Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
arborescence
حالت شاخهای
Other Matches
the i
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
branching
شاخهای
ramal
شاخهای
viminal
شاخهای
plug switch
کلید دو شاخهای
switch plug
کلید دو شاخهای
branched polymer
بسپار شاخهای
grapnel
قلاب چند شاخهای لنگر
grapnels
قلاب چند شاخهای لنگر
kyloe
گونهای ازگاوکوچک درکوهستان اسکاتلندکه شاخهای درازدارد
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
photomagnetism
شاخهای از فیزیک که ازرابطه مقناطیس بروشنایی گفتگو میکند
pediatrics or pae
شاخهای از علم طب که ازبهداشت و ناخوشیهای کودکان گفتگو میکند
spreads
فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
functions
کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
spread
فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
functioned
کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
genetics
شاخهای از علم زیست شناسی که در باره انتقال وراثت
function
کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
roentgenology
شاخهای از پرتونگاری که با استفاده از اشعه مجهول امراض رامعالجه میکند
hematology
شاخهای از زیست شناسی که درباره خون ودستگاههای خونساز بحث میکند
geostrategy
شاخهای از فیزیک سیاسی که در باره علم لشکر کشی بحس میکند
endodontia
شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
endodontics
شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
squared
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squaring
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
if/then/else
یک نوع ساختار کنترل شاخهای است که متغیر یا داده راازمایش میکند تا ببیند
floristry
شاخهای از علم گیاه شناسی توصیفی که درباره تعدادوگروههای گیاهی بحث میکند
printed
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
alternates
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
devitrify
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
plebeianism
حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternate
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
positive economics
شاخهای ازاقتصاد که دران پدیده هاانطوریکه وجود دارند موردبررسی قرارمیگیرند نه انطوریکه باید باشند
aerodynamics
شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
genitive
حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
electronics
شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
uart
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
electrodynamics
شاخهای از علم فیزیک که درباره اثرات جریان برق برمعناطیس یا روی جریانهای الکتریکی دیگر یاروی خودشان بحث میکند
cold forming
حالت دهی در حالت سرد
transitoriness
حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectrality
حالت طیفی حالت شبحی
marginal case
حالت نهائی حالت حدی
spectralness
حالت طیفی حالت شبحی
bionomics
زیوه شناسی شاخهای از علم زیست شناسی که از رابطه موجودات زنده بامحیطبحث میکند
modulo arithmetic
شاخهای از ریاضی که از باقی ماندن عدد وقتی بر عدد دیگر تقسیم میشود استفاده میکند
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat
حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
phases
حالت
phased
حالت
attitude
حالت
attitudes
حالت
make
حالت
situations
حالت
line condition
حالت خط
expression
حالت
ill conditioned
بد حالت
fettle
حالت
if
حالت
manner
حالت
disposition
حالت
situation
حالت
expressions
حالت
pyreticosis
حالت تب
estates
حالت
estate
حالت
queasiness
حالت قی
case
حالت
cases
حالت
self
حالت
predicaments
حالت
makes
حالت
stance
حالت
phase
حالت
posture
حالت
posturing
حالت
postures
حالت
temper
حالت
tempered
حالت
tempers
حالت
moods
حالت
postured
حالت
unexpressive
بی حالت
mood
حالت
stances
حالت
status
حالت
grain
حالت
stated
حالت
predicament
حالت
temperament
حالت
temperaments
حالت
states
حالت
glass eyed
بی حالت
stating
حالت
idiocrasy
حالت
condition
حالت
state-
حالت
feverishness
حالت تب
state
حالت
febricity
حالت تب
furiously
با حالت غضب
normality
حالت عادی
deadness
حالت مرده
individualism
حالت انفرادی
quantum state
ویژه حالت
plumbness
حالت عمودی
spring
حالت فنری
paramnesia
حالت فراموشی
feminity
حالت زنانه
oxidation state
حالت اکسایش
oxidation number
حالت اکسایش
output state
حالت خروجی
orthogonality
حالت عمودی
of a good d.
خوش حالت
final state
حالت پایانی
feminineness
حالت زنانه
pastiness
حالت خمیری
faintly
در حالت ضعف
physical state
حالت فیزیکی
springs
حالت فنری
perpendicularity
حالت عمودی
vein
حالت تمایل
veins
حالت تمایل
periodicity
حالت تناوبی
conversational mode
حالت محاورهای
creaminess
حالت سرشیری
solid state
حالت جامد
resiliency
حالت ارتجاعی
repellency
حالت دفع
doubtfulness
حالت تردید
refractivity
حالت انکسار
drinking bout
حالت مستی
reclining position
حالت غنوده
real mode
حالت واقعی
drive state
حالت سائقی
rapturously
با حالت بیخودی
drowsihead
حالت نیمخواب
doughiness
حالت خمیری
saccharinity
حالت قندی
sol state
حالت سولی
soild state
حالت جامد
small ball
پرتاب بی حالت
trim
وضع حالت
trimmest
وضع حالت
trims
وضع حالت
skin the cat
حالت گربهای
sentimentalism
حالت احساساتی
seismicity
حالت ارتعاش
sea state
حالت دریا
eburnation
حالت عاجی
eigenstate
حالت انرژی
deplorble condltion
حالت زار
expressive eyes
چشمان با حالت
pulverulence
حالت خاکی
protected mode
حالت محفوظ
prone position
حالت درازکش
problem state
حالت مسئلهای
privileged mode
حالت ممتاز
aglow
در حالت هیجان
facial expression
حالت چهره
polyvalency
حالت چندفرفیتی
excited state
حالت برانگیخته
exceptional case
حالت استثنایی
energy state
حالت انرژی
deliverable state
در حالت تحویل
equation of state
معادله حالت
ragingly
با حالت خشم
equilibrium state
حالت تعادل
queasiness
حالت تهوع
queasily
با حالت تهوع
pyreticosis
حالت حمائی
erectness
حالت عمودی
febile
دارای حالت تب
polyvalence
حالت چندفرفیتی
affectivity
حالت عاطفی
circuit opening
حالت مدارباز
kashruth
حالت جواز
amentia
حالت هذیان
kashrut
حالت جواز
jussive
حالت امری
isopiestic
حالت فشارمتعادل
insert mode
حالت درج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com