Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
marital rights
حقوق شوهری
Other Matches
common low
سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
marital
شوهری
trigamy
سه شوهری
monandry
یک شوهری
monandry
تک شوهری
monogamy
یک شوهری
viduity
بی شوهری
bigamy
دو شوهری
wedded
زن و شوهری
maritally
با حق شوهری
polyandry
چند شوهری
conjugal family
خانواده زن و شوهری
celibacy
بی شوهری امتناع از ازدواج
public international law
حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
a good match
زن و شوهری که خوب بهم بخورند
postliminum
قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
my latehusband
شوهری که اخیر داشتم مرحوم شوهرم
detention of pay
ممانعت ازپرداخت حقوق توقیف حقوق
protective duty
حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
harbour dues
حقوق اسکله حقوق لنگراندازی
attainder
سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
allotment advice
پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
advalorem duty
حقوق گمرکی براساس ارزش کالا حقوق گمرکی از روی قیمت
authorized stoppage
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
polyandry
چند شوهری چند شو گزینی
salaries
حقوق
duties
حقوق
civil
حقوق
jurisprudence
حقوق
laws
حقوق
law
حقوق
rights
حقوق
laws
حق حقوق
stipends
حقوق
stipend
حقوق
pay check
چک حقوق
salary
حقوق
pay
حقوق
paying
حقوق
jus
حقوق
law
حق حقوق
pays
حقوق
comparative low
حقوق تطبیقی
criminal law
حقوق جزا
custom duties
حقوق گمرکی
substantive law
حقوق ذاتی
l.l.d
دکتر در حقوق
constitutional law
حقوق اساسی
conjugal rights
حقوق زناشویی
conjugal rights
حقوق زوجیت
criminal low
حقوق جزا
customs duties
حقوق گمرکی
criminal low
حقوق جنایی
underpay
کم حقوق دادن
comparative law
حقوق تطبیقی
leave with pay
مرخصی با حقوق
take-home pay
حقوق خالص
annuitant
حقوق بگیر
administrative law
حقوق اداری
due
سر رسد حقوق
statutory
حقوق مدون
basic pay
حقوق اصلی
written laws
حقوق مدون
commercial law
حقوق تجارت
vindication of rights
استیفای حقوق
civil low
حقوق مدنی
wage bill
لیست حقوق
wage earners
حقوق بگیران
civi law
حقوق مدنی
child law
حقوق کودک
business law
حقوق تجارت
breach right
تجاوز به حقوق
woman's rights
حقوق نسوان
basic pay
اصل حقوق
pay roll
لیست حقوق
pay order
سندپرداخت حقوق
keelage
حقوق بندری
jus gentium
حقوق ملتها
jus cipile
حقوق مدنی رم
jus cipile
حقوق مدنی
jurisprudent
حقوق دان
jurisconsult
حقوق دان
municipal law
حقوق داخلی
islamic law
حقوق اسلامی
personal right
حقوق فردی
personal right
حقوق شخصی
philosophy of law
فلسفه حقوق
theory of law
فلسفه حقوق
labour law
حقوق کار
law faculty
دانشکده حقوق
law merchant
حقوق تجارت
natural law
حقوق طبیعی
money list
لیست حقوق
money income
مزد و حقوق
matrimonial rights
حقوق زناشویی
maritime law
حقوق دریایی
old age pension
حقوق بازنشستگی
school of law
دانشکده حقوق
lawfaculty
دانشکده حقوق
law of treaties
حقوق معاهدات
law of the staple
حقوق تجارت
law of obligations
حقوق تعهدات
political rights
حقوق سیاسی
indisputable rights
حقوق ثابته
quayage
حقوق بندری
regular salary
حقوق دائمی
regular salary
حقوق ثابت
retired pay
حقوق بازنشستگی
retiring pension
حقوق بازنشستگی
rights of throne
حقوق سلطنت
salary increase
افزایش حقوق
droppage
کسر حقوق
salary increase
اضافه حقوق
detention of pay
ضبط حقوق
sources law
منابع حقوق
customs tariff
حقوق گمرکی
customs dutios
حقوق گمرکی
public law
حقوق عمومی
faculty of law
دانشکده حقوق
indefeasible rights
حقوق پا برجا
preventive justice
حقوق تامینی
import duty
حقوق واردات
private law
حقوق خصوصی
harbour dues
حقوق بندر
half pay
حقوق ناتمام
gentlemen of the robe
حقوق دانها
gentleman of the long robe
حقوق دان
full pay
حقوق تمام
property rights
حقوق مالکیت
foreign law
حقوق خارجی
family law
حقوق خانواده
civil law
حقوق مدنی
laws
حقوق عدالت
law
علم حقوق
law
حقوق عدالت
human rights
حقوق بشر
stipendiaries
حقوق بگیر
stipendiary
حقوق بگیر
He was put on trial.
او محاکمه شد.
[حقوق]
laws
علم حقوق
penal code
حقوق جزا
import charge
حقوق واردات
bill of rights
اعلامیه حقوق
penal codes
حقوق جزا
emolument
معونت حقوق
customs duty
حقوق گمرکی
common law
حقوق غیرمدون
common-law
حقوق عرفی
export tariff
حقوق صادرات
import tariff
حقوق واردات
common law
حقوق عرفی
export duty
حقوق صادرات
export charge
حقوق صادرات
common-law
حقوق غیرمدون
emoluments
معونت حقوق
salaries
حقوق دادن
in my presence
در حضور من
[حقوق]
salary
حقوق دادن
payroll
لیست حقوق
salaried
دارای حقوق
barrister
حقوق دان
vindication
استیفای حقوق
accession
الحاق حقوق
civil rights
حقوق اجتماعی
civil rights
حقوق مدنی
compensation
حقوق و مزد
compensations
حقوق و مزد
pensions
حقوق بازشنستگی
equities
تساوی حقوق
jurisprudence
فلسفه حقوق
equity
تساوی حقوق
salaried
حقوق بگیر
enfranchisement
اعطای حقوق
barristers
حقوق دان
jurisprudence
حقوق الهی
pension
حقوق بازشنستگی
pay records
پرونده لیست حقوق
preferential duties
حقوق گمرکی امتیازی
asylum law
حقوق پناهندگی
[قانون]
to execute somebody
اعدام کردن
[حقوق]
payroll tax
مالیات بر مزد و حقوق
out law
از حقوق بی بهره کردن
pay day
روز پرداخت حقوق
payroll program
برنامه پرداخت حقوق
pensionary
حقوق بگیر مزدور
fornication
زنا
[دین]
[حقوق]
nonpay status
وضعیت قطع حقوق
pay order
لیست پرداخت حقوق
payroll system
سیستم پرداخت حقوق
Cash is in short supply these days .
از حقوق ماهانه ام کم کنید
taking of evidence
شنوایی گواهی
[حقوق]
hearing of evidence
شنوایی گواهی
[حقوق]
well paid employees
کارمندانی که حقوق خوب
well paid
دارای حقوق کافی
wages tax
مالیات مزد و حقوق
Deprivation of ones civil rights .
محرومیت از حقوق مدنی
plea bargain
توافق مدافعه
[حقوق]
presence
[of somebody]
حضور
[کسی]
[حقوق]
citizenship
[status of a citizen]
ملیت
[حقوق]
[سیاست]
student of law
شاگرد دانشکده حقوق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com