English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
isotherm خطی که نقاط دارای گرمای متوسط سالیانه مساوی رانشان میدهد
Other Matches
isallobaric خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isallobar خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isothermal line خطی که بوسیله ان جاهایی که گرمای متوسط سالیانه انهایکی است
planimetric نقشهای که فقط فواصل افقی نقاط رانشان میدهد
draught line خطی که اب نشین کشتی رانشان میدهد
gyrostat التی که جنبش وضعی جسمی رانشان میدهد
z axis محوری که روی یک صفحه مختصات عمق رانشان میدهد
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
lubber line خطی که روی صفحه قطب نماامتداد محور طولی هواپیما رانشان میدهد
cable rigging tension chart جدولی که ارتباط بین تنش کابل کنترل و درجه حرارت رانشان میدهد
fingerpost راهنمای جاده تیر راهنماییکه پیکان مخصوص هدایت داردومسیرجاده رانشان میدهد راهنما
isotheral line خطی که بوسیله ان جاهایی که درجه گرمای متوسط انها 000 نشان داده میشود
finder عنصر مرکزی یک محیط عملیاتی و برنامهای که میان سایر چیزها فایلهای ذخیره شده روی دیسک ها رانشان میدهد
vortex breakdown/brust جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
equidistant دارای مسافت مساوی
isoelectric دارای فشارالکتریکی مساوی
isodiametric دارای ابعاد مساوی
isodiametric دارای قطر مساوی
equiangular دارای زوایای مساوی
isotonic دارای کشش مساوی
three square دارای سه ضلع مساوی
equicaloric دارای کالری و نیروی مساوی
isodynamic دارای نیروی مغناطیسی مساوی
isotonic دارای اهنگ مساوی هم توان
like as we lie طرفین دارای ضربات مساوی
equimolal دارای غلظت ملکولی مساوی
cabling نموداری که محل کابلها را در یک اداره نشان میدهد از جمله نقاط اتصال را
redundancy اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
enterprises سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
redundancies اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
enterprise سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
matrix الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
matrixes الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
middle sized دارای اندازه متوسط
protons هسته اتم سبک و دارای تعداد مساوی اتم هیدروژن
proton هسته اتم سبک و دارای تعداد مساوی اتم هیدروژن
vertical control کنترل ارتفاع نقاط اندازه گیری تراز وارتفاع نقاط
gridding محدودیت ساختمان یک تصویرگرافیکی که مستلزم افتادن نقاط پایانی خطوط روی نقاط شبکه است
hard sectoring می دیسک که هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود و گاهی توسط مجموعهای نقاط پانچ شده اطراف hub مرکزی صورت می گیرد که هر سوراخ شروع سکتور ران نشان میدهد
english shepherd سگ گلهء انگلیسی که دارای اندازهء متوسط وبرنگ سیاه براق ودارای خالهای قهوهای یاخرمایی است
comic books کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
comic book کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
closed cycle reactor system در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
non-directional design طرح فراگیر [این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
to a. the ball توپ رانشان دادن
to show round the premises دورتادورعمارت رانشان کسی دادن
keep time <idiom> زمان صحیح رانشان دادن
kinemacolour سینماتوگرافی که رنگهای اصلی رانشان دهد
gee whiz <idiom> بافریاد شادی خود رانشان دادن
To come into the open. آفتابی شدن (خود رانشان دادن )
What films are they showing at this cinema ( theatra house ) ? این سینما چه فیلم هائی رانشان می دهد ؟
lively description شرح روشن یا واقع نما شرحی که حالت واقعی یااصلی رانشان دهد
at قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
annuals سالیانه
annual سالیانه
annum سالیانه
yearly سالیانه
annually سالیانه
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
growth ring دایره سالیانه
anniversaries سوگواری سالیانه
anniversary سوگواری سالیانه
yearly allowance مقرری سالیانه
year to year fluctuation نوسانات سالیانه
annual report گزارش سالیانه
annual precipitation بارندگی سالیانه
annual payment قسط سالیانه
annuallyy هر ساله سالیانه
yearly instalmernts اقساط سالیانه
annual payment پرداخت سالیانه
p.a مخفف سالیانه
per annum هر سالی سالیانه
annuity مستمری سالیانه
annual training اموزش سالیانه
annuitant گیرنده مستمری سالیانه
mass book کتاب نماز سالیانه
annual general meeting مجمع عمومی سالیانه
annals وقایع سالیانه سالنامه
annuality factor ضریب مستمر سالیانه
annual food plan برنامه غذایی سالیانه
