Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (41 milliseconds)
English
Persian
canvass
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassed
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvasses
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassing
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
Other Matches
canvassing
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvass
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassed
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvasses
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
to prospect for gold
جستجوی زردر محلی کردن برای جستجوی زر در جایی پی کردن
herborize
جستجوی گیاه کردن
utility
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
to rummage out
با جستجوی زیاد پیدا کردن
to seek a position
جستجوی کاریامقامی کردن پی کاری گشتن
mustering
احضار کردن جمع اوری کردن
to gather up
جمع اوری کردن اماده کردن
muster
احضار کردن جمع اوری کردن
mustered
احضار کردن جمع اوری کردن
musters
احضار کردن جمع اوری کردن
enjoin
سفارش کردن به
enjoined
سفارش کردن به
enjoining
سفارش کردن به
enjoins
سفارش کردن به
indent
سفارش درخواست کردن
indenting
سفارش درخواست کردن
indents
سفارش درخواست کردن
tout
مشتری جلب کردن
touted
مشتری جلب کردن
touting
مشتری جلب کردن
accosts
مشتری جلب کردن
touts
مشتری جلب کردن
accosted
مشتری جلب کردن
accost
مشتری جلب کردن
accosting
مشتری جلب کردن
order
سفارش دادن تنظیم کردن
patronize
نگهداری کردن مشتری شدن
patronised
نگهداری کردن مشتری شدن
patronises
نگهداری کردن مشتری شدن
patronized
نگهداری کردن مشتری شدن
patronizes
نگهداری کردن مشتری شدن
To speake in recommendation of someone . To recommend somebody.
سفارش کسی را کردن ( توصیه ومعرفی )
innovate
نو اوری کردن
innovates
نو اوری کردن
innovated
نو اوری کردن
innovating
نو اوری کردن
job to job transition
فرایند جستجوی یک برنامه وفایلهای مربوط به ان واماده کردن کامپیوتر جهت اجرای یک کار خاص
recover
جمع اوری کردن
to get in
جمع اوری کردن
compile
جمع اوری کردن
culls
جمع اوری کردن
culling
جمع اوری کردن
culled
جمع اوری کردن
cull
جمع اوری کردن
to put in mind
یاد اوری کردن
get in
جمع اوری کردن
rakes
جمع اوری کردن
to round up
جمع اوری کردن
compiling
جمع اوری کردن
recovering
جمع اوری کردن
compiled
جمع اوری کردن
collects
جمع اوری کردن
recovers
جمع اوری کردن
collecting
جمع اوری کردن
rake
جمع اوری کردن
mustering
جمع اوری کردن
collect
جمع اوری کردن
compiles
جمع اوری کردن
round on
جمع اوری کردن
masses
جمع اوری کردن
mustered
جمع اوری کردن
marshalling
جمع اوری کردن
collection
جمع اوری کردن
to beat up for
جمع اوری کردن
collections
جمع اوری کردن
mass
جمع اوری کردن
muster
جمع اوری کردن
marshall
جمع اوری کردن
musters
جمع اوری کردن
raking
جمع اوری کردن
massing
جمع اوری کردن
scrounged
علیق جمع اوری کردن
scrounging
علیق جمع اوری کردن
raise money
جمع اوری کردن پول
deposit collection
جمع اوری کردن زباله ها
rally
دوباره جمع اوری کردن
roll up
جمع اوری کردن تاسیسات
rallied
دوباره جمع اوری کردن
scrounge
علیق جمع اوری کردن
convocate
احضارکردن جمع اوری کردن
vernalize
میوه اوری را تسریع کردن
scrounges
علیق جمع اوری کردن
rallies
دوباره جمع اوری کردن
stacked
جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacks
جمع اوری و منظم کردن وسایل
reintegrate
دوباره جمع اوری ومتحد کردن
levy
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levies
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
reaps
جمع اوری کردن بدست اوردن
levied
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
reaping
جمع اوری کردن بدست اوردن
reaped
جمع اوری کردن بدست اوردن
stack
جمع اوری و منظم کردن وسایل
ingross
جمع اوری کردن نیروی خودی
reap
جمع اوری کردن بدست اوردن
ingross
تحریر کردن جمع اوری نیروها
levying
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
grabble
پهن نشستن جمع اوری کردن
to give
پولی برای پیشکشی جمع اوری کردن
canvass
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvassing
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvasses
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
interviewed
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewing
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviews
