Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 239 (44 milliseconds)
English
Persian
govern
حکومت کردن
governed
حکومت کردن
governs
حکومت کردن
rule
حکومت کردن
Search result with all words
steer
حکومت اداره کردن
steered
حکومت اداره کردن
steers
حکومت اداره کردن
misrule
بد حکومت کردن
misruled
بد حکومت کردن
misrules
بد حکومت کردن
misruling
بد حکومت کردن
tyrannised
مستبدانه حکومت کردن
tyrannised
فالمانه حکومت کردن
tyrannises
مستبدانه حکومت کردن
tyrannises
فالمانه حکومت کردن
tyrannising
مستبدانه حکومت کردن
tyrannising
فالمانه حکومت کردن
tyrannize
مستبدانه حکومت کردن
tyrannize
فالمانه حکومت کردن
tyrannized
مستبدانه حکومت کردن
tyrannized
فالمانه حکومت کردن
tyrannizes
مستبدانه حکومت کردن
tyrannizes
فالمانه حکومت کردن
tyrannizing
مستبدانه حکومت کردن
tyrannizing
فالمانه حکومت کردن
terrorised
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
terrorises
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
terrorising
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
terrorize
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
terrorized
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
terrorizes
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
terrorizing
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
sway
اهتزاز سلطه حکومت کردن
swayed
اهتزاز سلطه حکومت کردن
sways
اهتزاز سلطه حکومت کردن
subversion
سرنگون کردن حکومت سیستم براندازی
subversion
نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
domineer
مستبدانه حکومت کردن
totalitarianize
تبدیل بحکومت یکه تاز کردن بصورت حکومت مطلقه واستبدادی اداره کردن
Other Matches
hagiarchy
حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
czarism
حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
technocracy
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracies
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
theocracy
حکومت خدا حکومت روحانیون
autocracy
حکومت مطلق حکومت استبدادی
theocracies
حکومت خدا حکومت روحانیون
civicism
اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
home rule
حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
heptarchic
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchical
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law
مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
administrations
حکومت
dominion
حکومت
government
حکومت
administration
حکومت
governments
حکومت
gynarchy
حکومت زن
raj
حکومت
gynocracy
حکومت زن
regimes
طرز حکومت
dictatorship
حکومت استبدادی
polities
طرز حکومت
presidential government
حکومت جمهوری
regimen
دسته حکومت
quirinal
حکومت ایتالیا
dictatorships
حکومت استبدادی
prelacy
حکومت روحانی
coalition government
حکومت ائتلافی
monarchy
حکومت سلطنتی
regime
طرز حکومت
gerontocracy
حکومت سالخوردگان
gerontocrasy
حکومت پیران
central government
حکومت مرکزی
aristocracy
حکومت اشرافی
dyarchy
حکومت دومجلسی
monarchies
حکومت سلطنتی
fascism
حکومت فاشیستی
polity
طرز حکومت
federal government
حکومت متحده
democracy
حکومت ملی
rTgimes
طرز حکومت
reigned
حکومت حکمفرمایی
police state
حکومت پلیسی
nomocracy
حکومت قانونی
martial law
حکومت نظامی
despotic rule
حکومت مطلقه
autarchy
حکومت استبدادی
thearchy
حکومت خدایان
technocracies
حکومت اربابان فن
autarky
حکومت استبدادی
the sabre
حکومت نظامی
condominiums
حکومت مشترک
thalassocracy
حکومت بر دریاها
despotic rule
حکومت استبدادی
kakistocracy
بدترین حکومت
condominium
حکومت مشترک
duumvirate
حکومت دو نفری
dyarchy
حکومت دوپادشاه
theonomy
حکومت خدایی
puppet government
حکومت پوشالی
plutocracies
حکومت اغنیاء
plutocracies
حکومت توانگران
plutocracies
حکومت دولتمندان
autocracy
حکومت مستقل
parliamentarism
حکومت پارلمانی
plutocracy
حکومت اغنیاء
police states
حکومت پلیسی
plutocracy
حکومت توانگران
reigns
حکومت حکمفرمایی
plutocracy
حکومت دولتمندان
technocracy
حکومت اربابان فن
democratic government
حکومت ملی
governmentalist
حکومت گرا
governmentalism
حکومت گرایی
governance
طرز حکومت
governable
قابل حکومت
hierocracy
حکومت روحانیون
mobocracy
حکومت رجاله ها
rule
حکومت سلطه