miaasl کتاب نماز سالیانه
quinquagenary پنجاهمین جشن سالیانه
octingentenary or octocen هشتصدمین جشن سالیانه
annual general inspection بازدید عمومی سالیانه
annual payment factor ضریب بازپرداخت سالیانه
anniversary جشن سالیانه عروسی
anniversaries جشن سالیانه عروسی
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
logical حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
annuity حقوق یا مقرری سالیانه گذراند
to take inventory صورت سالیانه از کالای موجودی برداشتن
parentalia جشن سالیانه بافتخار نیاکان و مردگان
peter penny زکات سالیانه که بیشتر به پاپ میداند
peter pence زکات سالیانه که پیشتربه پاپ میداند
quater cent nary جشن سالیانه چهارصدمین سال گردش
annual average score میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
rentlen دارنده درامد سالیانه یاسالواره همیشگی
heat of condensation گرمای میعان
heating value گرمای سوختن
latent heat گرمای نهان
expansion heat گرمای واتنش
heat of combustion گرمای سوختن
paradoxical warmth گرمای تناقضی
boiling heat گرمای جوشش
heat value گرمای احتراق
heat of evaporation گرمای تبخیر
heat of vaporization گرمای تبخیر
heat of sunlimation گرمای تصعید
heat of solution گرمای انحلال
heat of solidification گرمای انجماد
heat of transformation گرمای تبدیل
heat of reaction گرمای واکنش
heat of transformation گرمای تحول
heat of ionization گرمای یونش
heat of hydration گرمای ابش
latent heat of fusion گرمای ذوب
heat value گرمای سوختن
heat of fusion گرمای ذوب
heat of formation گرمای تشکیل
heating value گرمای احتراق
wash heat گرمای جوش
total heat of solution گرمای کل انحلال
integral heat of solution گرمای کل انحلال
cinder heat گرمای شلاکه
thermonuclear گرمای هستهای
specific heat گرمای ویژه
sensible heat گرمای محسوسه
latent heat of sublimation گرمای تصعید
high or low temperature گرمای زیادیاکم
radiant heat گرمای تابنده
heat of activation گرمای فعالسازی
heat of combustion گرمای احتراق
equiviscous temperature گرمای لزوجت
maturing heat گرمای گیرش
phlogosis گرمای سوزنده
genial heat گرمای ملایم
to settle an a برای کسی مقر ری سالیانه معین کردن
wet year سالی که میزان بارندگی از حد معمول سالیانه بیشتراست
molar heat of formation گرمای مولی تشکیل
heat of sunlimation گرمای نهان تصعید
molar heat of solution گرمای مولی انحلال
molar heat of crystallization گرمای مولی تبلور
molar heat of fusion گرمای مولی ذوب
molar heat of combusion گرمای مولی احتراق
latent heat of varporization گرمای نهان تبخیر
generated heat گرمای تولید شده
molar heat of sublimation گرمای مولی تصعید
molar heat of condensation گرمای مولی میعان
waste heat گرمای تلف شده
molecular specific heat گرمای ویژه مولی
standard heat of formation گرمای تشکیل استاندارد
phosphoresce بدون گرمای محسوس
molar specific heat گرمای ویژه مولی
heat of fusion گرمای نهان ذوب
latent heat of fusion گرمای نهان ذوب
differential heat of solution گرمای انحلال تفاضلی
latent heat of sublimation گرمای نهان تصعید
molar heat of vaporization گرمای مولی تبخیر
encaenia جشن سالیانه تاسیس شهر یاتقدیر کلیسا یا معبدی
incandesce از گرمای زیاد سفید شدن
pyrometer الت سنجش گرمای زیاد
dma UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد
national educational computing conferenc جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
sweating heat گرمای لحیم کاری غیر مستقیم
law of additivity of reaction heat قانون جمع پذیری گرمای واکنش
to take one's temperature درجه گرمای کسیراسنجیدن نبض کسیرادیدن
withholding tax مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
withholding taxes مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
thermoelectrometer الت سنجش جریان یزق ازروی گرمای ان
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
special degration نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
support CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
graphics پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
ToolTips برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
equivalent مساوی
identic مساوی
ties مساوی
tie مساوی
all- مساوی
adequate مساوی
even <adj.> مساوی
euqal مساوی
bracketed مساوی
identical مساوی
save off مساوی
equalise مساوی
plus/equals key مساوی
squares مساوی
split مساوی
hikiwate مساوی
squared مساوی
all square مساوی
square مساوی
no set مساوی
peels مساوی
all مساوی
squaring مساوی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com