English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
paragraph assembly جمع اوری پاراگراف
Other Matches
orphans خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphaned خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphan خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
proteranthy گل اوری قبل از برگ اوری
paragraph پاراگراف
paragraphs پاراگراف
stickup initial حرف درشت اول پاراگراف
drop cap حرف درشت اولین کلمه پاراگراف
widows اولین خط یک پاراگراف که درانتهای یک صفحه متن تنهاقرار دارد
widow اولین خط یک پاراگراف که درانتهای یک صفحه متن تنهاقرار دارد
orphans اخرین خط یک پاراگراف که دربالای یک صفحه از متن تنهاقرار دارد
orphaned اخرین خط یک پاراگراف که دربالای یک صفحه از متن تنهاقرار دارد
orphan اخرین خط یک پاراگراف که دربالای یک صفحه از متن تنهاقرار دارد
hardest کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
hard کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
harder کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
outdent خطی از متن که نسبت به سایر خطوط یک پاراگراف بیشتر به سمت چپ بسط می یابد
standard متن یا فرم یا پاراگراف چاپ شده طبیعی که چندین بار استفاده شود.
standards متن یا فرم یا پاراگراف چاپ شده طبیعی که چندین بار استفاده شود.
reproduction هم اوری
rivalry هم اوری
rivalries هم اوری
competitions هم اوری
reproductions هم اوری
competition هم اوری
supplementation هم اوری
supplementation پس اوری
exemplification مثال اوری
prosaicness کسالت اوری
exemplification نمونه اوری
assemblage جمع اوری
gatherings گرد اوری
gathering گرد اوری
harassment بستوه اوری
reproductivity استعداد هم اوری
procurement بدست اوری
salivation بزاق اوری
sporogony هاگ اوری
productiveness بار اوری
perniciousness زیان اوری
justification دلیل اوری
assemblages جمع اوری
enucleation مغزبیرون اوری
lethality مرگ اوری
nauseousness تهوع اوری
resuscitation بهوش اوری
childbearing بچه اوری
obtainment بدست اوری
boring ملال اوری
ingathering فراهم اوری
innovating نو اوری کردن
innovates نو اوری کردن
justifications دلیل اوری
food gathering خوراک اوری
innovated نو اوری کردن
innovate نو اوری کردن
odontiasis دندان در اوری
stigmatism ننگ اوری
malignancy زیان اوری
collections جمع اوری
staging برصحنه اوری
titillation غلغلک اوری
accumulations جمع اوری
collection جمع اوری
accumulation جمع اوری
symbolization نماد اوری
inspissation قوام اوری سفتی
collections جمع اوری اخبار
marshalling جمع اوری کردن
collection جمع اوری کردن
mustering جمع اوری کردن
assemblage جمع اوری اماد
innovations چیز تازه نو اوری
recover جمع اوری یکان
recover جمع اوری کردن
recovering جمع اوری یکان
recovering جمع اوری کردن
compilations جمع اوری و انتخاب
recovers جمع اوری یکان
recovers جمع اوری کردن
neurypnology علم خواب اوری
compilation جمع اوری و انتخاب
marshall جمع اوری کردن
collections جمع اوری کردن
intelligence collection جمع اوری اطلاعات
innovation چیز تازه نو اوری
collection جمع اوری اخبار
collect جمع اوری کردن
codification گرد اوری قوانین
collecting point نقطه جمع اوری
assemblages جمع اوری اماد
collection plan طرح جمع اوری
conglobation گردشدگی- گرد اوری
culler جمع اوری کننده
cumulation جمع اوری انباشتگی
data capturing جمع اوری داده
data gathering گرد اوری داده ها
data gathering جمع اوری داده ها
data gathering جمع اوری داده
