Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (42 milliseconds)
English
Persian
briefing
جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
briefings
جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
Other Matches
briefing direction
دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
minute
خلاصه ساختن صورت جلسه نوشتن
digests
خلاصه کردن و شدن خلاصه
digested
خلاصه کردن و شدن خلاصه
digest
خلاصه کردن و شدن خلاصه
digesting
خلاصه کردن و شدن خلاصه
refersher course
دوره توجیهی
cisc
مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند
outlining
خلاصه خلاصه کردن
outlined
خلاصه خلاصه کردن
outline
خلاصه خلاصه کردن
outlines
خلاصه خلاصه کردن
report program generator
زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
feeder report
گزارشات بعدی
yearbook
گزارشات سالانه
yearbooks
گزارشات سالانه
feeder report
گزارشات تکمیلی
sederunt
جلسه روحانیان کلیسا اعضای جلسه روحانی شورای روحانی
predictive reports
گزارشات پیش گویانه
epitomist
شخصی که کتابی را خلاصه کند خلاصه نویس
for two weeks
جلسه دوهفته پس افتاد جلسه را به دوهفته بعدموکول کردند
cycles
تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycled
تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycle
تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
open
دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند
opened
دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند
opens
دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند
AT command set
حالتی در مودم که آماده پذیرش دستورات با استفاده از مجموعه دستورات Hayes AT است
macro
نوشتن برنامه با استفاده از دستورات ماکرو با بیان دستورات آن
dotting
روش نوشتن دستورات و توقف پس از یک دستور که در دستورات توکار سیستمهای کلمه پرداز وجود دارد
dot
روش نوشتن دستورات و توقف پس از یک دستور که در دستورات توکار سیستمهای کلمه پرداز وجود دارد
to hold a session
جلسه منعقد کردن
to hold a meeting
جلسه منعقد کردن
plotters
نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
plotter
نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
to sit
درباره موضوعی جلسه کردن
open the meeting
رسمیت جلسه را اعلام کردن
RISC
طراحی CPU که مجموعه دستورات آن حاوی دستورات سریع الاجرا وساده است که نوشتن برنامه را مشکلتر ولی سریعتر میکند
writable instruction set computer
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
WISC
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
convoke
برای تشکیل جلسه وشورایاکمیسیون دعوت کردن
hansardize
متوجه مذاکرات جلسه پیش خودش کردن
to call a meeting of the board of directors
برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
To conduct a meeting in an orderly manner.
جلسه ای رابا نظم وتر تیب اداره کردن
menu
برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menus
برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
out lawry
طراحی کردن بطور مختصر شرح دادن خلاصه کردن
abstract
خلاصه کردن
summarized
خلاصه کردن
summarize
خلاصه کردن
synopsize
خلاصه کردن
summarizes
خلاصه کردن
abstracting
خلاصه کردن
summarizing
خلاصه کردن
abstracts
خلاصه کردن
condense
خلاصه کردن
epitomising
خلاصه کردن
epitomized
خلاصه کردن
epitomises
خلاصه کردن
condensing
خلاصه کردن
condenses
خلاصه کردن
epitomised
خلاصه کردن
foreshortens
خلاصه کردن
foreshortened
خلاصه کردن
foreshorten
خلاصه کردن
epitomizes
خلاصه کردن
epitomizing
خلاصه کردن
summarised
خلاصه کردن
epitomize
خلاصه کردن
summarises
خلاصه کردن
summarising
خلاصه کردن
pre
دستورات خوانده شده و ذخیره شده در یک صف کوتاه موقت در CPU که حاوی دستورات بعدی برای پردازش است و سرعت اجرا را افزایش میدهد
pre-
دستورات خوانده شده و ذخیره شده در یک صف کوتاه موقت در CPU که حاوی دستورات بعدی برای پردازش است و سرعت اجرا را افزایش میدهد
briefer
دستور خلاصه کردن
to take notes of
خلاصه نویسی کردن از
condensible
قابل خلاصه کردن
briefest
دستور خلاصه کردن
abbreviating
مختصرکردن خلاصه کردن
briefed
دستور خلاصه کردن
abbreviates
مختصرکردن خلاصه کردن
brief
دستور خلاصه کردن
abbreviate
مختصرکردن خلاصه کردن
to make a long story short
<idiom>
خلاصه کردن قصه
run-throughs
بسرعت خرج و تلف کردن خلاصه کردن
run-through
بسرعت خرج و تلف کردن خلاصه کردن
