English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
initial state حالت اغازی
Other Matches
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
initialed اغازی
initialing اغازی
inceptive اغازی
initial اغازی
elementary اغازی
initialled اغازی
protist اغازی
initials اغازی
initialling اغازی
initialling اصلی اغازی
initialled اصلی اغازی
start up control کنترل اغازی
initialing اصلی اغازی
protist تک یاختگان اغازی
initials اصلی اغازی
restart باز اغازی
initial velocity سرعت اغازی
initiation sequence مرحله اغازی
initial اصلی اغازی
initiative قریحه اغازی
initiatives قریحه اغازی
initialed اصلی اغازی
initialize ارزش اغازی دادن
initial base font فونت پایه اغازی
initialization ارزش دهی اغازی
nascency نوفهوری و اغازی تولد
protozoan وابسته به تک یاخته اغازی
initial program load بارگیری برنامه اغازی
nascence نوفهوری و اغازی تولد
restart point نقطه باز اغازی
sporozoite اغازی انگلی متحرک هاگدار
inchoative تازه اغاز شده اغازی
loop initializaion ارزش دهی اغازی در حلقه
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
ipl Load Program Initail بارگیری اغازی برنامه
trichomonad جانور اغازی تاژکداردارای موهای کرک مانند
uninitialized ارزش اغازی داده نشده مقدار اولیه نگرفته
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
marginal case حالت نهائی حالت حدی
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
attitudes حالت
tempered حالت
situation حالت
manner حالت
pyreticosis حالت تب
queasiness حالت قی
fettle حالت
disposition حالت
situations حالت
attitude حالت
case حالت
line condition حالت خط
stating حالت
temper حالت
predicament حالت
predicaments حالت
estate حالت
estates حالت
phases حالت
phased حالت
phase حالت
if حالت
makes حالت
stance حالت
stances حالت
self حالت
posturing حالت
tempers حالت
unexpressive بی حالت
moods حالت
mood حالت
postures حالت
make حالت
postured حالت
posture حالت
cases حالت
expressions حالت
state حالت
temperaments حالت
temperament حالت
status حالت
febricity حالت تب
state- حالت
feverishness حالت تب
states حالت
stated حالت
idiocrasy حالت
grain حالت
expression حالت
glass eyed بی حالت
ill conditioned بد حالت
condition حالت
continuum state حالت پیوستار
perpendicularity حالت عمودی
periodicity حالت تناوبی
faintly در حالت ضعف
prone position حالت درازکش
protected mode حالت محفوظ
paramnesia حالت فراموشی
pastiness حالت خمیری
fugitiveness حالت شخص
conversational mode حالت محاورهای
aglow در حالت هیجان
corresponding state حالت متنافر
polyvalence حالت چندفرفیتی
veins حالت تمایل
creaminess حالت سرشیری
individualism حالت انفرادی
plumbness حالت عمودی
spring حالت فنری
counterpoise حالت تعادل
normality حالت عادی
privileged mode حالت ممتاز
springs حالت فنری
free wheeling حالت خلاصی
polyvalency حالت چندفرفیتی
final state حالت پایانی
physical state حالت فیزیکی
vein حالت تمایل
deadness حالت مرده
problem state حالت مسئلهای
nebulosity حالت ابری
trims وضع حالت
repellency حالت دفع
reclining position حالت غنوده
real mode حالت واقعی
doughiness حالت خمیری
rapturously با حالت بیخودی
ragingly با حالت خشم
doubtfulness حالت تردید
queasiness حالت تهوع
resiliency حالت ارتجاعی
downiness حالت کرکی
soild state حالت جامد
small ball پرتاب بی حالت
skin the cat حالت گربهای
sentimentalism حالت احساساتی
seismicity حالت ارتعاش
sea state حالت دریا
saccharinity حالت قندی
drive state حالت سائقی
queasily با حالت تهوع
quantum state ویژه حالت
pyreticosis حالت حمائی
exceptional case حالت استثنایی
excited state حالت برانگیخته
expressive eyes چشمان با حالت
lucid interval حالت افاقه
facial expression حالت چهره
febile دارای حالت تب
refractivity حالت انکسار
feminineness حالت زنانه
deliverable state در حالت تحویل
erectness حالت عمودی
drowsihead حالت نیمخواب
eburnation حالت عاجی
pulverulence حالت خاکی
eigenstate حالت انرژی
energy state حالت انرژی
equation of state معادله حالت
deplorble condltion حالت زار
equilibrium state حالت تعادل
feminity حالت زنانه
miriness حالت باطلاقی
locative حالت مکانی
liquid state حالت مایع
adrenergic reponse state حالت پر ادرنالینی
linearity حالت طولی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com