English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (6 milliseconds)
English Persian
gleeman حماسه خوان
Other Matches
epopee حماسه
sagas حماسه
saga حماسه
saga حماسه اسکاندویناوی
epic حماسه آفرین
heroic حماسه آفرین
Homeric حماسه آفرین
sagas حماسه اسکاندویناوی
epic شعر رزمی حماسه
epics شعر رزمی حماسه
ulysses اولیسزقهرمان حماسه اودیسه منسوب به هومرشاعرنابینای یونانی
lip reader لب خوان
tabling خوان
tables خوان
tabled خوان
table خوان
recitalist تک خوان
soloists تک خوان
an omnivorous reader <idiom> خر خوان
soloist تک خوان
phrenologist جمجمه خوان
peayer دعا خوان
optical character reader کاراکترنوری خوان
page reader صفحه خوان
optical reader نور خوان
songster غزل خوان
decoder رمز خوان
character reader دخشه خوان
songstress زن اواز خوان
card reader کارت خوان
lamenter مرثیه خوان
songster اواز خوان
scrimmager رجز خوان
gospeller انجیل خوان
psalmist مزمور خوان
night raven مرغ شب خوان
epistoler رساله خوان
prelector خطابه خوان
mark sense reader نشان خوان
epistler رساله خوان
prayerful نماز خوان
epigraphist کتیبه خوان
document reader سند خوان
sopranist زیر خوان
cantatrice زن اوازه خوان
film reader فیلم خوان
mourner نوحه خوان
studious کتاب خوان
studious درس خوان
singer اواز خوان
singers اواز خوان
ballad singer تصنیف خوان
badge reader نشانه خوان
sopranist ششدانگ خوان
tape reader نوار خوان
threnodist مرثیه خوان
braggarts رجز خوان
weeper نوحه خوان
mourners نوحه خوان
crooner اواز خوان
crooners اواز خوان
braggart رجز خوان
yodeler اواز خوان
psalmodist زبور خوان مزمورسرا
triller اواز خوان باتحریر
buskers آواز خوان دورهگرد
paper tape reader نوار کاغذی خوان
busker آواز خوان دورهگرد
optical page reader صفحه نوری خوان
optical mark reader علامت خوان نوری
beadsman فاتحه خوان مزدور
major-domos نافر خوان سالار
disk drive head نوک دیسک خوان
chanter سرود خوان کلیسا
cantor اواز خوان مذهبی
artiste اوازه خوان یا رقاص
artistes اوازه خوان یا رقاص
singin bird پرنده اواز خوان
major-domo نافر خوان سالار
lay clerk سرود خوان کلیسا
optical mark reader نشان خوان نوری
optical mark reader علامت نوری خوان
optical character reader دخشه خوان نوری
reference کتاب بس خوان بازگشت
magnetic tape reader نوار مغناطیسی خوان
references کتاب بس خوان بازگشت
major domo نافر خوان سالار
threnodist روضه خوان مرثیه نویس
The singer made some recordings ,. آوازه خوان چند صفحه پرکرد
chorister اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
choristers اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
natural philosopher فیزیک خوان کسیکه که عقیده به اصالت طبیعت دارد
omr را با علامت خوان نوری تشخیص میدهد و وارد کامپیوتر میکند
optical قابل تشخیص باشند توسط علامت خوان نوری و وارد کامپیوتر شوند
peripheral وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند
backgrounds نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
background نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
interactive video سیستمی که از اتصال کامپیوتری به دیسک خوان اسفاده میکند تا توان پردازش و تصاویر واقعی و متحرک را ایجاد کند
like father like son پسر کو ندارد نشان از پدر توبیگانه خوان و مخوانش پسر
leading edge اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود
autos توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
disk operating system کنترل کننده دیسک خوان سیستم عامل دیسک
auto توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
wands دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wand دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
turnaround document متن چاپی از کامپیوتر و ارسال به کاربربرگردانده شده با کاربر با یادداشتها جدید یا اطلاعات روی آن که توسط متن خوان قابل خواندن است
fasted وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fastest وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
optical فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
CD دیسک درایوی که به کامپیوتراجازه میدهد داده ذخیره شده روی ROM-CD را بخواند داده خوان از یک اشعه لیزر برای خواندن الگوهای سطح ROM-CD استفاده میکند که معرف بیت داده هستند
CDs دیسک درایوی که به کامپیوتراجازه میدهد داده ذخیره شده روی ROM-CD را بخواند داده خوان از یک اشعه لیزر برای خواندن الگوهای سطح ROM-CD استفاده میکند که معرف بیت داده هستند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com