English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
costs خسارت دادرسی
Other Matches
summing up خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
summings up خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
certificate of damage تصدیق خسارت وارده بر کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده که از طرف مقامات بندرصادر میشود
general average خسارت دریایی عمومی خسارت کلی
indemnity تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
indemnities تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
punitive damages خسارت ناشی از مجازات خسارت حاصله از اجرای مجازات
claim for indemnification ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
trial دادرسی
justicing دادرسی
trials دادرسی
litigation دادرسی
justiceship دادرسی
hearings دادرسی
hearing دادرسی
legal procedure دادرسی
re trial اعاده دادرسی
judgement دادرسی فتوی
ex parte trial دادرسی غیابی
re hearing اعاده دادرسی
judgement دادرسی داوری
judgements دادرسی فتوی
judgements دادرسی داوری
judgments دادرسی فتوی
judgments دادرسی داوری
public trial دادرسی علنی
with costs با هزینه دادرسی
hearing استماع دادرسی
criminal proceedings دادرسی جزائی
costs of proceedings هزینه دادرسی
venue محل دادرسی
venues محل دادرسی
civil litigation دادرسی مدنی
summery proceedings دادرسی اختصاری
prosecution team تیم دادرسی
stay of proceedings تعلیق دادرسی
stay of proceedings توقیف دادرسی
military justice دادرسی نظامی
speedy trial دادرسی فوری
new trial اعاده دادرسی
trial in presence of the parties دادرسی حضوری
hearings استماع دادرسی
justiciable قابل دادرسی
costs هزینه دادرسی
judgment داوری دادرسی
procedure ایین دادرسی
with costs بعلاوه هزینه دادرسی
rehearing جلسه دادرسی مجدد
civil procedure ایین دادرسی مدنی
in camera proceedings دادرسی غیر علنی
taxation of costs مالیات هزینه دادرسی
code of procedure قانون ایین دادرسی
security for cost تامین هزینه دادرسی
bill of costs صورت هزینه دادرسی
principle of criminal procedure ایین دادرسی کیفری
law of procedure قانون ائین دادرسی
law of criminal procedure ائین دادرسی کیفری
oyer تقاضای استماع یا دادرسی
law of civil procedure ائین دادرسی مدنی
hearing incamera دادرسی غیر علنی
principle of civil litigation ایین دادرسی مدنی
to delay the proceedings به تأخیر انداختن دادرسی
criminal proceedure code قانون ایین دادرسی کیفری
mistrial دادرسی پوچ وبی نتیجه
inquisitorial procedure دادرسی با شکنجه و سخت گیری
civil procedure code قانون ایین دادرسی مدنی
oyez اعلام سکوت و شروع دادرسی در دادگاه
judging فتوی یا حکم دادن دادرسی کردن
judged فتوی یا حکم دادن دادرسی کردن
judge فتوی یا حکم دادن دادرسی کردن
judges فتوی یا حکم دادن دادرسی کردن
taxing master مامور وصول مالیات هزینه دادرسی
legal aid معافیت ازهزینه دادرسی معادل assistance judicial
lyuch law مجازاتی که مردم بدون دادرسی و پیش خود معین می کنند
the inquisition دادگاهی که کارش دادرسی مردمان از دین برگشته یارافضی و به کیفر رساندن
procedendo حکم پادشاه در مورد تسریع دادرسی به قاضی یی که صدور رای را به تاخیرانداخته است
average خسارت
depredations خسارت
reprise خسارت
recompenses خسارت
recompense خسارت
depredation خسارت
recompensing خسارت
smart money خسارت
averages خسارت
recompensed خسارت
averaged خسارت
averaging خسارت
scathe خسارت
casualty خسارت
casualties خسارت
injury خسارت
lesions خسارت
lesion خسارت
loss خسارت
detriment خسارت
harm خسارت
damage خسارت
harms خسارت
harming خسارت
harmed خسارت
g/a خسارت کلی
fractional damage خسارت جزئی
indemnification تضمین خسارت
g/a خسارت عمومی
proceeding for damage دعوی خسارت
civil injury خسارت مدنی
material damage خسارت مادی
moral damage خسارت معنوی
liquidated damages خسارت نقدی
certificate of damage گواهی خسارت
particular average خسارت جزئی
particular average خسارت خاص
claim of compensation ادعای خسارت
general damage خسارت عمومی
sea water damage خسارت اب دریا
solatium جبران خسارت
constructive total loss خسارت کلی
general damage خسارت کلی
delayed payment penalty خسارت تاخیرتادیه
damnify خسارت زدن
effective damage خسارت موثر
consequential damages خسارت غیرمستقیم
special damage خسارت مخصوص
partial loss خسارت جزیی
consequential damages خسارت تبعی
damage خسارت غرامت
compensation جبران خسارت
injury اسیب خسارت
toll تحمل خسارت
tolling تحمل خسارت
tolls تحمل خسارت
blemished خسارت واردکردن
blemishes خسارت واردکردن
blemishing خسارت واردکردن
recuperation رفع خسارت
recuperation جبران خسارت
compensations جبران خسارت
average خسارت بحری
averaged خسارت بحری
averages خسارت بحری
averaging خسارت بحری
damaged خسارت دیده
do damage خسارت زدن
backwardation خسارت دیرکرد
total loss خسارت کلی
wrecking خسارت وارداوردن
wrecks خسارت وارداوردن
recompense رفع خسارت
assumpsit ادعای خسارت
to recover damages خسارت گرفتن
recompensed رفع خسارت
recompenses رفع خسارت
recompensing رفع خسارت
willful misconduct خسارت عمدی
wreck خسارت وارداوردن
average adjustment تصفیه خسارت
lesions جراحت خسارت
award of damages جبران خسارت
lesion جراحت خسارت
redress جبران خسارت
redressed جبران خسارت
redresses جبران خسارت
actual damage خسارت واقعی
loss خسارت گمراهی
swooper موجد خسارت
water damage خسارت اب دیدگی
refresher حق الوکاله اضافی که هنگام جریان دعوی زمانیکه مدت دادرسی از حد معمول تجاوزکند به وکیل داده میشود
summing up evidence نطق اختتامیه وکیل در انتهای دادرسی که ضمن ان ادله ومدافعات خود را برای هیات منصفه شرح میدهد
to bear a loss خسارت دیدن یاکشیدن
sue for dawages عرضحال خسارت دادن
to redress danger جبران خسارت کردن
sounding in damages دعوی خسارت مستدل
fair damages [Law] جبران خسارت عادلانه
with pwrticular average مشمول خسارت خاص
recvperate جبران خسارت کردن
scathe سبب خسارت شدن
to sustain a loss متحمل خسارت شدن
indemnities تاوان تضمین خسارت
averages متوسط خسارت در بیمه
damage feasant خسارت ناشی از حیوانات
averaged متوسط خسارت در بیمه
average متوسط خسارت در بیمه
damage in transit خسارت در هنگام ترانزیت
damage radius شعاع منطقه خسارت
damage threat احتمال تولید خسارت
damaged shipments محموله خسارت دیده
demurrage خسارت بیکار ماندگی
constructive total loss تخمین خسارت کل وارده
consequential damage خسارت غیر مستقیم
compensate some one losses خسارت کسی را دادن
indemnity تاوان تضمین خسارت
injured party طرف خسارت دیده
injured parties طرف خسارت دیده
average clause بند یا ماده خسارت
recuperation رفع خسارت کردن
average particular خسارت وارده بر کشتی
recuperation بهبود جبران خسارت
adjuster کارشناس در خسارت بیمه
averaging متوسط خسارت در بیمه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com