English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (23 milliseconds)
English Persian
weld جوشکاری کردن
welded جوشکاری کردن
welds جوشکاری کردن
Search result with all words
metalize جوشکاری برقی کردن
metallize جوشکاری برقی کردن
Other Matches
constant temperature pressure welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
double row spot welding جوشکاری نقطهای زنجیرهای جوشکاری نقطهای دوردیفه
concave fillet weld جوشکاری مغزی مقعر جوشکاری مغزی
weldbonding جوشکاری
flash butt welding جوشکاری لب به لب
welding جوشکاری
double bevel butt weld جوشکاری لب به لب
strength weld جوشکاری مقاومتی
contact bar الکترود جوشکاری
resistance welding جوشکاری مقاومتی
corner weld جوشکاری گوشه
miter weld جوشکاری فارسی
gas welding جوشکاری گازی
welding electrode الکترود جوشکاری
gas welding جوشکاری با گاز
deposition welding جوشکاری رسوبی
ultrasonic welding جوشکاری التراسونیک
pulsation welding جوشکاری نوسانی
friction welding جوشکاری مالشی
fusion welding جوشکاری ذوبی
tube welding جوشکاری لوله
molten metal welding جوشکاری ریختگی
welders ماشین جوشکاری
all position welding جوشکاری دو طرفه
pressure welding جوشکاری فشاری
mechanical welding جوشکاری ماشینی
butt welding جوشکاری شکافی
butt seam weld جوشکاری درزی
butt seam weld جوشکاری شکافی
stored energy welding جوشکاری خازنی
leftward welding جوشکاری رو به پشت
burning glass عینک جوشکاری
lap welding جوشکاری رویهمی
thermit welding جوشکاری ترمیت
thermit welding جوشکاری الومینوترمیتی
braze welding جوشکاری برنجی
joint weld جوشکاری اتصالی
bridge spot weld جوشکاری نقطهای
butt welding جوشکاری درزی
machine welding جوشکاری ماشینی
arc welding جوشکاری قوسی
longitudinal welding جوشکاری طولی
atomic hydrogen welding جوشکاری هیدروژنی
autogenous welding جوشکاری خودکار
automatic welding جوشکاری اتوماتیک
slot welding جوشکاری شیاری
blowtorch چراغ جوشکاری
blowtorches چراغ جوشکاری
butt strap بخیه جوشکاری
spot welding جوشکاری نقطهای
resistance butt welding جوشکاری لب به لب مقاومتی
welding circuit مدار جوشکاری
electric welding جوشکاری با برق
welding shop کارگاه جوشکاری
welding rod میله جوشکاری
welding generator مولد جوشکاری
welding flux روانساز جوشکاری
welder ماشین جوشکاری
plug welding جوشکاری مسدود
welding current جریان جوشکاری
electrode holder انبر جوشکاری
welding arc قوس جوشکاری
pressure butt welding جوشکاری لب به لب فشاری
percussion welding جوشکاری ضربهای
edge welding جوشکاری دورهای
weldor ماشین جوشکاری
weldability قابلیت جوشکاری
electric welding جوشکاری الکتریکی
electric welding جوشکاری برقی
explosive welding جوشکاری انفجاری
resistance seam welding جوشکاری درزی مقاومتی
oxy hydrogen welding جوشکاری اکسی ئیدروژن
surface fusion welding جوشکاری ذوبی سطحی
woodpecker welding جوشکاری نقطه سیاه
cold pressure welding جوشکاری فشاری سرد
circular seam welding جوشکاری درزی کمانهای
spot welding electrode الکترود جوشکاری نقطهای
down hand welding جوشکاری پایین دستی
handshield سپر محافظ جوشکاری
backhand welding جوشکاری به سمت عقب
welding by electron beam جوشکاری با اشعه الکترونی
single row spot welding جوشکاری نقطهای سری
induction resistance welding جوشکاری مقاومت القائی
automatic welding machine دستگاه جوشکاری خودکار
shielded arc welding جوشکاری قوسی الکتریکی
electron beam welding جوشکاری با اشعه الکترونی
arc machining جوشکاری قوس نوری
lapped seam welding جوشکاری درزی رویهم
high frequency welding جوشکاری فرکانس بالا
helium arc welding جوشکاری قوسی هلیومی
resistance pressure welding جوشکاری فشاری مقاومتی
resistance fusion welding جوشکاری ذوبی مقاومتی
carbon arc welding جوشکاری با جرقه کربن
pressure weldable قابل جوشکاری فشاری
thermit fusion welding جوشکاری ذوبی حرارتی
protective gas welding جوشکاری با گاز محافظ
multi layer weld جوشکاری چند لایه
pulsed resistance welding جوشکاری مقاومتی ضربهای
oxyacetylene welding جوشکاری اکسی استیلن
protective gas arc welding جوشکاری قوسی با گازمحافظ
projection welding جوشکاری نقطه سیاه
fusion welding by thermochemical جوشکاری ذوبی با انرژی ترموشیمیایی
craters زیر یک الکترود در جریان جوشکاری
blow torch بوری زرگری یا جوشکاری نیچه
crater زیر یک الکترود در جریان جوشکاری
thermit pressure welding روش جوشکاری فشاری الومینوترمیتی
welding transformer ترانسفورماتور جوشکاری ترانس جوش
d.c. arc welding generator مولد جوشکاری جریان دائم
alumino thermit pressure welding جوشکاری فشاری الومینو-ترمیتی
open arc welding جوشکاری قوس نوری باز
molten metal pressure welding روش جوشکاری ذوبی-فشاری
d.c. arc welding converter مبدل جوشکاری جریان دائم
welding arc voltage ولتاژ قوس نوری جوشکاری
thermit pressure welding روش جوشکاری فشاری حرارتی
gas mixture shielded metal arc welding جوشکاری قوسی با ماسک محافظ- مخلوط گاز
void فاصله ناخواسته یا فضای خالی در اتصال توسط جوشکاری
inertia welding جوشکاری توسط دوران سریع و فشار بین سطوح تماس
braze welding جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات
step by step seam welding جوشکاری بخیهای قدم به قدم
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
concentrating غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrate غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serve نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
tae پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assign مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal [to] درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
assigning مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
buck up پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
to inform on [against] somebody کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
calk بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
soft pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
correcting تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
time تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
to wipe out پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
withstands مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
infringes تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
sterilising گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilized گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
infringing تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
sterilize گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
timed تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
preached وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preach وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
exploiting استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
sterilizing گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilizes گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
to use effort کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
married under a contract unlimited perio زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
correct تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
preaches وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
checks بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
sterilised گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
cross تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
woo افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
withstood مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
corrects تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
wooed افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
crosser تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
sterilises گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
woos افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
infringed تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringe تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com