English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English Persian
retail خرده فروشی کردن
Other Matches
retail خرده فروشی
retail trade خرده فروشی
retail sales خرده فروشی
retail dealing خرده فروشی
retail price بهای خرده فروشی
resale price بهای خرده فروشی
retail price قیمت خرده فروشی
index of retail prices شاخص قیمتهای خرده فروشی
floorwalker بازرس فروشگاه بزرگ خرده فروشی
mail order house تجارت خرده فروشی بوسیله مکاتبات پستی
pedantically از روی علم فروشی و خامی از روی خرده گیری
bistros اغذیه فروشی و مشروب فروشی
bistro اغذیه فروشی و مشروب فروشی
dribble خرده خرده پیش بردن
dribbles خرده خرده پیش بردن
dribbling خرده خرده پیش بردن
dribbled خرده خرده پیش بردن
oversell فزون فروشی کردن
to prank out oneself خود فروشی کردن
overselling فزون فروشی کردن
oversells فزون فروشی کردن
oversold فزون فروشی کردن
to peacock oneself vref خود فروشی کردن
wares کالای فروشی پرهیز کردن از
ware کالای فروشی پرهیز کردن از
job کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از
jobs کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از
roundest بی خرده کردن
round بی خرده کردن
snuffling زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffled زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
wholesale بطور یکجا عمده فروشی کردن
pedantize از روی خامی علم فروشی کردن
snuffle زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffles زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
pontificated اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificate اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificating اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificates اسقفی کردن فضل فروشی کردن
scrap خرده اوراق کردن
cavil خرده گیری کردن
scrapped خرده اوراق کردن
cavilled خرده گیری کردن
scrapping خرده اوراق کردن
cavils خرده گیری کردن
scraps خرده اوراق کردن
caviling خرده گیری کردن
caviled خرده گیری کردن
hypercriticize زیاده خرده گیری کردن
to make a p of one's learing دانش خودرا نمایش دادن علم فروشی کردن
carp از روی خرده گیری صحبت کردن
fusses ایراد گرفتن خرده گیری کردن
fussed ایراد گرفتن خرده گیری کردن
fussing ایراد گرفتن خرده گیری کردن
fuss ایراد گرفتن خرده گیری کردن
sip خرده خرده نوشی
sipping خرده خرده نوشی
sips خرده خرده نوشی
sipped خرده خرده نوشی
noil خرده پشمی که هنگام شانه کردن میریزد
sales فروشی
on sale فروشی
for sale فروشی
on offer فروشی
disposability فروشی
salter نمک فروشی
dealing in slaves برده فروشی
wineshop باده فروشی
barroom نوشابه فروشی
pedlary دست فروشی
stapled مرکزعمده فروشی
snack bar ساندویچ فروشی
staple مرکزعمده فروشی
stapling مرکزعمده فروشی
grocer's خواربار فروشی
food shop خواربار فروشی
grocery store [American E] خواربار فروشی
grocery خواربار فروشی
butchery business گوشت فروشی
smithy اهن فروشی
prudishness عفت فروشی
grocer's shop خواربار فروشی
peacockery خود فروشی
smithies اهن فروشی
optometry عینک فروشی
greengrocery سبزی فروشی
toggery لباس فروشی
toploftiness خود فروشی
chandlery شمع فروشی
perfumery عطر فروشی
drugstores دوا فروشی
cash crop محصول فروشی
whole sale trade عمده فروشی
snobbery افاده فروشی
whole sale dealer عمده فروشی
drugstore دوا فروشی
bijouterie جواهر فروشی
jewelry جواهر فروشی
ironmongery اهن فروشی
drapery پارچه فروشی
slopwork دوخته فروشی
haberdashery خرازی فروشی
glassman شیشه فروشی
taproom بارمشروب فروشی
cash crop فرآورد فروشی
priggery علم فروشی
priggishness علم فروشی
draperies پارچه فروشی
draperies ماهوت فروشی
newsstand روزنامه فروشی
retail جزئی فروشی
short sale پیش فروشی
drapery ماهوت فروشی
upholstery پرده فروشی
snack bars ساندویچ فروشی
slave trade برده فروشی
upholstery مبل فروشی
pedantry فضل فروشی
wholesale عمده فروشی
short sale سلم فروشی
bars میکده بارمشروب فروشی
soda fountains مغازه لیموناد فروشی
bar میکده بارمشروب فروشی
smithy فلز فروشی اهنگری
swagger کبر فروشی خودستایی
trade price قیمت عمده فروشی
vintnery عمده فروشی شراب
box office باجه بلیط فروشی
newsstand دکه روزنامه فروشی
cutlery کارد وچنگال فروشی
ticket office باجه بلیت فروشی
swaggering کبر فروشی خودستایی
swaggers کبر فروشی خودستایی
swaggered کبر فروشی خودستایی
grogshop دکان مشروب فروشی
soda fountain مغازه لیموناد فروشی
tap room محل پیاله فروشی
quantity rebate تخفیف عمده فروشی
taproom محل پیاله فروشی
quantity discount تخفیف عمده فروشی
groggery نوشابه فروشی میخانه
mercery مغازه پارچه فروشی
smithies فلز فروشی اهنگری
sweetshop شیرینی فروشی قنادی
convenience stores خواربار فروشی کوچک
delicatessens مغازه اغذیه فروشی
delicatessen مغازه اغذیه فروشی
convenience store خواربار فروشی کوچک
barroom بار یا پیاله فروشی
pedantry or pedantism علم فروشی خام
proslavery طرفداری از برده فروشی
ostentation خود فروشی تظاهر
wholesale price قیمت عمده فروشی
box offices باجه بلیط فروشی
dramshop بار مشروب فروشی
dramshop سالن مشروب فروشی
peltry پوست خام فروشی
dram shop جایگاه نوشابه فروشی
at the but cher's در دکان گوشت فروشی
gaudiness خودنمائی جلوه فروشی
sales جنس فروشی فروش
bookshop دکان کتاب فروشی
bookshop مغازه کتاب فروشی
bookshops دکان کتاب فروشی
pot house ابجو فروشی خرابات
porterhouse ابجو واغذیه فروشی
wineshop مغازه شراب فروشی
bookshops مغازه کتاب فروشی
wholesale price index شاخص قیمت عمده فروشی
short sale بیع سلف پیش فروشی
newsstand دکه یا کیوسک روزنامه فروشی
Where is the ticket office? باجه بلیت فروشی کجاست؟
Where is the booking office? باجه بلیت فروشی کجاست؟
milk floats عرابه یا چرخ شیر فروشی
cantina مغازه خواربار یامشروب فروشی
profit cannibalism افراط در تخفیف و ارزان فروشی
milk float عرابه یا چرخ شیر فروشی
commission حق العمل کاری امانت فروشی
commissioning حق العمل کاری امانت فروشی
index of wholesale prices شاخص قیمتهای عمده فروشی
commissions حق العمل کاری امانت فروشی
subs خرده
roundest بی خرده
fragments خرده
fragmenting خرده
tittle خرده
fragment خرده
bit خرده
sub خرده
fraction خرده
fractions خرده
debris خرده
splintering خرده
splintered خرده
whole بی خرده
jotted خرده
splinter خرده
splinters خرده
jots خرده
round بی خرده
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com