English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (2 milliseconds)
English Persian
i am not in حالش را ندارم
Other Matches
i have no knowledge of it هیچ اگاهی از ان ندارم اطلاعی از ان ندارم
it has escaped my remembrance در یاد ندارم بخاطر ندارم
he is getting worse حالش بدترمیشود
it is only his way حالش اینست
I am in a good mood today. حالش بهم خورد
I dont feel well. I feel under the weather. حالش طوری نیست که بتواند کار کند
i have nothing ندارم
i am not a with him با او اشنایی ندارم
I don't have a knife. من چاقو ندارم.
Are there any messages for me? من پیغامی ندارم؟
I am dead broke . I am penniless. یک غاز هم ندارم
Are there any letters for me? من نامه ای ندارم؟
i dont meant it مقصودی ندارم
I don't have a fork. من چنگال ندارم.
i cannot bear him حوصله او را ندارم
I don't have a spoon. من قاشق ندارم.
i have no objection to that به ان اعتراضی ندارم
My pain has gone. دیگر درد ندارم.
I have nothing to do with politics. کاری به سیاست ندارم
I am not in the mood. حال وحوصله ندارم
I am sore at her. Iam bitter about her. ازاودل خوشی ندارم
I cant do any crystal – gazing . علم غیب که ندارم
I have nothing to do with him . با اوسر وکاری ندارم
I have nothing against you . با شما مخالفتی ندارم
I don't like this. من این را دوست ندارم.
I'm up to my ears <idiom> فرصت سر خاراندن ندارم
i have no work today امروز کاری ندارم
I'm fine with it. <idiom> من باهاش مشکلی ندارم.
I have no small change. من پول خرد ندارم.
i do not have the courage جرات انرا ندارم
i do not feel like working کار کردن ندارم
i am reluctant to go میل ندارم بروم
i am out of p with it دیگرحوصله انرا ندارم
i reck not of danger من باکی از خطر ندارم
I'm not worth it. من ارزش اونو ندارم.
I have no place (nowhere) to go. جایی ندارم بروم
No harm meant! قصد اهانت ندارم!
No offence! قصد اهانت ندارم!
I have nothing to declare. کالای گمرکی همراه ندارم.
I don't have it in my power to help you. من توانایی کمک به شما را ندارم.
I dislike dull colors . رنگهای مات را دوست ندارم
She is not concerned with all that . با این کارها کاری ندارم
That is fine by me if you agree. اگر موافقی من هم حرفی ندارم
I have no doubt that you wI'll succeed. تردیدی ندارم که موفق می شوید
I havent heard of her for a long time. مدتها است از او خبری ندارم
I cant take (stand) it any longer. بیش از این تاب ندارم
I have nothing more to say . دیگر عرضی نیست ( ندارم )
I have lost my interest in football . دیگر به فوتبال علاقه ای ندارم
I am minding my own business. کاری بکار کسی ندارم
i have no other place to go جای دیگری ندارم که بروم
i cannot a to buy that استطاعت خرید انرا ندارم
I am tied up ( engaged ) on Saturday . شنبه گرفتارم ( وقت ندارم )
i have nothing else هیچ چیز دیگر ندارم
I dont wish ( want ) to malign anyone . میل ندارم بد کسی را بگویم
i have no money about me با خود هیچ پولی ندارم
I am [will be] busy this afternoon . امروز بعد از ظهر وقت ندارم.
I have no claim to this house. نسبت به این خانه ادعایی ندارم
To regain consciousness. to come to. امروز حال وحوصله کارکردن ندارم
I dont have an earthly chance. کمترین شانس راروی زمین ندارم
I am not concerned with whether or not it was tru the mI'll . با راست ودروغ بودن آن کاری ندارم
You must be joking (kidding). شوخی می کنی ( منکه باور ندارم )
It is of no interest to me at all. من به این موضوع اصلا"علاقه ای ندارم
I'll get there when I get there. <proverb> حالا امروز نه فردا [عجله ای ندارم]
I have nothing to declare. چیزی برای گمرک دادن ندارم.
ido not feel my legs نیروی ایستادن یا راه رفتن ندارم
I am not in the right frame of mind. I cannot concerntrate. فکرم حاضرنیست ( تمرکز فکر ندارم )
I don't socialize much these days. این روزها من با مردم خیلی رفت و آمد ندارم.
i have no idea of that هیچ اگاهی از ان ندارم نمیتوانم تصور کنم چه چیزاست
I dont mean to intrude . قصد مزا حمت ندارم ( ملاقات یا ورود نا بهنگام )
Let him go jump in the lake . He can go and drown himself . بگذار هر غلطی می خواهد بکند ( از تهدیدش ترسی ندارم )
How long is a piece of string? [Britisch E] [Australian E] [when length amount or duration is indeterminate] <idiom> من هم جوابی ندارم. [وقتی کسی پرسشی دارد] [اصطلاح مجازی]
how much does a vacation cost? [American E] [when amount is indeterminate] <idiom> من هم جوابی ندارم. [وقتی کسی پرسشی دارد] [اصطلاح مجازی]
It is too expensive for me to buy ( purchase ). برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
state lamb در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی ندارم که رهگیری انجام دهم و برگردم
i take no interest in that هیچ بدان دلبستگی ندارم هیچ از ان خوشم نمیاید
Lets play that again . قبول ندارم. [قبول نیست دربازی وغیره ]
I dont have one toman let alone a thousand tomans . هزار تومان که هیچه یک تومان هم ندارم
I am running out of money . پول من تمام شد. [من دیگر پول ندارم.]
I simply cant concentrate. حواس ندارم ( حواس برایم نمانده )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com