Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
accessory gear box
جعبه چرخدنده فرعی
Other Matches
containers
جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
container
جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
drive wheel
چرخدنده
bell gear
چرخدنده ثابت بزرگی درسیستم کاهش دور سیارهای
hypoid
چرخدنده هایی برای انتقال حرکت و قدرت بین شفت ها یامحورهای متنافر
magazine
مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazines
مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
limber chest
جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
subspecies
قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
by pass
بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass
گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype
بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
box pass
جعبه کالیبر جعبه پاس
air turbine starter
استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
modification kit
جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
oil gear
جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
stbtitle
عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
kits
جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kit
جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
sublease
اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
subsidiary
فرعی
subsidiaries
فرعی
min
فرعی
second class
فرعی
inferiors
فرعی
incident
فرعی
adjuncts
فرعی
by
فرعی
accessory
فرعی
lateral
فرعی
derivatives
فرعی
secondary
فرعی
derivative
فرعی
inferior
فرعی
petty
فرعی
sub dam
سد فرعی
minor
فرعی
succursal
فرعی
incidents
فرعی
adjunct
فرعی
byeffect
اثر فرعی
branch lines
خط فرعی
by-effect
اثر فرعی
adverse reaction
اثر فرعی
subaltern
فرعی
ancillary
فرعی
spillover effect
اثر فرعی
fall-out
[side effect]
اثر فرعی
half deck
پل فرعی
branch line
خط فرعی
secondary effect
اثر فرعی
subalterns
فرعی
tributary
فرعی
extrinsic
فرعی
tributaries
فرعی
accessorial
فرعی
cases
جعبه
chest
جعبه
cist
جعبه
chest set
جعبه
boxes
جعبه
box
جعبه
case
جعبه
kits
جعبه
kit
جعبه
hutch
جعبه
drawers
جعبه
hot bus bar
جعبه
drawer
جعبه
air box
جعبه دم
box pass
جعبه رخ ده
chests
جعبه
cages
جعبه
cage
جعبه
hutches
جعبه
incasement
جعبه
derived unit
واحد فرعی
daughter chain
زنجیر فرعی
subdivisions
بخش فرعی
cotype
نوعی فرعی
corollary
نتیجه فرعی
coproduct
محصول فرعی
corollaries
نتیجه فرعی
bypass
مسیر فرعی
secondary unit
واحد فرعی
side effect
اثر فرعی
annex
شعبه فرعی
annexes
شعبه فرعی
derived units
احاد فرعی
subsidiary
متمم فرعی
subsidiaries
متمم فرعی
annexing
شعبه فرعی
floor jack
اهرم فرعی
side-effect
اثر فرعی
side-effects
اثر فرعی
derived units
واحدهای فرعی
bypassing
مسیر فرعی
bypasses
مسیر فرعی
bypassed
مسیر فرعی
diverticulum
جاده فرعی
dixings
ارایشهای فرعی
dog leg
شاخه فرعی
extension telephone
تلفن فرعی
subsection
قسمت فرعی
bypath
جاده فرعی
secondary position
موضع فرعی
by election
انتخابات فرعی
affluent
رود فرعی
by lane
کوچه فرعی
by pass
لوله فرعی
by pass
گذرگاه فرعی
by path
جاده فرعی
spur track
جاده فرعی
by product
فراورده فرعی
by product
محصول فرعی
by product
نتیجه فرعی
by product material
فراورده فرعی
episode
داستان فرعی
episodes
داستان فرعی
backway
جاده فرعی
avocation
کار فرعی
auxiliary switch
کلید فرعی
auxiliary activity
فعالیت فرعی
articulated connecting rod
شاتون فرعی
an off street
کوچه فرعی
bayou
نهرکوچک یا فرعی
alternative airfield
فرودگاه فرعی
alternate position
موضع فرعی
blessed folder
مخزن فرعی
borrowed light
نورگیر فرعی
accessory substances
مواد فرعی
nervus accessorius
عصب فرعی
accessory nerve
عصب فرعی
bracteole
برگچه فرعی
by way
راه فرعی
by work
کار فرعی
byroad
جاده فرعی
subcommittee
کمیته فرعی
by-products
محصول فرعی
by-product
محصول فرعی
consequent pole
قطب فرعی
adjuncts
صفت فرعی
adjunct
صفت فرعی
subcommittee
کمیسیون فرعی
subcommittees
کمیته فرعی
colonnette
ستون فرعی
sideshows
نمایش فرعی
sideshow
نمایش فرعی
wayside
ایستگاه فرعی
appendages
دستگاه فرعی
appendage
دستگاه فرعی
side issues
مسئله فرعی
side issues
موضوع فرعی
side issue
مسئله فرعی
byname
اسم فرعی
side issue
موضوع فرعی
insets
نقشه فرعی
inset
نقشه فرعی
subcommittees
کمیسیون فرعی
subsections
قسمت فرعی
secondary stress
خستگی فرعی
bye election
انتخابات فرعی
extension
شماره فرعی
stop street
خیابان فرعی
sub contractor
پیمانکار فرعی
sub network
شبکه فرعی
sub sector
بخش فرعی
sub station
پست فرعی
subagency
نمایندگی فرعی
subclass
طبقه فرعی
subclass
شعبه فرعی
subdirectory
فهرست فرعی
subfamily
خانواده فرعی
subfamily
تیره فرعی
subsidiary company
شرکت فرعی
subculture
فرهنگ فرعی
subculture
کشت فرعی
subcultures
فرهنگ فرعی
subcontract
قرارداد فرعی
side dish
غذاهای فرعی
side effects
اثرات فرعی
side line occupations
مشاغل فرعی
extraneous
تصادفی فرعی
subsidiary occupations
مشاغل فرعی
side show
نمایش فرعی
side show
موضوع فرعی
sidepiece
چیز فرعی
sideway
فرعی از پهلو
slave station
ایستگاه فرعی
extensions
تلفن فرعی
extension
تلفن فرعی
subcultures
کشت فرعی
subgenus
جنس فرعی
subgenus
تیره فرعی
subharmonic
هماهنگ فرعی
subordinate clause
جملهوارهی فرعی
subordinate clauses
جملهوارهی فرعی
walk-on
بازیگر فرعی
DIVERSION
راه فرعی
annexe
ساختمان فرعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com