Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English
Persian
field buying
خرید کردن در صحرا خرید محلی
Other Matches
field buying
خرید در صحرا
regional purchase
خرید محلی
local purchase
خرید محلی
local procurement
خرید محلی
close price
دز خرید وفروش سهام حالتی را گویندکه قیمت خرید و فروش به هم خیلی نزدیک باشد
purchase request
درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
purchase price variance
سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
order
خرید سفارش خرید
to make a purchase
خرید کردن
buy
خرید کردن
buys
خرید کردن
central purchase
خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
purchased
خرید خریداری کردن
shop
کارخانه خرید کردن
shopped
کارخانه خرید کردن
shops
کارخانه خرید کردن
purchases
خرید خریداری کردن
buy in advance
پیش خرید کردن
handles
خرید و فروش کردن
handle
خرید و فروش کردن
purchase
خرید خریداری کردن
overbuy
در خرید افراط کردن
to have a look round
[around]
the shops
[British E]
برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to have a look round
[around]
the stores
[American E]
برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
accession
به ترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن
bulls
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bull
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
operate
به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operated
به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operates
به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
purchases
خرید
underwrites
خرید
underwrite
خرید
purchased
خرید
purchase
خرید
underwritten
خرید
underwrote
خرید
buys
خرید
buy
خرید
buying
خرید
underwriting
خرید
bond servant
زر خرید
bondwoman
زن زر خرید
procurement
خرید
shopping
خرید
purchasing
خرید
buyer's market
بازار خرید
advance purchase
خرید سلف
purchase rate
نرخ خرید
buying and selling
خرید و فروش
buyers market
بازار خرید
shopping cart
گاری خرید
dear bought
گران خرید
credit purchase
خرید نسیه
hire purchase
خرید اقساطی
nundination
خرید و فروش
monopolist
انحصار خرید
purchasing department
قسمت خرید
bargain
خرید ارزان
shopping basket
سبد خرید
purchase requisition
درخواست خرید
buying rate
نرخ خرید
blanket buying
خرید کلی
buying price
قیمت خرید
businesses
خرید یا فروش
monopsony
انحصار خرید
purchasable
باب خرید
purchase notice agreements
قراردادهای خرید
purchase notice agreements
پیمان خرید
purchase order
دستور خرید
purchase order
سفارش خرید
offer to purchase
پیشنهاد خرید
lump sum purchase
خرید یکجا
rebuy
خرید مکرر
impulse buying
خرید بی مقدمه
business
خرید یا فروش
counter purchase
خرید متقابل
bid
پیشنهاد خرید
lump sum purchase
خرید کلی
bids
پیشنهاد خرید
dealing
خرید و فروش
real estate
خرید زمین
oniomania
جنون خرید
purchasing office
قسمت خرید
purchasing power
توان خرید
futures exchange
خرید اتی
redemption
باز خرید
purchasing officer
مامور خرید
purchasing patterns
الگوی خرید
purchasing power
قدرت خرید
forward purchase
پیش خرید
coemption
خرید کل محصول
purchasing officer
مسئول خرید
short covering
پیش خرید
redemption yield
بازده خرید
conditions of purchase
شرایط خرید
purchasing analyst
تحلیل گر خرید
corners
خرید یکجا
cornering
خرید یکجا
corner
خرید یکجا
bulk buying
خرید فله
local purchase
خرید از محل
open purchase
خرید ازاد
purchasing department
دفتر خرید
forward purchase
خرید سلف
purchasing office
دفتر خرید
acquisition authority
اجازه خرید
procurement cycle
دوره خرید
achate
عقیق خرید
forward purchasing
پیش خرید
course of dealing
دوره خرید و فروش
current purchasing power
قدرت خرید فعلی
value for money
قدرت خرید پول
salable
قابل خرید معاملهای
hedge
خرید و فروش تامینی
hedged
خرید و فروش تامینی
hedges
خرید و فروش تامینی
income effect
تناسب خرید با درامد
hedging
خرید و فروش تامینی
automated purchasing
خرید بصورت اتوماتیک
purchasing research
تحقیق در خصوص خرید
purchasing power parity
برابری قدرت خرید
purchasing power of money
قدرت خرید پول
open indent
سفارش خرید باز
course of dealing
دوره مذاکرات خرید
saleable
قابل خرید معاملهای
off-market purchases
خرید در بیرون از بورس
furriery
خرید وفروش خز خزدوزی
preclusive buying
خرید پیشگیری کننده
oligopsony
خرید نیمه انحصاری
procurement lead time
زمان انجام خرید
the longs
پیش خرید کنندگان
real purchasing power
قدرت خرید واقعی
average purchase rate
نرخ متوسط خرید
irredeemable
باز خرید نشدنی
procuration
تحصیل چیزی خرید
procuance
تحصیل چیزی خرید
Examine it first before buying.
قبل از خرید امتحانش کن
collaborative purchase
خرید با تشریک مساعی
demand
تقاضای خرید کالا
home trade
خرید وفروش داخلی
call option
خرید به شرط خیار
institute of purchasing and supply
موسسه خرید و عرضه
demanded
تقاضای خرید کالا
demands
تقاضای خرید کالا
stock trading
خرید و فروش سهام
bulk buying
خرید بصورت عمده
purchase ledger
دفتر بزرگ خرید
purchase journal
دفتر روزنامه خرید
open purchase
خرید از بازار ازاد
bulk buying
خرید درحجم زیاد
blanket buying
خرید بصورت عمده
offer to purchase
پیشنهاد جهت خرید
credit
خرید وفروش اعتباری
brokerage
کارمزد خرید سهام
on approval
خرید کالا به شرط
credited
خرید وفروش اعتباری
duopsony
انحصار دو قطبی خرید
duopsony
انحصار دو جانبه خرید
real account
حساب خرید املاک
crediting
خرید وفروش اعتباری
credits
خرید وفروش اعتباری
preemptor
شریک دارای حق تقدم در خرید
bargained
قرارداد معامله خرید ارزان
bargains
قرارداد معامله خرید ارزان
circulating medium
وسیله انتقال قدرت خرید
claiming
قرارداد رسمی خرید اسب
impulse buying
خرید بدون برنامه ریزی
oligopsony
انحصار چند جانبه خرید
indent
سفارش خرید از کشور بیگانه
indenting
سفارش خرید از کشور بیگانه
offer to buy something
حاضر به خرید چیزی شدن
burse
مغازه یابازار خرید وفروش
claims
قرارداد رسمی خرید اسب
contango
هزینههای دیرکرد خرید سهم
indents
سفارش خرید از کشور بیگانه
consumer credit
اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
bargaining
قرارداد معامله خرید ارزان
bargain
قرارداد معامله خرید ارزان
ship broker
دلال خرید و فروش کشتی
package deals
مقاطعه در بست و خرید یکجا
mall
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail park
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
i cannot a to buy that
استطاعت خرید انرا ندارم
shopping mall
[American]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
mall
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail park
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
package deal
مقاطعه در بست و خرید یکجا
claimed
قرارداد رسمی خرید اسب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com