Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
compilation
جمع اوری و انتخاب
compilations
جمع اوری و انتخاب
Other Matches
radio button
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
proteranthy
گل اوری قبل از برگ اوری
target selector
دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
sophistication
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility
عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
checked
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
menu item
یک انتخاب در فهرست انتخاب
rollover
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
controlled reprisal
انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
competitions
هم اوری
rivalries
هم اوری
reproductions
هم اوری
supplementation
هم اوری
reproduction
هم اوری
supplementation
پس اوری
competition
هم اوری
rivalry
هم اوری
collection
جمع اوری
staging
برصحنه اوری
collections
جمع اوری
gathering
گرد اوری
childbearing
بچه اوری
resuscitation
بهوش اوری
assemblages
جمع اوری
gatherings
گرد اوری
malignancy
زیان اوری
innovate
نو اوری کردن
innovated
نو اوری کردن
accumulation
جمع اوری
accumulations
جمع اوری
innovates
نو اوری کردن
innovating
نو اوری کردن
boring
ملال اوری
procurement
بدست اوری
justification
دلیل اوری
justifications
دلیل اوری
assemblage
جمع اوری
food gathering
خوراک اوری
harassment
بستوه اوری
salivation
بزاق اوری
productiveness
بار اوری
titillation
غلغلک اوری
enucleation
مغزبیرون اوری
exemplification
نمونه اوری
exemplification
مثال اوری
lethality
مرگ اوری
perniciousness
زیان اوری
symbolization
نماد اوری
sporogony
هاگ اوری
ingathering
فراهم اوری
reproductivity
استعداد هم اوری
nauseousness
تهوع اوری
prosaicness
کسالت اوری
odontiasis
دندان در اوری
obtainment
بدست اوری
stigmatism
ننگ اوری
reflorescence
غنچه اوری مجدد
production
عمل اوری ساخت
massing
جمع اوری کردن
recover
جمع اوری یکان
round on
جمع اوری کردن
seeds
اولاد تخم اوری
outbreeding
برون زاد اوری
paragraph assembly
جمع اوری پاراگراف
assemblages
جمع اوری اماد
productions
عمل اوری ساخت
recover
جمع اوری کردن
mass
جمع اوری کردن
to round up
جمع اوری کردن
to put in mind
یاد اوری کردن
to get in
جمع اوری کردن
antagonism
هم اوری اصل مخالف
culled
جمع اوری کردن
culling
جمع اوری کردن
culls
جمع اوری کردن
compile
جمع اوری کردن
compiled
جمع اوری کردن
compiles
جمع اوری کردن
compiling
جمع اوری کردن
to beat up for
جمع اوری کردن
tax collection
جمع اوری مالیات
mustered
جمع اوری کردن
stypticity
بند اوری خون
cull
جمع اوری کردن
stemless
فاقداستعداد ساقه اوری
seed
اولاد تخم اوری
recovering
جمع اوری یکان
exogamy
برون زاد اوری
muster
جمع اوری کردن
deposit collection
جمع اوری سرمایه
mustering
جمع اوری کردن
musters
جمع اوری کردن
masses
جمع اوری کردن
data gathering
جمع اوری داده
capacitance
قدرت جمع اوری
codification
گرد اوری قوانین
collecting point
نقطه جمع اوری
collection plan
طرح جمع اوری
conglobation
گردشدگی- گرد اوری
data gathering
جمع اوری داده ها
culler
جمع اوری کننده
cumulation
جمع اوری انباشتگی
data capturing
جمع اوری داده
data gathering
گرد اوری داده ها
florescence
فصل شکوفه اوری
get in
جمع اوری کردن
collects
جمع اوری کردن
recovering
جمع اوری کردن
recovers
جمع اوری یکان
recovers
