Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (10 milliseconds)
English
Persian
possessory right
حق تصرف یا مالکیت
Search result with all words
prescription
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescriptions
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
chose in action
حق مالکیت نسبت به اموالی که در تصرف فرد نیست
hold down
برای اثبات مالکیت در تصرف داشتن
hold down
نصرف به عنوان مالکیت تصرف مالکانه
mere right
حق مالکیت بدون تصرف
p is nine points of the law
تصرف شرط عمده مالکیت است
possession by title of ownership
تصرف به عنوان مالکیت
prior possession
تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر انکه خلاف ان ثابت شود
Other Matches
denationalization
تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
joint ownership
اشتراک در مالکیت مالکیت مشاع
his right of ownership lapsed
حق مالکیت از او سلب شد حق مالکیت او ساقط شد
separation of ownership and control
جدائی مالکیت از کنترل جدائی مالکیت از مدیریت
support
حق مالکیت
proprietorial right
حق مالکیت
right of ownership
حق مالکیت
ownership right
حق مالکیت
dominium
مالکیت
dominion
حق مالکیت
propritorship
مالکیت
possession
مالکیت
acquisitions
مالکیت
acquisition
مالکیت
ownership
حق مالکیت
ownership
مالکیت
proprietorship
مالکیت
possessory title
عنوان مالکیت
private property
مالکیت خصوصی
public ownership
مالکیت عمومی
personal ownership
مالکیت شخصی
state enterprise
مالکیت دولتی
possessory action
دعوی مالکیت
property rights
حقوق مالکیت
praivate ownership
مالکیت خصوصی
possessory title
سمت مالکیت
private ownership
مالکیت خصوصی
ownership and management
مالکیت و مدیریت
expropriation
سلب مالکیت
estate in common
مالکیت مشاع
document of title
سند مالکیت
dispossession
سلب مالکیت
confusion
مالکیت ما فی الذمه
collective ownership
مالکیت مشاع
collective ownership
مالکیت جمعی
asset ownership
مالکیت دارائی
muniment of title
دلیل مالکیت
documents of title
سند مالکیت
literary property
حق مالکیت ادبی
joint ownership
مالکیت اشتراکی
joint ownership
مالکیت مشاع
joint ownership
مالکیت مشترک
individual ownership
مالکیت فردی
ascription
تصدیق مالکیت
alienation
انتقال مالکیت
public ownership
مالکیت دولتی
public domain
مالکیت دولتی
title deed
اسناد مالکیت
public ownership
مالکیت دولتی
title deed
سند مالکیت
title deed
قباله مالکیت
title deeds
سند مالکیت
condominium
مالکیت مشترک
title of territory
مالکیت اقلیم
villeinage
مالکیت رعیت
gen
حالت مالکیت
retention of title
ضبط مالکیت
condominiums
مالکیت مشترک
get hold of (something)
<idiom>
به مالکیت رسیدن
state ownership
مالکیت دولتی
retention of title
حفظ مالکیت
qualified property
مالکیت محدود
reconversion
اعاده مالکیت
accession
شرکت در مالکیت
root of title
منشاء مالکیت
seisin
مالکیت اراضی
titles
مستند مالکیت
title
مستند مالکیت
slaveholding
مالکیت برده
special property
مالکیت خاص
white elephant
<idiom>
ثروت یا مالکیت بیفایده
entitled to owver ship
دارای حق مالکیت است
collectivity
مالکیت اشتراکی جمع
beneficial ownership
مالکیت به نسبت منافع
passing the ownership
مالکیت مافی الذمه
estate in common
اشتراک در مالکیت زمین
title-holders
صاحب سند مالکیت
possessory action
دعوی اعاده مالکیت
prescriptive right or title
حق مالکیت از راه مرورزمان
prescriptive right
حق مالکیت از طریق مرورزمان
replevin
دعوی اعاده مالکیت