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
canvassed
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
interview
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
formulation
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
knocked down
کالاهایی که بصورت باز به مشتری داده میشود و خود مشتری انرانصب مینماید مانند مبلمان
caveatemptor
اصطلاحی است که متضمن بیان حق مشتری درامتحان کردن و بررسی مبیع میباشد
recommend
سفارش کردن توصیه کردن توصیه شدن
recommending
سفارش کردن توصیه کردن توصیه شدن
recommends
سفارش کردن توصیه کردن توصیه شدن
charges forward
هزینه هایی که بوسیله مشتری پرداخت خواهد شد مخارج حمل که بعد از تحویل کالا به مشتری از او دریافت میشود
surf
جستجوی وب سایت با نگاه کردن به صفحات وب به صورت نا مرتب ولی حرکت ساده بین صفحات با استفاده از اتصالات
to t. a cusomer for goods
کالای نسیه به مشتری دادن توگلایاردوی اعتباعجنس به مشتری دادن
caveatemptor
به معنی " بگذار مشتری حذرکند یا بگذار مشتری موافب باشد "
collecting
جمع اوری کردن جمع کردن
collect
جمع اوری کردن جمع کردن
collects
جمع اوری کردن جمع کردن
economic order quantity
کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
stockpiling
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
proteranthy
گل اوری قبل از برگ اوری
trapdoors
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
regrouped
جمع شدن جمع اوری کردن
regroup
جمع شدن جمع اوری کردن
regroups
جمع شدن جمع اوری کردن
regrouping
جمع شدن جمع اوری کردن
antirecovery device
ضامن ضد جمع اوری مین ضامن ضد باز و بسته کردن مین
ordering costs
هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
client side
داده یا برنامهای روی کامپیوتر مشتری ونه روی سرور اجرا میشود مثلاگ یک برنامه java script روی جستجوگر و کاربر اجرا میشود و برنامه کربردی مشتری است یا داده ذخیره شده ریو دیسک سخت کابر است
in search of
در جستجوی
after
در جستجوی
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
linear search
جستجوی خطی
area search
جستجوی ناحیه
area search
جستجوی دامنهای
pervestigation
جستجوی کامل
sequential search
جستجوی ترتیبی
the search of
جستجوی چیزی
chaining search
جستجوی زنجیرهای
fibonacci search
جستجوی فیبوناچی
dichotomizing search
جستجوی دو حالته
area search
جستجوی ناحیهای
global search
جستجوی سراسری
dichotomizing search
جستجوی دوقسمتی
binary search
جستجوی دوتایی
table look up
جستجوی جدول
backward search
جستجوی پسرو
binary search
جستجوی دودوئی
dichotomizing search
جستجوی دورستهای
binary chop
جستجوی دودویی
head seek time
زمان جستجوی هد
perquisition
جستجوی کامل
rummage out
با جستجوی زیاد در اوردن
multifile search
جستجوی چند پروندهای
rummage up
با جستجوی زیاد در اوردن
parallel search storage
انباره جستجوی موازی
full text searching
جستجوی تمام متن
optimum tree search
جستجوی بهینه درخت
hitting
جستجوی موفق در پایگاه داده
hits
جستجوی موفق در پایگاه داده
hit
جستجوی موفق در پایگاه داده
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
free WAIS
گونه غیرتجاری سرور جستجوی WAIS
hunting
فرآیند جستجوی رکورد داده در یک فایل
searches
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searched
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searchingly
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
search
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
cover search
جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
searchingly
جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص
search
جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص
searches
جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص
retrospective search
جستجوی متن ها دریک موضوع مشخص ازیک داده
searched
جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص
chaining
جستجوی یک عنصر فایل که در لیست زنجیره مرتب شده است
binary look up
روش جستجوی سریع برای استفاده از لیست مرتب داده
indent
سفارش
indents
سفارش
indenting
سفارش
reference
سفارش
enjoinment
سفارش
order
سفارش
search and replace
جستجوی کلمه پرداز و تابع جایگزینی مربوط به فایل کامل یا متن
fullest
انجام جستجوی چیزی در یک متن در فایل یا پایگاه داده ها و نه در یک فضایی از ملاب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com