English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
roll up جمع اوری کردن تاسیسات
Other Matches
sewerage requipment تاسیسات شبکه جمع اوری فاضلاب
noncontiguous facility تاسیسات دور از یکان یاقسمت مربوط تاسیسات خارج از محوطه قسمتی
air landing facility تاسیسات مخصوص پیاده شدن از راه هوا تاسیسات فرودهوایی
caretaker status وضعیت منتظر استفاده تاسیسات ذخیره تاسیسات منتظر اشغال
roll up پیاده کردن و یا جمع کردن تاسیسات یا وسایل در حال کار
proteranthy گل اوری قبل از برگ اوری
canvasses جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassed جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassing جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvass جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
innovating نو اوری کردن
innovates نو اوری کردن
innovate نو اوری کردن
innovated نو اوری کردن
to get in جمع اوری کردن
collect جمع اوری کردن
massing جمع اوری کردن
culled جمع اوری کردن
to round up جمع اوری کردن
get in جمع اوری کردن
masses جمع اوری کردن
rakes جمع اوری کردن
recover جمع اوری کردن
mustering جمع اوری کردن
collecting جمع اوری کردن
recovering جمع اوری کردن
mustered جمع اوری کردن
mass جمع اوری کردن
musters جمع اوری کردن
recovers جمع اوری کردن
collects جمع اوری کردن
rake جمع اوری کردن
to beat up for جمع اوری کردن
collections جمع اوری کردن
compiling جمع اوری کردن
to put in mind یاد اوری کردن
collection جمع اوری کردن
marshalling جمع اوری کردن
marshall جمع اوری کردن
culls جمع اوری کردن
culling جمع اوری کردن
round on جمع اوری کردن
cull جمع اوری کردن
compiles جمع اوری کردن
muster جمع اوری کردن
compile جمع اوری کردن
raking جمع اوری کردن
compiled جمع اوری کردن
scrounge علیق جمع اوری کردن
scrounged علیق جمع اوری کردن
raise money جمع اوری کردن پول
scrounges علیق جمع اوری کردن
rallies دوباره جمع اوری کردن
deposit collection جمع اوری کردن زباله ها
scrounging علیق جمع اوری کردن
rallied دوباره جمع اوری کردن
convocate احضارکردن جمع اوری کردن
rally دوباره جمع اوری کردن
vernalize میوه اوری را تسریع کردن
mustered احضار کردن جمع اوری کردن
to gather up جمع اوری کردن اماده کردن
musters احضار کردن جمع اوری کردن
muster احضار کردن جمع اوری کردن
mustering احضار کردن جمع اوری کردن
ingross تحریر کردن جمع اوری نیروها
levies مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levied مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levying مالیات بستن بر جمع اوری کردن
reap جمع اوری کردن بدست اوردن
reaped جمع اوری کردن بدست اوردن
reaping جمع اوری کردن بدست اوردن
reaps جمع اوری کردن بدست اوردن
grabble پهن نشستن جمع اوری کردن
stack جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacked جمع اوری و منظم کردن وسایل
ingross جمع اوری کردن نیروی خودی
levy مالیات بستن بر جمع اوری کردن
reintegrate دوباره جمع اوری ومتحد کردن
stacks جمع اوری و منظم کردن وسایل
to give پولی برای پیشکشی جمع اوری کردن
formulation تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
canvassing برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvasses برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvass برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvassed برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
interviews مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interview مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewed مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewing مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
installations تاسیسات
installation تاسیسات
facilities تاسیسات
facility تاسیسات
plant تاسیسات
maintenance تاسیسات
plants تاسیسات
services تاسیسات
stockpiles ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
sports facility تاسیسات ورزشی
heating installation تاسیسات حرارتی
lighting plant تاسیسات روشنایی
