English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
rain forest جنگل انبوه مناطق گرم و پرباران
Other Matches
submarine sanctuaries مناطق مخصوص تمرینات غیررزمی زیردریایی مناطق تمرین اموزشی ضدزیردریایی
reserved area مناطق حفافت شده ارتشی مناطق ممنوعه
deforesting درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforests درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforested درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforest درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
summary areas مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
purlieu زمینی که وقتی جزو جنگل بوده و هنوزمشمول قانون جنگل ها میباشد
pluvious پرباران
pluviose پرباران
pluvine پرباران
pluvial پرباران
pluvian پرباران
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
agrosylvopastoral system سیستم کشت و جنگل و مرتع سازگان کشت و چرا و جنگل
reforests مجددا درخت کاری کردن جنگل تازه اجداث کردن احیای جنگل کردن
reforesting مجددا درخت کاری کردن جنگل تازه اجداث کردن احیای جنگل کردن
reforested مجددا درخت کاری کردن جنگل تازه اجداث کردن احیای جنگل کردن
reforest مجددا درخت کاری کردن جنگل تازه اجداث کردن احیای جنگل کردن
arid erosion فرسایش مناطق خشک فرسایش مناطق کم اب
hazardous locations مناطق خطر
association areas مناطق ارتباطی
avernus مناطق جهنمی
arctic regions مناطق قطبی
tropical مناطق حاره
cultivated areas مناطق مزروعی
color zones مناطق گیرنده رنگ
pantropical واقع در مناطق حاره
pantropic واقع در مناطق حاره
cateran اهل مناطق مرتفع
humid tropics مناطق حاره مرطوبی
hinterland مناطق داخلی کشور
havens مناطق امن دریایی
hinterlands مناطق داخلی کشور
culturing عوارض شهری مناطق شهرنشین
cultures عوارض شهری مناطق شهرنشین
underdeveloped areas مناطق عقب مانده و کم پیشرفت
culture عوارض شهری مناطق شهرنشین
gap filler رادارمخصوص پوشش مناطق باز
liberated مناطق ازاد شده ازاشغال دشمن
zonation طرز پخش و انتشارموجودات در مناطق جغرافیایی
poach شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
havens مناطق امن از نظر عبور و مروردریایی
poaches شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poached شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
coverage index کالک نمایش مناطق زیرپوشش شناسایی عکاسی هوایی
terai کلاه لبه پهن نمدی سفیدپوستان مناطق حاره
williwa وزش ناگهانی باد یا هوای سرد در مناطق کوهستانی
maritime aircraft هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
exfiltration خارج کردن عده ها از مناطق تحت کنترل دشمن
jaywalkers پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
jaywalker پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
supertropical bleach نوعی ماده ضدعفونی فوق العاده قوی مخصوص مناطق حاره
weald جنگل
surcharge of common یا جنگل
timberland جنگل
sylviculture جنگل
greenwood جنگل
silviculture جنگل
jungles جنگل
woodland جنگل
forests جنگل
woodlands جنگل
forest جنگل
jungle جنگل
thickest انبوه
heap انبوه
thicker انبوه
multitudinous انبوه
dense انبوه
thick انبوه
clumpy انبوه
clumped انبوه
clumping انبوه
tufty انبوه
clumps انبوه
thickset انبوه
heaping انبوه
bushier انبوه
aggregation انبوه
agminate انبوه
cluster انبوه
agminated انبوه
luxuriant انبوه
densest انبوه
denser انبوه
bushy انبوه
multitudes انبوه
multitude انبوه
bushiest انبوه
floccose انبوه
riffraff انبوه
heaps انبوه
mass انبوه
grosser انبوه
grossed انبوه
gross انبوه
ranks انبوه
ranked انبوه
rank انبوه
clump انبوه
vasty انبوه
collective انبوه
massing انبوه
overgrown انبوه
masses انبوه
grosses انبوه
lot انبوه
grossest انبوه
tump انبوه
grossing انبوه
woody جنگل دار
mangrove forest جنگل ماندابی
woodman جنگل نشین
forestation وسعت جنگل
mangrove forest جنگل مردابی
nemoral جنگل نشین
rangers جنگل بان
sylvan ساکن جنگل
ranger جنگل بان
forestation احداث جنگل
forest laws قوانین جنگل
woodless بی درخت بی جنگل
xyloid جنگل دار
woodsy ساکن جنگل
dryad عروس جنگل
jungled جنگل دار
wood nymph حوری جنگل
pinetum جنگل کاج
clearing of jungle پاکسازی جنگل
jungly جنگل دار
woodsy مربوط به جنگل
silviculture پرورش جنگل
silviculture احداث جنگل
afforestation جنگل کاری
steppe forest جنگل جلگهای
sylviculture احداث جنگل
wood جنگل چوبی
afforestation احداث جنگل
afforestation جنگل سازی
silvics جنگل شناسی
wildwood جنگل طبیعی
rainforests جنگل بارانی
afforestment جنگل سازی
foresters جنگل نشین
forester جنگل نشین
rainforest جنگل بارانی
silenus الهه جنگل
reforestation احیای جنگل
silvicolous ساکن جنگل
wildwood جنگل خودرو
silvicolous جنگل نشین
deforestation جنگل زدایی
automatic terminal information service ارسال مداوم اطلاعات غیرکنترلی ثبت شده در مناطق ترمینالهای دذارای ترافیک سنگین
aggregates انبوه سنگدانه
bike انبوه جمعیت
bikes انبوه جمعیت
lot توده انبوه
overcrowd انبوه شدن
aggregate انبوه توده
aggregates انبوه توده
heaping انبوه گروه
shock head انبوه گیسو
massed fire اتش انبوه
mass unemployment بیکاری انبوه
luxuriant vegetation گیاهان انبوه
aggregate انبوه سنگدانه
mass storage انبار انبوه
mass production تولید انبوه
voluminous متراکم انبوه
clumps انبوه کردن
heap انبوه گروه
heaps انبوه گروه
mass-production تولید انبوه
thicket درختزار انبوه
overrunning انبوه شدن
dense انبوه احمق
denser انبوه احمق
densest انبوه احمق
clumping انبوه کردن
clumped انبوه کردن
mass انبوه توده
masses انبوه توده
massing انبوه توده
overrun انبوه شدن
tussock دسته انبوه
tussocks دسته انبوه
clump انبوه کردن
acervate انبوه شده
overruns انبوه شدن
flocculate انبوه شدن
high mass consumption مصرف انبوه
flag دم انبوه وپشمالوی سگ
flags دم انبوه وپشمالوی سگ
rampant vegetation گیاهان انبوه
mass consumption مصرف انبوه
congest انبوه شدن
congeries انبوه کومه
mass data دادههای انبوه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com