جمع اوری کردن
capitalization
جمع اوری سرمایه
innovation
چیز تازه نو اوری
innovations
چیز تازه نو اوری
neurypnology
علم خواب اوری
marshall
جمع اوری کردن
assemblage
جمع اوری اماد
data collection
جمع اوری داده ها
marshalling
جمع اوری کردن
intelligence collection
جمع اوری اطلاعات
inspissation
قوام اوری سفتی
collect
جمع اوری کردن
ingethering
جمع اوری محصول
collecting
جمع اوری کردن
herborization
جمع اوری گیاه
fruition
تمتع میوه اوری
survey
جمع اوری اطلاعات
rakes
جمع اوری کردن
rake
جمع اوری کردن
collection
جمع اوری اخبار
collections
جمع اوری کردن
raking
جمع اوری کردن
surveys
جمع اوری اطلاعات
collections
جمع اوری اخبار
collection
جمع اوری کردن
surveyed
جمع اوری اطلاعات
assemblages
جمع اوری اقلام تدارکاتی
blood banks
بانک جمع اوری خون
parthenocarpy
میوه اوری بدون لقاح
data collection system
سیستم جمع اوری داده ها
reviviscence
بهوش اوری نیرو بخشی
wrangles
گرد اوری وراندن احشام
wrangled
گرد اوری وراندن احشام
intelligence collection
طرح جمع اوری اطلاعات
antisweep device
ضامن ضد جمع اوری مین
wrangle
گرد اوری وراندن احشام
collection agency
عامل جمع اوری اخبار
collection plan
طرح جمع اوری اخبار
rallied
دوباره جمع اوری کردن
rallies
دوباره جمع اوری کردن
rally
دوباره جمع اوری کردن
convocate
احضارکردن جمع اوری کردن
roll up
جمع اوری کردن تاسیسات
wrangling
گرد اوری وراندن احشام
information center
مرکز جمع اوری اطلاعات
deposit collection
جمع اوری کردن زباله ها
portfolio
اسناد بهادارجمع اوری شده
portfolios
اسناد بهادارجمع اوری شده
vernalize
میوه اوری را تسریع کردن
scrounging
علیق جمع اوری کردن
scrounges
علیق جمع اوری کردن
scrounged
علیق جمع اوری کردن
gathering pit
گودال جمع اوری فاضلاب
scrounge
علیق جمع اوری کردن
assemblage
جمع اوری اقلام تدارکاتی
raise money
جمع اوری کردن پول
harvest home
محل جمع اوری خرمن
groups
جمع اوری چندین چیز با هم
sewerage
شبکه جمع اوری فاضلاب
group
جمع اوری چندین چیز با هم
pathetism
خواب اوری مصنوعی هیپنوتیزیم
information bureau
مرکز جمع اوری اطلاعات
blood bank
بانک جمع اوری خون
hoarding
جمع اوری دیوار موقتی
attachment
ضمیمه اثاث جمع اوری
hoardings
جمع اوری دیوار موقتی
benefited
نمایش برای جمع اوری اعانه .
tallagers
مامور جمع اوری مالیات وعوارض
oology
بررسی و جمع اوری تخم پرندگان
reintegrate
دوباره جمع اوری ومتحد کردن
compilation
جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته
benefit
نمایش برای جمع اوری اعانه .
compilations
جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته
target information center
مرکز جمع اوری اطلاعات هدفها
benefiting
نمایش برای جمع اوری اعانه .
reap
جمع اوری کردن بدست اوردن
ingross
تحریر کردن جمع اوری نیروها
levy
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
ingross
جمع اوری کردن نیروی خودی
levied
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levies
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
sewerage requipment
تاسیسات شبکه جمع اوری فاضلاب
stacked
جمع اوری و منظم کردن وسایل
reaps
جمع اوری کردن بدست اوردن
levying
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
industrial data collection device
دستگاه صنعتی جمع اوری داده
fifo lifo
دو روش جمع اوری اقلام داده
stacks
جمع اوری و منظم کردن وسایل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com