home rule
حکومت ملی
self goverment
حکومت مستقل
home rule
حکومت داخلی
martial rule
حکومت نظامی
theocracies
حکومت مذهب
governor's seat
حکومت نشین
governorship
استانداری حکومت
governorship
حکومت حکمرانی
tyranny
حکومت استبدادی
gynocracy
حکومت زنان
gynecocracy
حکومت نسوان
imperialism
حکومت امپراتوری
gynecocracy
حکومت زنان
tyranny
حکومت ستمگرانه
under the seway of
تحت حکومت
gynaecocracy
حکومت زنان
hagiocrasy
حکومت مقدسان
statolatry
حکومت پرستی
caesarism
حکومت امپراطوری
mixed government
حکومت مختلط
constitutionalism
حکومت مشروطه
military government
حکومت نظامی
caesarism
حکومت مطلقه
constitutional government
حکومت مشروطه
czarisme
حکومت تزاری
self goverment
حکومت بر نفس
stratocracy
حکومت نظامیان
plutocratic goverment
حکومت دولتمندان
seat of government
مقر حکومت
enemy state
حکومت دشمن
despotism
حکومت مطلقه
democracies
حکومت ملی
aristocracies
حکومت اشرافی
local government
حکومت محلی
fair arbitration
حکومت عدل
czarisme
حکومت قیصری
parliamentary government
حکومت پارلمانی
sword law
حکومت سرنیزه
theocracy
حکومت مذهب
reign
حکومت حکمفرمایی
plutartchy
حکومت دولتمندان
regimens
دسته حکومت
sword law
حکومت قلدری
autocracy
حکومت مطلق
democracies
حکومت قاطبه مردم
pentarchy
حکومت پنج تنی
parliamentarians
طرفدار حکومت پارلمانی
rTgimes
روش حکومت پرهیزغذایی
pentarchy
اتحاد پنج حکومت
interrex
رئیس حکومت موقتی
ochlocracy
حکومت توده خلق
kaiserdom
قلمرو حکومت قیصر
interregnum
دوره حکومت موقتی
squirarchy
حکومت ملاکین واربابان
democratism
اصول حکومت ملی
squirearchy
حکومت ملاکین واربابان
democracy
حکومت قاطبه مردم
lese majesty
خیانت علیه حکومت
octarchy
حکومت هشت تنی
aristocrate
طرفدار حکومت اشراف
state of martial law
حالت حکومت نظامی
interregna
دوره حکومت موقتی
colonial government
دولت یا حکومت مستعمراتی
parliamentarian
طرفدار حکومت پارلمانی
lese majeste
خیانت علیه حکومت
mobocracy
حکومت اجامر واوباش
decentralised
حکومت محلی دادن
decentralises
حکومت محلی دادن
subject to the british rule
تابع حکومت انگلیس
monarchy constitutional
حکومت مشروطه سلطنتی
mobocracy
حکومت عوام الناس
regime
روش حکومت پرهیزغذایی
self government
حکومت به دست مردم
interregnums
دوره حکومت موقتی
plutocratic
مربوط به حکومت توانگران
princedom
حوزه حکومت شاهزاده
terrorization
حکومت باتهدید وارعاب
proclamation of martial law
اعلان حکومت نظامی
declare martial
اعلان حکومت نظامی
technocracies
حکومت کارشناسان فنی
martial rule
تحت حکومت نظامی
seigneury
قلمرو حکومت لرد
monocracy
حکومت مستقل یا انفرادی
regimes
روش حکومت پرهیزغذایی
decentralising
حکومت محلی دادن
decentralize
حکومت محلی دادن
mdiatize
بدولت یا حکومت دیگرافزودن
decentralizes
حکومت محلی دادن
decentralizing
حکومت محلی دادن
polycracy
حکومت چند تنی
world federalist
طرفدار حکومت جهانی
stratocracy
حکومت یا دولت نظامی
khanate
قلمرو حکومت خان
self-government
حکومت بدست مردم
polyarchy
حکومت چند تنی
technocracy
حکومت کارشناسان فنی
heptarchy
حکومت هفت نفری
duumvir
شریک رتبه حکومت دو نفری
kakistocracy
حکومت به دست بدترین اهالی
protectorate
دوران حکومت کرامول درانگلستان
protectorates
دوران حکومت کرامول درانگلستان
pluralities
حکومت ائتلافی جمع گرایی
plurality
حکومت ائتلافی جمع گرایی
pluralism
حکومت ائتلافی جمع گرایی
nation-states
حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
nation-state
حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
nation state
حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
territoriality
ایجاد حکومت مستقل ناحیهای
imperialistic
مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
territorialism
ایجاد حکومت مستقل ناحیهای
autonomous
دارای حکومت مستقل داخلی
autonomous
دارای حکومت مستقل خودمختار
cabinet government
حکومت حزب حائز اکثریت
totalitarian
دارای حکومت مطلقه ودیکتاتوری
democratically
بر طبق اصول حکومت ملی
archduchy
قلمرو و حکومت دوک بزرگ
monarchy absolute
حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
oligarchy
حکومت معدودی از اغنیا وثروتمندان
dTbGcles
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
debacles
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com