاه
wage market
بازار دستمزد
bullish market
بازار رو به رونق
buyer's market
بازار خرید
competitions
بازار ازاد
spot market
بازار نقدی
county fair
بازار روز
county fair
بازار مکاره
competition
بازار ازاد
financial market
بازار مالی
mart
بازار مالی
slump
کسادی بازار
bourse
بازار سهام
buyers market
بازار خرید
capital market
بازار سرمایه
market rate of interest
نرخ بهره بازار
market clearing price
قیمت تعادل در بازار
cornering the market
قبضه نمودن بازار
organize
بازار سازمان یافته
open market operations
عملیات بازار ازاد
open market price
قیمت بازار ازاد
To depress the market .
بازار را کساد کردن
market directed economy
اقتصاد مبتنی بر بازار
organizing
بازار سازمان یافته
open market rate
نرخ بازار ازاد
open purchase
خرید از بازار ازاد
markets
در بازار دادوستد کردن
marketability
قابلیت عرضه در بازار
market information
اطلاعات و دادههای بازار
market grades and grading
طبقه بندی بازار
market
بازار فروش
[اقتصاد]
marketed
به بازار عرضه کردن
market
به بازار عرضه کردن
organising
بازار سازمان یافته
market
در بازار دادوستد کردن
to put on the market
به بازار عرضه کردن
organises
بازار سازمان یافته
to place on the market
به بازار عرضه کردن
markets
به بازار عرضه کردن
market imperfection
ناقص بودن بازار
market forces
عوامل موثردر بازار
the market is dull
بازار راکد است
marketed
در بازار دادوستد کردن
black market operations
عملیات بازار سیاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com