English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
residuary account حساب ترکه
Other Matches
letters of administration حکم انتصاب امین ترکه سندی است که به موجب ان سمت مدیر یامدیره ترکه بلاوارث احراز میشود و به وی اختیار قیام به امور راجع به اداره ترکه را میدهد
wattle ترکه برای ساختن سبد ترکه
cost accounts حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
cost plus contracts به حساب خرید سفارش دهنده وجز فروش سازنده به حساب می اورند
reckoned حساب پس دادن روی چیزی حساب کردن محسوب داشتن
reckon حساب پس دادن روی چیزی حساب کردن محسوب داشتن
reckons حساب پس دادن روی چیزی حساب کردن محسوب داشتن
overdrawn account حساب اضافه برداشت شده حساب با مانده منفی
clearance تسویه حساب واریز حساب فاصله ازاد لقی
capitalized expense هزینهای که علاوه بر به حساب امدن در حساب سود وزیان
equity accounts حساب قسمت ذیحساب حساب های اموال یکان
To bring someone to account. کسی را پای حساب کشیدن [حساب پس گرفتن]
To cook the books. حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
privilege دستورات کامپیوتری که فقط توسط یک حساب امتیاز دار قابل دستیابی هستند , مثل حذف حساب و دیگر تنظیم کابر جدید یا بررسی کلمه رمز
reckonings تصفیه حساب صورت حساب
reckoning تصفیه حساب صورت حساب
charge and discharge statements حساب قیومیت صورت و نحوه ارزیابی و عملیات مالی ارث حساب ارث
sprays ترکه
patrimony ترکه
boughs ترکه
rods ترکه
rod ترکه
sprigs ترکه
twing ترکه
spraying ترکه
sprayed ترکه
branchlet ترکه
scion ترکه نو
heirloom ترکه
scions ترکه نو
affshoot ترکه
roof batten ترکه
asthin as lath <idiom> ترکه ای
bequests ترکه
bequest ترکه
successions ترکه
succession ترکه
spray ترکه
sprig ترکه
switch ترکه
virga ترکه
estate of a deceased ترکه
bough ترکه
heirlooms ترکه
twigs ترکه
legacy ترکه
twig ترکه
switches ترکه
switched ترکه
legacies ترکه
patrimonies ترکه
wand ترکه
wands ترکه
check register بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
offshoots ترکه فرع
personal representative امین ترکه
withy ترکه بید
one third of estate ثلث ترکه
twigged ترکه مانند
renouncing probate رد سمت ترکه
twiggy ترکه مانند
personal representative مدیر ترکه
residue of the state باقیمانده ترکه
distribution of the estate تقسیم ترکه
one thrid of the estate ثلث ترکه
viminal ترکه دهنده
offshoot ترکه فرع
legacies ترکه موصی به
legacy ترکه موصی به
adminstrator of state مدیر ترکه
administration of estate اداره ترکه
residue of the state مازاد ترکه
distribution تقسیم ترکه متوفی
fiducial وابسته به امین ترکه
letters of administration سند مدیریت ترکه
wicker ترکه یا چوب کوتاه
distributions تقسیم ترکه متوفی
special administration اداره قسمت خاصی از ترکه
pendent lite حکم معلق امین ترکه
wickerwork ساخته شده از ترکه سبدسازی
heritage ماترک ترکه غیر منقول
the system of رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
packing sheet حوله ترکه بتن بیمار بپیچند
account حساب صورت حساب
he calcn lates with a اوبادقت حساب میکند اودرست حساب میکند
digital computer ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
no year oppropriation حساب تامین اعتبار باز حساب باز
plene administravit دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
real representative قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
wicker work سبد جگن بافته ترکه بافته دریچه در بچه
tenant by curtesy عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
to my a به حساب من
algorism حساب
to keep score حساب
tab حساب
tabs حساب
account حساب
scoreless بی حساب
science of numbers حساب
accountants ذی حساب
accountant ذی حساب
incalculable بی حساب
scored حساب
scores حساب
tallied حساب
tallies حساب
arithmetic حساب
dam design حساب سد
tally حساب
tallying حساب
score حساب
incomputable بی حساب
in favour of به حساب
reckoning حساب
reckonings حساب
computer ماشین حساب
current accounts حساب جاری
undercharge کم حساب کردن
vidimus بازرسی حساب
computers ماشین حساب
capital account حساب سرمایه
to figure up حساب کردن
tripos امتحان حساب
crypto account حساب رمز
production account حساب تولید
integral calculvs حساب جامعه
to cast up حساب کردن
profit and loss a حساب سودوزیان
integral calculus حساب جامعه
day of r روز حساب
in f.of به حساب بنفع
checking account حساب جاری
differential calulus حساب فاضله
loan account حساب وام ها
make much of حساب بردن از
fluxion حساب فاضله
notcher حساب نگهدار
misreckon بد حساب کردن
differential calculus حساب فاضله
checking accounts حساب جاری
imprest حساب تنخواه
design assumption فرضیه حساب
ibm computer ماشین حساب ای بی ام
joint account حساب مشترک
current account حساب جاری
minculculate بد حساب کردن
to count up حساب کردن
rule off بستن حساب
balance sheet account حساب ترازنامه
savings account حساب پس انداز
science of numbers علم حساب
account number شماره حساب
bank overdraft حساب جاری
account cuurent حساب جاری
account card کارت حساب
account book دفتر حساب
acalculia ناتوانی در حساب
bank pass book دفترچه حساب
binary arithmetic حساب دودویی
return account حساب بازگشت
saving account حساب پس انداز
rule of thumb حساب سر انگشتی
arithmetic unit واحد حساب
rule of thumb حساب انگشت
arithmetician حساب دان
arithmeticlal مربوط به حساب
balance of account مانده حساب
arithmometer ماشین حساب
comptometer ماشین حساب
accoutn balance مانده حساب
binary arithmetic حساب دودوئی
boolean calculus حساب بولی
certificate of clearance مفاصا حساب
certificate of expenditure صورت حساب
calculation حساب براورد
bank accounts حساب بانکی
realization account حساب تسویه
propositional calculus حساب گزارهای
closing of account تفریغ حساب
bank account حساب بانکی
cost accountant حساب دار
cash account حساب نقدی
call to account حساب خواستن از
stability calculation حساب پایداری
stock account حساب موجودی
figuring حساب کردن
figures حساب کردن
figure حساب کردن
box score حساب بازی
calculable حساب کردنی
to bring to book حساب پس گرفتن
calculating machine ماشین حساب
calculator mode مد ماشین حساب
calculus of variations حساب تغییرات
pridicate calculus حساب مسندات
statement صورت حساب
arithmetic علم حساب
AC حساب جاری
desktop ماشین حساب
offsetting حساب تهاتر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com