run through
بسرعت خرج و تلف کردن خلاصه کردن
abstract a deed
قباله ایی را خلاصه کردن
cut down
خلاصه کردن تقلیل دادن
reconditioning training
اموزش تجدید مهارت اموزش توجیهی
briefed
خلاصه کردن چیزی توجیه کردن
briefer
خلاصه کردن چیزی توجیه کردن
condense
منقبض کردن مختصرومفیدکردن خلاصه کردن
condenses
منقبض کردن مختصرومفیدکردن خلاصه کردن
brief
خلاصه کردن چیزی توجیه کردن
briefest
خلاصه کردن چیزی توجیه کردن
condensing
منقبض کردن مختصرومفیدکردن خلاصه کردن
outline
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
walkthrough
جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
sketches
پیش نویس چیزی را اماده کردن طرح خلاصه
sketched
پیش نویس چیزی را اماده کردن طرح خلاصه
sketch
پیش نویس چیزی را اماده کردن طرح خلاصه
command.com
در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند
backtell
رله کردن دستورات تکرار فرامین
compresses
خلاصه کردن متراکم کردن
compressing
خلاصه کردن متراکم کردن
compress
خلاصه کردن متراکم کردن
key
وارد کردن متن یا دستورات از طریق صفحه کلید
pourparley
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
hangs
وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
sort
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sorts
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sorted
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
hang
وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
job
استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار
jobs
استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار
kernel
تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
kernels
تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
AT command set
مجموعهای استاندارد از دستورات برای کنترل کردن یک مودم که توسط Hayes Coprotion ایجاد شده است
meets
: جلسه
meet
: جلسه
sitting
جلسه
sessions
جلسه
meeting
جلسه
sittings
جلسه
seance
جلسه
meetings
جلسه
session
جلسه
nonresident
غیرحاضر در جلسه
agendas
دستور جلسه
in the meeting of d may
در جلسه سوم می
meeting
انجمن جلسه
agenda
دستور جلسه
order of the day
دستور جلسه
chairman
رئیس جلسه
meetings
انجمن جلسه
chairmen
رئیس جلسه
reunion
تجدید جلسه
minutes
صورت جلسه
reunions
تجدید جلسه
general meeting
جلسه عمومی
court session
جلسه دادگاه
minute
صورت جلسه
public session
جلسه علنی
special session
جلسه مخصوص
chairperson
رئیس جلسه
chairpersons
رئیس جلسه
private session
جلسه غیر علنی
spectators
مستمعین جلسه دادگاه
protocols
صورت جلسه ازمایش
record
صورت جلسه سابقه
sitting in camera
جلسه غیر علنی
marathons
جلسه گروهی طولانی
seance
جلسه احضار روح
sitting in camera
جلسه خصوصی دادگاه
seance
جلسه احضارارواح وغیره
cabinet council
جلسه هیات وزیران
protocol
صورت جلسه ازمایش
work out
برنامه یک جلسه تمرین
protocol
صورت جلسه کنفرانس
protocols
صورت جلسه کنفرانس
special session
جلسه فوق العاده
marathon
جلسه گروهی طولانی
rehearing
جلسه دادرسی مجدد
walkout
اعتصاب ,ترک جلسه
walkouts
اعتصاب ,ترک جلسه
The meeting was postponed.
جلسه را عقب انداختند
stags
جلسه یا مهمانی مردانه
stag
جلسه یا مهمانی مردانه
convocations
جلسه عمومی دانشجویان
the house went into secret session
مجلس جلسه سری
convocation
جلسه عمومی دانشجویان
bull session
جلسه محاوره ومرور
convenes
تشکیل جلسه دادن
convened
تشکیل جلسه دادن
convene
تشکیل جلسه دادن
convening
تشکیل جلسه دادن
proces verbal
صورت جلسه نشست نامه
Those who attended the meeting.
کسانیکه در جلسه حاضر بودند
adjournment
احاله رسیدگی به جلسه بعد
critiques
جلسه انتقاد بعد ازعملیات
critique
جلسه انتقاد بعد ازعملیات
critic report
گزارش نتیجه جلسه انتقاد
presiding
ریاست جلسه را بعهده داشتن
adjournments
احاله رسیدگی به جلسه بعد
presides
ریاست جلسه را بعهده داشتن
preside
ریاست جلسه را بعهده داشتن
presided
ریاست جلسه را بعهده داشتن
brief
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
the rules of protocol
قوانین قرارداد
[صورت جلسه کنفرانس]
committee
هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
committees
هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
seminars
جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
seminar
جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com