share certificate
گواهی مالکیت سهام
repossessing
مالکیت مجدد یافتن
expropriate
سلب مالکیت کردن از
repossessed
مالکیت مجدد یافتن
repossess
مالکیت مجدد یافتن
expropriated
سلب مالکیت کردن از
title-holder
صاحب سند مالکیت
title of territory
مالکیت قلمرو کشور
expropriates
سلب مالکیت کردن از
expropriating
سلب مالکیت کردن از
possession
ید تصرف
occupation
تصرف
acquest
تصرف
lien
حق تصرف
possessorship
تصرف
right of possession
حق تصرف
possession
تصرف
originality
تصرف
occupancy
تصرف
occupations
تصرف
seizure
تصرف
occupations
حق تصرف
occupation
حق تصرف
tenure
تصرف
seizures
تصرف
keeping
تصرف
arrangement
تصرف
arrangements
تصرف
disorintate
مالکیت چیزی راانکار کردن
disowning
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
to put in possession
مالکیت دادن متصدی کردن
disowns
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disowned
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disown
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
petitory
مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
put in a claim for something
مدعی مالکیت چیزی شدن
socialism
مالکیت اجتماعی ابزار تولید
freehold
مالکیت مطلق ملک موروثی
tenancies
مدت اجاره مالکیت موقت
tenancy
مدت اجاره مالکیت موقت
occupying
تصرف کردن
grabs
تصرف کردن
grabbing
تصرف کردن
grabbed
تصرف کردن
grab
تصرف کردن
larceny
تصرف غیرقانونی
put in possession
تصرف کردن
priority
سبق تصرف
priorities
سبق تصرف
right of lien
حق تصرف وثیقه
occupies
تصرف کردن
seizin
تصرف املاک
possessing
در تصرف داشتن
possesses
در تصرف داشتن
prepossession
تصرف قبلی
possess
در تصرف داشتن
vesture
تصرف اراضی
occupy
تصرف کردن
seisin
تصرف مطلق
seisin
تصرف املاک
seizin
تصرف مطلق
seized
تصرف کردن
occupations
تصرف کردن
occupations
اشغال تصرف
occupation
تصرف کردن
occupation
اشغال تصرف
to get possession of
تصرف کردن
seizor
تصرف کننده
holds
تصرف کردن
take possession of
تصرف کردن
tenendum
مدت تصرف
tenability
قابلیت تصرف
hold
تصرف کردن
seizing
تصرف توقیف
seize
تصرف کردن
to come into
تصرف کردن
to take possession of
تصرف کردن
to come to
تصرف کردن
seizes
تصرف کردن
deflowering
تصرف کردن
glom on to
تصرف کردن
forcible entry and detainer
تصرف عدوانی
restitution
اعاده تصرف
re-entry
اعاده تصرف
come into
تصرف کردن
deflower
تصرف کردن
inhabitancy
تصرف حق سکنی
deflowered
تصرف کردن
figuration
ترکیب تصرف
re entry
اعاده تصرف
forceble entry and detainer
تصرف عدوانی
deflowers
تصرف کردن
lien
حق تصرف وثیقه
modification
تصرف در معنی
freeboard
حق ادعای مالکیت درمورد زمینهای خالصه
titleholder
صاحب سند مالکیت دارای عنوان
holds
جا گرفتن تصرف کردن
disposable income
درامد قابل تصرف
abate
غصب یا تصرف عدوانی
expropriator
سلب تصرف کننده
hold
جا گرفتن تصرف کردن
deforce
تصرف غاصبانه کردن
abated
غصب یا تصرف عدوانی
abating
غصب یا تصرف عدوانی
usucaption
تصرف بلا معارض
forcible de ainer
ضبط یا تصرف عدوانی
capture
تصرف کردن ربایش
to hold in fee
تصرف مطلق داشتن در
capturing
تصرف کردن ربایش
abates
غصب یا تصرف عدوانی
disseise
تصرف عدوانی کردن
redisseinsin
اعاده تصرف عدوانی
captures
تصرف کردن ربایش
regain
دوباره تصرف کردن
tenement
هر چیز قابل تصرف
interpolates
دخل و تصرف در سند
dispossess
از تصرف محروم کردن
dispossessed
از تصرف محروم کردن
dispossesses
از تصرف محروم کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com