Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (8 milliseconds)
English
Persian
technical grade
خلوص صنعتی
Other Matches
mealy-mouthed
بی خلوص
purity
خلوص
mealy mouthed
بی خلوص
spectroquality
خلوص طیفی
commercial pure
خلوص تجارتی
purity magnet
مغناطیس خلوص
candour
خلوص صفا
purity coil
پیچک خلوص
purity adjustment
تنظیم خلوص
half heartedness
عدم خلوص
analytical grade
خلوص واکنشگری
analytical grade
خلوص ازمایشگاهی
cleaning
خلوص اخلاص
contamination
عدم خلوص
candor
خلوص صفا
sincerity
بی ریایی خلوص
trueness
خلوص نیت
insincerely
از روی عدم خلوص
proofs
مقیاس خلوص الکل
proof
مقیاس خلوص الکل
optical purity
درجه خلوص نوری
primary standard grade
خلوص استاندارد اولیه
disingenuousness
عدم خلوص نیت
half-heartedly
از روی عدم خلوص
half heartedly
از روی عدم خلوص
carat
درجه خلوص فلزات پربها
carats
درجه خلوص فلزات پربها
tone
[ذات و خلوص رنگی یک رنگینه]
contamination
عدم خلوص و یکنواختی محیط
left handedly
غیر صمیمانه از روی عدم خلوص
industrial
صنعتی
manufacturing
صنعتی
technical
صنعتی
industrial water
اب صنعتی
high wrought
صنعتی
industrial building
ساختمان صنعتی
industrial building
بنای صنعتی
industrial area
منطقه صنعتی
commercial efficiency
بازده صنعتی
trade effluent
فضولات صنعتی
engineering workshop
کارگاه صنعتی
industrial frequency
فرکانس صنعتی
industrial chemistry
شیمی صنعتی
industrial concern
بنگاه صنعتی
industrial unions
اتحادیههای صنعتی
industrial unit
واحد صنعتی
industrial wastewater
فاضلاب صنعتی
industrial workers
کارگران صنعتی
mechnical
ماشینی صنعتی
polytechnical
دانشکده صنعتی
producer buyer
خریدار صنعتی
valve
شیر صنعتی
vertical union
اتحادیه صنعتی
industrial union
اتحادیه صنعتی
industrial switch
کلید صنعتی
industrial consumption
مصرف صنعتی
industrial disputes
اختلافات صنعتی
industrial economics
اقتصاد صنعتی
industrial electronic
الکترونیک صنعتی
industrial espionage
جاسوسی صنعتی
industrial fluctuations
نوسانهای صنعتی
industrial insurance
بیمه صنعتی
industrial management
مدیریت صنعتی
industrial nations
کشورهای صنعتی
industrial psychology
روانشناسی صنعتی
industrial revolution
انقلاب صنعتی
artistical
هنرامیز صنعتی
plant
واحد صنعتی
industrialization
صنعتی شدن
industrialization
صنعتی کردن
technological
حرفهای صنعتی
technologically
حرفهای صنعتی
polytechnic
دانشکده صنعتی
polytechnics
دانشکده صنعتی
industrialization
صنعتی سازی
industrializing
صنعتی کردن
plants
واحد صنعتی
industrialises
صنعتی کردن
industrialising
صنعتی کردن
industrialize
صنعتی کردن
artful
ماهرانه صنعتی
industrial relations
روابط صنعتی
artificial magnet
مغناطیس صنعتی
applied economics
اقتصاد صنعتی
industrializes
صنعتی کردن
industrialism
سیستم صنعتی
artless
غیر صنعتی
art bronze
برنز صنعتی
lotus
[نوعی گل نیلوفر آبی مصری که در فرش های چینی بیشتر بکار رفته و نشانه مذهب، تکامل، خلوص و زیبائی بوده و شباهتی با گل ختائی دارد.]
