English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English Persian
auctioneer حراج کننده
auctioneers حراج کننده
Other Matches
puffer کسی که در حراج از طرف صاحب مال مورد حراج شرکت میکند
auction حراج
auctioning حراج
outlets حراج
sale حراج
sales حراج
auctioned حراج
auctions حراج
bazaar حراج
public sale حراج
sale by auction حراج
outlet حراج
licit حراج
auctioneer حراج گذار
auctioneers دلال حراج
bid پیشنهاد حراج
auctioneer متصدی حراج
bids پیشنهاد حراج
auctioneers متصدی حراج
auctioneers حراج گذار
resale حراج مجدد
outcries حراج مزایده
outcry حراج مزایده
to sell by a حراج کردن
to put up to a حراج کردن
to sell or pat up at a حراج کردن
auctioneer دلال حراج
sell by auction حراج کردن
confiscating حراج کردن
confiscate مصادره حراج
confiscate حراج کردن
confiscates مصادره حراج
confiscates حراج کردن
confiscating مصادره حراج
dutch auction حراج هلندی
sale price قیمت حراج
hammer چوب حراج خوردن
hammered چوب حراج خوردن
hammers چوب حراج خوردن
pilefered shipment کالای حراج شده
bidders پیشنهاد دهنده در حراج
salvaging حراج کردن حراجی
auction sale فروش به وسیله حراج
bidder پیشنهاد دهنده در حراج
article of roup اموال مورد حراج
salvages حراج کردن حراجی
auction of rug حراج و مزایده فرش
salvage حراج کردن حراجی
pileferable اقلام قابل حراج
reserve price قیمت پایه در حراج
sale by auction فروش به وسیله حراج
salvaged حراج کردن حراجی
auctions حراج کردن بمزایده گذاشتن
auctioned حراج کردن بمزایده گذاشتن
auction حراج کردن بمزایده گذاشتن
pilefered shipment کالای فرسوده حراج شده
clearance sales فروش به منظور تصفیه حراج
auctioning حراج کردن بمزایده گذاشتن
clearance sale فروش به منظور تصفیه حراج
white sale <idiom> حراج حوله ،پارچه کتان
rummage sale حراج هدایای تقدیمی بکلیسابرای امور خیریه
auction house شرکی کهکارش برگزار کردن حراج باشد
auction sale without reserve فروش به وسیله حراج بدون ذکر قیمت پایه
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
gavels چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
gavel [چکش چوبی قضات] چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
catterer پچ پچ کننده
rebutter رد کننده
hopper لی لی کننده
deletive حک کننده
trackers پی کننده
squasher له کننده
repudiationist رد کننده
swooner غش کننده
refutatory رد کننده
solvent اب کننده
refutative رد کننده
squelcher له کننده
solvents اب کننده
benders خم کننده
spurner رد کننده
refuser رد کننده
hoppers لی لی کننده
renunciant کننده
solver حل کننده
tracker پی کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com