English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
shock front جبهه یا خط جبهه موج انفجار گلوله اتمی
Other Matches
pressure front جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
huygen's principle قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
frontages ملوان جبهه جبهه
frontage ملوان جبهه جبهه
shock waves موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
shock wave موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
zero point نقطه مرکزی گلوله اتشین اتمی در لحظه انفجار
rear echelon قسمت عقب جبهه عقب جبهه
nuclear stalemate گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
early time زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
implosion weapon جنگ افزار اتمی حساس قابل انفجار با تجزیه اتمی
front view جبهه
face جبهه
faces جبهه
facade جبهه
facades جبهه
sinciput جبهه
fanades جبهه
deploy جبهه
front جبهه
flanked جبهه
flank جبهه
fronting جبهه
flanking جبهه
deploys جبهه
vaward جبهه
deploying جبهه
warmfront جبهه گرم
tympanum جبهه کلیسا
line جبهه جنگ
line replacement تعویض خط جبهه
liner سرباز خط جبهه
lines جبهه جنگ
penetration نفوذ در جبهه
water front جبهه رطوبتی
superficies نما جبهه
out of line خارج از خط جبهه
frontage عرض جبهه
tympanon جبهه کلیسا
wave front جبهه موج
frontages عرض جبهه
split از جبهه دورافتادن
liners سرباز خط جبهه
fronting جبهه هوا
battle line خط جبهه ناوها
popular front جبهه ملی
front lines خط مقدم جبهه
tympan جبهه کلیسا
front جبهه هوا
fronting منادی جبهه جنگ
frontogenesis ایجاد جبهه واحد
lateral control کنترل در عرض جبهه
cold fronts جبهه هوای سرد
wave front جبهه امواج رادیویی
pockets پیش رفتگی خط جبهه
front lines خطوط جلو جبهه
warm fronts جبهه هوای گرم
pocket پیش رفتگی خط جبهه
warm front جبهه هوای گرم
in other sectors در قسمتهای دیگر جبهه
front منادی جبهه جنگ
popular front جبهه خلق ملی
linesmen سربازخط جبهه خط بان
cold front جبهه هوای سرد
linesman سربازخط جبهه خط بان
strongside مربوط به جبهه قوی زمین
prevent defence جبهه دفاعی با استفاده از نفراضافی
limited objective هدف نزدیک به جبهه دشمن
split end گیرنده توپ در انتهای خط جبهه
split t نوعی طرح تهاجمی شبیه به جبهه تی
extended defense پدافند در جبهه عریض به طور منطقهای
frontolysis زدودن یا معدوم ساختن جبهه هوایی
orthograph تصویر جبهه ساختمان با خط ها و گوشههای راست
lateral افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
fire ball گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
stationary front جبهه حد فاصل بین دو توده هوای راکد
rimrock صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
d , top concept تدابیر مخصوص رساندن اماداز کارخانه یا سکو تا خط جبهه
guerrilla جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
guerrillas جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
strong side سمتی از زمین که در لحظه معین توپ انجاست سمت جبهه تهاجمی
guerillas جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
atom samshing انفجار اتمی
atom samsher دستگاه انفجار اتمی
atomic time زمان انفجار اتمی
military testament وصیتنامه فرد نظامی در جبهه جنگ که مشمول قواعد وصیتنامههای عادی نمیباشد و بدون رعایت تشریفات قانونی معتبراست
afterwinds باد مخالف جهت انفجار اتمی
front de liberation national جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
sanctuaries منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuary منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
mach stem جبهه موج حاصل از تلاقی موج برخوردی و منعکس
late time زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
warned protected قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
nuclear equipoise گلوله اتمی ممنوعه
warned exposed قابلیت اسیب پذیری نیروهای خودی نسبت به انفجار اتمی
line replacement یکان تعویض کننده یکان جبهه
absolute dud گلوله اتمی عمل نکرده
yield قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yielded قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yields قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
nuclear equipoise گلوله اتمی که نبایستی مورداستفاده قرار گیرد
penetration نفوذ در جبهه دشمن داخل شدن درصفوف دشمن نفوذ در شبکه اطلاعات یااداری
d , top concept تدابیر لازم برای رساندن سطح اماد سکو به سطح لازم در جبهه
crater analysis تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
supercritical حالت اماده به انفجار ماده اتمی ترکیب اماده به انفجاراتمی
flare dud گلوله اتمی که در ارتفاع بیش از ارتفاع پیش بینی شده منفجر میشود
contact burst preclusion ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
minometer دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی وسیله اندازه گیری دوز اتمی
rainout ریزش ابر اتمی به علت رطوبت هوا بارش غبار اتمی
isotopy دارای تساوی در اعداد اتمی برابری عددی اتمی
proliferation سیستم گسترش اتمی یاگسترش تولید اتمی
explosive train مدار انفجار مسیر انفجار
burning train مسیر انفجار سیکل انفجار
blast line مسیرموج انفجار خط موج انفجار
atomic weight وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
sensing تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
trends مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
misses موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
missed موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trend مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
fallout contours خطوط میزان منحنی تشعشع اتمی یا نشان دهنده شدت تشعشع اتمی
clean weapon جنگ افزار اتمی کم ریزش جنگ اتمی که اثار باقیه کم داشته باشد
european atomic energy community جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
sabot کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
clue گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clues گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
frangible bullet گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
chemical horn مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
ogive ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
nucleon اجزای داخل هسته اتمی هستک هسته اتمی
splinterproof ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
dud منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
velocity jump جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
fission to yield ratio توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
maximum ordinate حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
atomic demolition munition خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
cloud chamber effect اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
base of trajectory تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
square base کف گلوله یا قسمت ته گلوله
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
side spray بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
ballistics of penetration شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
blast انفجار
blastment انفجار
pop انفجار
blow out انفجار
burst انفجار
bursts انفجار
blasting انفجار
popped انفجار
pops انفجار
blasts انفجار
brisance انفجار
explosions انفجار
explosion انفجار
blow-ups انفجار
blow-up انفجار
detonations انفجار
displosion انفجار
eruption انفجار
blow up انفجار
plosion انفجار
detonation انفجار
blasting machine دستگاه انفجار
information explosion انفجار اطلاعات
high order detonation انفجار شدید
lead in مداررابط انفجار
ignitor وسیله انفجار
implosion انفجار از داخل
impact action اثر انفجار
inexplosive غیرقابل انفجار
blast wave موج انفجار
dead center ignition نقطه انفجار
detonative اماده انفجار
destruct system سیستم انفجار
detonable قابل انفجار
detonatable قابل انفجار
detonating slab مسیر انفجار
detonation charge خرج انفجار
detonation cord سیم انفجار
explosimeter انفجار سنج
crepitation انفجار مکرر
explosive قابل انفجار
blast effect اثر انفجار
big bang انفجار بزرگ
blow out سوختن انفجار
bursting set محل انفجار
combustiblity قابلیت انفجار
combustion chamber اطاق انفجار
burst wave موج انفجار
countermining انفجار ضد مین
aerial burst انفجار هوایی
explosion hazard خطر انفجار
explosion proof پوشش ضد انفجار
detonation انفجار ناگهانی
POWs صدای انفجار
POW صدای انفجار
fire time زمان انفجار
sonic booms انفجار صوتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com