capitalization جمع اوری سرمایه
exogamy برون زاد اوری
florescence فصل شکوفه اوری
ingethering جمع اوری محصول
collecting جمع اوری کردن
data collection جمع اوری داده ها
collects جمع اوری کردن
muster جمع اوری کردن
herborization جمع اوری گیاه
mustered جمع اوری کردن
get in جمع اوری کردن
musters جمع اوری کردن
raking جمع اوری کردن
rakes جمع اوری کردن
rake جمع اوری کردن
deposit collection جمع اوری سرمایه
seeds اولاد تخم اوری
capacitance قدرت جمع اوری
round on جمع اوری کردن
compiling جمع اوری کردن
compiles جمع اوری کردن
compiled جمع اوری کردن
to put in mind یاد اوری کردن
to get in جمع اوری کردن
cull جمع اوری کردن
reflorescence غنچه اوری مجدد
tax collection جمع اوری مالیات
compile جمع اوری کردن
productions عمل اوری ساخت
production عمل اوری ساخت
massing جمع اوری کردن
mass جمع اوری کردن
masses جمع اوری کردن
culls جمع اوری کردن
culling جمع اوری کردن
stemless فاقداستعداد ساقه اوری
stypticity بند اوری خون
to beat up for جمع اوری کردن
seed اولاد تخم اوری
to round up جمع اوری کردن
antagonism هم اوری اصل مخالف
outbreeding برون زاد اوری
survey جمع اوری اطلاعات
surveyed جمع اوری اطلاعات
surveys جمع اوری اطلاعات
fruition تمتع میوه اوری
culled جمع اوری کردن
gathering pit گودال جمع اوری فاضلاب
portfolios اسناد بهادارجمع اوری شده
group جمع اوری چندین چیز با هم
portfolio اسناد بهادارجمع اوری شده
groups جمع اوری چندین چیز با هم
antisweep device ضامن ضد جمع اوری مین
data collection system سیستم جمع اوری داده ها
sewerage شبکه جمع اوری فاضلاب
collection plan طرح جمع اوری اخبار
convocate احضارکردن جمع اوری کردن
attachment ضمیمه اثاث جمع اوری
roll up جمع اوری کردن تاسیسات
reviviscence بهوش اوری نیرو بخشی
collection agency عامل جمع اوری اخبار
hoarding جمع اوری دیوار موقتی
deposit collection جمع اوری کردن زباله ها
scrounge علیق جمع اوری کردن
assemblage جمع اوری اقلام تدارکاتی
rallied دوباره جمع اوری کردن
rallies دوباره جمع اوری کردن
rally دوباره جمع اوری کردن
pathetism خواب اوری مصنوعی هیپنوتیزیم
parthenocarpy میوه اوری بدون لقاح
blood banks بانک جمع اوری خون
blood bank بانک جمع اوری خون
intelligence collection طرح جمع اوری اطلاعات
vernalize میوه اوری را تسریع کردن
raise money جمع اوری کردن پول
hoardings جمع اوری دیوار موقتی
assemblages جمع اوری اقلام تدارکاتی
harvest home محل جمع اوری خرمن
scrounging علیق جمع اوری کردن
wrangle گرد اوری وراندن احشام
wrangled گرد اوری وراندن احشام
information bureau مرکز جمع اوری اطلاعات
information center مرکز جمع اوری اطلاعات
wrangles گرد اوری وراندن احشام
wrangling گرد اوری وراندن احشام
scrounges علیق جمع اوری کردن
scrounged علیق جمع اوری کردن
sewerage requipment تاسیسات شبکه جمع اوری فاضلاب
round up جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
grabble پهن نشستن جمع اوری کردن
tallagers مامور جمع اوری مالیات وعوارض
oology بررسی و جمع اوری تخم پرندگان
ingross تحریر کردن جمع اوری نیروها
industrial data collection device دستگاه صنعتی جمع اوری داده
fifo lifo دو روش جمع اوری اقلام داده
ingross جمع اوری کردن نیروی خودی
reintegrate دوباره جمع اوری ومتحد کردن
target information center مرکز جمع اوری اطلاعات هدفها
recoveries بازیابی اخراجات جمع اوری وسایل
levying مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levied مالیات بستن بر جمع اوری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com