interphase transformer loss
تلفات پیچک صنعتی
industrial workers of the world
کارگران صنعتی جهان
applied economics engineer
مهندس اقتصاد صنعتی
decreasing cost industry
هزینه نزولی صنعتی
manufactoring tape milling machine
دستگاه نورد صنعتی
the industrial quarter of the
محله صنعتی شهر
pilot plant
واحد ازمایش صنعتی
valve
ولو
[شیر صنعتی]
process of industrialization
فرایند صنعتی شدن
producer advertising
تبلیغ محصولات صنعتی
art casting
ریخته گری صنعتی
an artistic production
عمل یا کار صنعتی
industrial electric locomotive
لکوموتیو الکتریکی صنعتی
industrial investment
سرمایه گذاری صنعتی
industrial capitalism
سرمایه داری صنعتی
industrial alternating current
جریان متناوب صنعتی
index of industrial production
شاخص تولید صنعتی
industrial reserve army
ارتش ذخیره صنعتی
industrial classifications
طبقه بندی صنعتی
bric-a-brac
خرده ریز صنعتی
industrial robot
دستگاه خودکار صنعتی
inartistically
بطور غیر صنعتی
articlcs of virtu
کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
industrialises
بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
Midlands
ناحیهی صنعتی در مرکز انگلستان
artlessly
بطور ساده یاغیر صنعتی
Industrial Architecture
معماری خانه های صنعتی
industrial school
اموزشگاه حرفهای مدرسه صنعتی
industrial electronic computer
ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
trade fixtures
الات صنعتی نصب شده
industrializing
بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
industrializes
بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
pastiche
تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
industrialize
بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
pastiches
تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
industrial instrument
دستگاه اندازه گیری صنعتی
metonymical
دارای صنعتی که انراmetonym گویند
industrialising
بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
technologies
اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
technology
اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
technologically
تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید
technological
تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید
industrial data collection device
دستگاه صنعتی جمع اوری داده
labour intensive industry
صنعتی که به نیروی انسانی زیادی احتیاج دارد
Industrial Aesthetic
[سیستم زیبایی شناختی ساختمان های صنعتی]
pot-boilers
کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
Industrialized building
[تکنیک ساخت و معماری ساختمان های صنعتی پیش ساخته]
Industrial Park
[طراحی املاک برای استفاده صنعتی در قرن نوزدهم در منچستر]
pot-boiler
کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot boiler
کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
an iconic statue
مجسمهای که از روی نمونه و مطابق قرارداد صنعتی ساخته شده باشد
din
سازمان استاندارد صنعتی آلمان معمولاگ مربوط به مشخصات ورودی ها و سوکت ها
pantechnicon
نام بازاری در لندن که همه جورکالاهای صنعتی دران نمایش میدهند
high Sierra specification
روش استاندارد صنعتی برای ذخیره سازی داده روی ROM-CD
pantechnicons
نام بازاری در لندن که همه جورکالاهای صنعتی دران نمایش میدهند
value added
اضافه قیمتی که در مواد خام در نتیجه عملیات صنعتی و تولیدی ایجاد میشود
maintenance
جلوگیری ازاستهلاک یا کند کردن استهلاک ماشینها و وسایل صنعتی ازطریق اعمال طرق فنی
Luddites
هریک از کارگرانی که ماشینهای نساجی را چون نیاز به کارگر را کم میکردند درهم میشکستند آدمی که با دگرگونیهای فنی و صنعتی مخالف است
Luddite
هریک از کارگرانی که ماشینهای نساجی را چون نیاز به کارگر را کم میکردند درهم میشکستند آدمی که با دگرگونیهای فنی و صنعتی مخالف است
iil
دستگاه کنترل برای برای تولیدات صنعتی و سیستمهای کامپیوتر
linear programming
برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
composite demand
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
cost accounting
حسابداری قیمت تمام شده حسابداری صنعتی
cost accounting
حسابداری قیمت تمام شده حسابداری هزینه حسابداری صنعتی
rs c
استاندارد صنعتی برای مخابره غیر همزمان داده سری میان دستگاههای ترمینالی مجموعهای از استانداردهادر ارتباطات داده که کاراکترهای مکانیکی والکتریکی مختلفی را برای رابط بین کامپیوترها ترمینالها و تلفیق و تفکیک کننده ها مشخص میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com