English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (6 milliseconds)
English Persian
slips in youth خطاهای جوانی
Other Matches
technical infringement خطاهای فنی
tean foul خطاهای فنی
incidental errors خطاهای اتفاقی
personal error خطاهای شخص
personal error خطاهای انفرادی افراد
compensating errors خطاهای خنثی کننده
bursts گروهی از خطاهای پیاپی .
burst گروهی از خطاهای پیاپی .
rounding errors خطاهای ناشی از سرراست کردن
monitors سیستمی که خطاهای مدار را بررسی میکند
monitored سیستمی که خطاهای مدار را بررسی میکند
monitor سیستمی که خطاهای مدار را بررسی میکند
minimax روشی برای کم کردن خطاهای یک فرایند
corruption خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
abuse [خطاهای داده شده در شکل های معماری کلاسیک]
diagnostic نرم افزاری که کمک به یافتن خطاهای سیستم کامپیوتری میکند
yoth جوانی
adolescence نو جوانی
youths جوانی
adolescency جوانی
youthfufness جوانی
springtime جوانی
juvenility جوانی
youthfulness جوانی
young days جوانی
youth جوانی
dementia praecox جنون جوانی
youthfully از روی جوانی
primed بهار جوانی
slips in youth لغزشهای جوانی
schizophrene مبتلابجنون جوانی
bloom of youth بحبوحه جوانی
rejuveoize جوانی از سرگرفتن
rejuvenescent جوانی از سر گیرنده
rejuvenescence تجدید جوانی
rejuvenator جوانی دهنده
hebephrenia جنون جوانی
hey day ریعان جوانی
prime of life عنفوان جوانی
juvenility نیروی جوانی
may of youth عنفوان جوانی
the flower of youth عنفوان جوانی
primes بهار جوانی
acne غرور جوانی
prime بهار جوانی
may بهار جوانی
juveniles در خور جوانی
rejuvenation باز جوانی
schizophrenia جنون جوانی
juvenile در خور جوانی
adolescence دوره جوانی
post juvenal بعد از جوانی
troubleshoot 1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
juvenilia اثار دوره جوانی
schizophrenic مبتلا بجنون جوانی
impetuosity of youth تندی یا غرور جوانی
schizophrenics مبتلا بجنون جوانی
rejuvenates جوانی ازسر گرفتن
rejuvenated جوانی ازسر گرفتن
The fervour of youth . شور وشوق جوانی
rejuvenate جوانی ازسر گرفتن
rejuvenating جوانی ازسر گرفتن
salad days ایام جوانی وبی تجربگی
puniness تازه کاری جوانی کوچکی
over the hill <idiom> به پایان رسیدن بهار جوانی
chorus girl زن جوانی که دریک دسته کرمیخواند
middle age دوره بین جوانی وپیری
chorus girls زن جوانی که دریک دسته کرمیخواند
her prime of life is past عنفوان جوانی وی گذشته است
middle aged دوره بین جوانی وپیری
ripple through effect نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
preventive بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventative بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
blossoming گل دادن دارای طراوت جوانی شدن
blossomed گل دادن دارای طراوت جوانی شدن
blossoms گل دادن دارای طراوت جوانی شدن
blossom گل دادن دارای طراوت جوانی شدن
She has known better days in her youth . معلومه که در جوانی وضعش بهتر بوده
schizo شخص مبتلا به بیماری جنون جوانی
passe دوره زیبایی و عنفوان جوانی را گذرانده
juvenilia تالیفات دوره جوانی شعرا ونویسندگان بزرگ
at the tender age of <idiom> در سن جوانی [گول خور. بی مایه . سست . نادان]
chaperon زن شوهر دار یا کاملی که ازدختر جوانی مراقبت میکند
cover girls زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
cover girl زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
debugger نرم افزاری که به برنامه نویس کمک میکند خطاهای برنامه را پیدا کند
cat استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
cats استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
diagnostics تعوابع یا آزمایشاتی که به کاربر کمک میکند خطاهای سخت افزاری یا نرم افزاری را پیداکند
glabrescent گیاهی که در جوانی کرکدار ودربلوغ بدون کرک وصاف میشود
fault یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faulted یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faults یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
the Holy Grail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangrail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangraal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangreal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
safety net وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
safety nets وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
detect سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detecting سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detects سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detected سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
schizothymia جنون همراه با خیال پرستی ومالیخولیا شبیه جنون جوانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com