radar installation تاسیسات رادار
fiscal station تاسیسات سریال
physical security حفافت تاسیسات
cooling plant تاسیسات سردکننده
three phase installation تاسیسات سه فاز
telecommunication installation تاسیسات ارتباطات
renewal نوسازی تاسیسات
renewals نوسازی تاسیسات
built in engine موتور تاسیسات
active installation تاسیسات فعال
hospital benefit تاسیسات بیمارستانی
air inst alations تاسیسات هوایی
air facility تاسیسات هوایی
port installations تاسیسات بندری
physical security تامین تاسیسات
sintering plant تاسیسات زینتر
shore stablishment تاسیسات ساحلی
crane installation تاسیسات بالابر
training facilities تاسیسات اموزشی
border installations تاسیسات مرزی
critical facility تاسیسات حساس
naval establishment تاسیسات دریایی
treatment facility تاسیسات بهداری
treatment facility تاسیسات پزشکی
confinement facility تاسیسات زندان
power generating plant تاسیسات تولید نیرو
low voltage installation تاسیسات فشار ضعیف
high head plant تاسیسات فشار قوی
agglomerating plant واحد یا تاسیسات زینتر
class ii installation تاسیسات اماد طبقه 2
class i installation تاسیسات اماد طبقه 1
public works تاسیسات عام المنفعه
air conditioning plant تاسیسات تهویه مطبوع
power plants تاسیسات جریان قوی
inactive installation تاسیسات یا یکانهای بلااستفاده
power installation تاسیسات جریان قوی
power plant تاسیسات جریان قوی
heat treating equipment تاسیسات عملیات حرارتی
gurantee period دوره نگهداری تاسیسات
ancillary facilities تاسیسات پشتیبانی تقویتی تاسیسات تقویتی پشتیبانی
inhouse work کارهای داخلی تاسیسات
low voltage plant تاسیسات فشار ضعیف
blast furnace plant تاسیسات کوره بلند
granulating plant تاسیسات یا واحد گرانولاسیون
nuclear power plant تاسیسات انرژی هستهای
maintenance نگهداری از تاسیسات یاساختمان
physical فیزیکی مربوط به تاسیسات
trapdoor فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
regroup جمع شدن جمع اوری کردن
regrouped جمع شدن جمع اوری کردن
regrouping جمع شدن جمع اوری کردن
regroups جمع شدن جمع اوری کردن
open hearth plant تاسیسات کوره زیمنس مارتین
continous tinning line تاسیسات قلع کاری دائمی
high frequency heating equipment تاسیسات حرارتی فرکانس بالا
dressing plant تاسیسات تهیه سنگ معدن
continous casting plant تاسیسات ریخته گری دائمی
cryptofacility تاسیسات مربوط به مخابرات رمز
air facility تاسیسات مخصوص هدایت عملیات هوایی
low voltage system شبکه ی فشار ضعیف تاسیسات فشارضعیف
inactive beds میزان تاسیسات بلااستفاده پزشکی یا بیمارستانی
capital budget بودجه اصلاحات و ایجاد تاسیسات جدید
air inst alations تاسیسات مخصوص هدایت عملیات هوایی
utility تاسیسات ووسایل رفاهی کارهای عمومی یا خدماتی
impluse voltage testing plant ازمایشگاه فشار ضربهای تاسیسات ازمایش فشارضربهای
wharfage استفاده ازاسکله وبارانداز و تاسیسات وابسته به اسکله یالنگرگاه
target array نمودار گرافیک نیروها و تاسیسات و وضعیت دشمن در منطقه هدف
antirecovery device ضامن ضد جمع اوری مین ضامن ضد باز و بسته کردن مین
collecting جمع اوری کردن جمع کردن
collects جمع اوری کردن جمع کردن
collect جمع اوری کردن جمع کردن
check دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
checks دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
checked دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
mysticism در عرصه سیاست به استفاده ازروشهای پیچیده و اسرارامیزدر تاسیسات سیاسی اطلاق میشود
reproductions هم اوری
supplementation هم اوری
supplementation پس اوری
reproduction هم اوری
competition هم اوری
competitions هم اوری
rivalries هم اوری
rivalry هم اوری
gatherings گرد اوری
enucleation مغزبیرون اوری
ingathering فراهم اوری
procurement بدست اوری
sporogony هاگ اوری
titillation غلغلک اوری
resuscitation بهوش اوری
obtainment بدست اوری
productiveness بار اوری
odontiasis دندان در اوری
assemblages جمع اوری
assemblage جمع اوری
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com