Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English
Persian
gaff
خنده بلند
boisterous laughter
خنده بلند
Search result with all words
laughter
صدای خنده بلند
horselaugh
خنده بلند وپر سر وصدا
Other Matches
sportiveŠetc
خنده کن خنده وبازی کن
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
laughing
خنده
belly laugh
خنده از ته دل
irrision
خنده
laugh
خنده
laughed
خنده
laughs
خنده
laughter
خنده
laughed
صدای خنده
laugh down
با خنده از رو بردن
laugh away
با خنده گذراندن
irrision
خنده استهزایی
tittering
خنده تو دزدیده
howler
خنده اور
howlers
خنده اور
fleer
خنده نیشدار
laughs
صدای خنده
laugh
صدای خنده
laugher
خنده کننده
laughingstock
مایه خنده
crack up
<idiom>
از خنده ترکیدن
risibility
خنده داربودن
risible faculty
استعداد خنده
serio comic
هم خنده دار
farcical
خنده اور
sarcasm
زهر خنده
laughing stock
مایهی خنده
tricksy
بازی کن خنده کن خنده و بازی کن
ridiculous
خنده دار
nicker
خنده کردن
lusory
بازی کن خنده کن
A forced laugh.
خنده زورکی
laughter is infectious
خنده مسری
ludicrous
خنده اور
To burst with laughter.
از خنده غش کردن
laughable
خنده دار
hilarious
خنده دار
humorous
خنده اور
laughing
خنده اور
risible
خنده اور
to laugh away
با خنده گذراندن
titters
خنده تو دزدیده
comic
خنده دار
grins
خنده نیشی
grinning
خنده نیشی
comics
خنده دار
grin
خنده نیشی
grinned
خنده نیشی
queerer
خل خنده دار
queerest
خل خنده دار
titter
خنده تو دزدیده
sniggered
خنده استهزاامیز
sniggering
خنده استهزاامیز
sniggers
خنده استهزاامیز
tittered
خنده تو دزدیده
playfully
با خنده و بازی
funniest
خنده دار
droll
خنده اور
snigger
خنده استهزاامیز
queer
خل خنده دار
funnier
خنده دار
funny
خنده دار
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
giggled
با خنده افهار داشتن
to set in a roar
از خنده روده برکردن
giggling
با خنده افهار داشتن
giggle
با خنده افهار داشتن
giggles
با خنده افهار داشتن
ridiculousness
خنده اور بودن
rediculously
بطور خنده اور
raise a laugh
خنده راه انداختن
to be convulsed with laughter
از خنده بخود پیچیدن
to laugh away
با خنده واستهزا کردن
to be on the grin
خنده نیشی کردن
to burst in to a laugh
زیر خنده زدن
laughing gas
گاز خنده اور
to force a smile
خنده زورکی کردن
to laugh down
با خنده خاموش کردن
comedy
نمایش خنده دار
sidesplitting
روده براز خنده
to split one's sides
از خنده روده برشدن
opera comique
نمایش خنده اور
it provokes laughter
خنده اور است
farce
نمایش خنده اور
intempestive laughter
خنده بیجا یا نا بهنگام
ridiculously
بطور خنده اور
waggish
بذله گو خنده دار
farces
نمایش خنده اور
sardonic
وابسته به زهر خنده
comic opera
نمایش خنده دار
sardonically
وابسته به زهر خنده
funnier
خنده اور عجیب
funniest
خنده اور عجیب
it provokes laughter
باعث خنده است
keep a straight face
از خنده خودداری کردن
nitrous oxide
گاز خنده اور
nitrogen monoxide
گاز خنده اور
waggishly
بذله گو خنده دار
laughably
بطور خنده دار
cachinnate
در خنده افراط کردن
derision
مایه خنده وتمسخر
gig
شوخی خنده دار
laughter is infectious
خنده همه را می گیرد
gigs
شوخی خنده دار
comedies
نمایش خنده دار
laugh off
با خنده دور کردن
funny
خنده اور عجیب
mime
نمایش خنده اور
hysterical
بسیار خنده دار
to roar with laughter
<idiom>
از خنده روده بر شدن
break into a laugh
زیر خنده زدن
hysterically
بسیار خنده دار
funnily
چنانکه خنده اورد
mimed
نمایش خنده اور
mimes
نمایش خنده اور
miming
نمایش خنده اور
fantastico
ادم خیالی و خنده اور
seriocomic
هم جدی وهم خنده دار
simperer
خنده کننده بدون دلیل
belly laughs
هر چیزی که موجب خنده شود
comedians
هنرپیشه نمایشهای خنده دار
to over a subject
موضوعی را با خنده بحث کردن
comedians
نوینسده نمایشهای خنده دار
comedian
هنرپیشه نمایشهای خنده دار
belly laugh
هر چیزی که موجب خنده شود
comedian
نوینسده نمایشهای خنده دار
To burst into tears (laughter).
زیر گریه ( خنده ) زدن
comedietta
نمایش کوتاه خنده دار
man is a risible creature
انسان مخلوقی است خنده کن
comedist
نویسنده نمایشهای خنده دار
to laugh off
با خنده و شوخی از سر خودرفع کردن
simpering
خنده زورکی کردن پوزخند زدن
simpered
خنده زورکی کردن پوزخند زدن
simpers
خنده زورکی کردن پوزخند زدن
simper
خنده زورکی کردن پوزخند زدن
bring the house down
<idiom>
باعث خنده زیاد دربین تماشاچیان
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
comedienne
زنی که در نمایشهای خنده اور بازی میکند
afterpiece
نمایش کوتاه خنده دارپس ازنمایش بزرگ
gags
شیرین کاری قصه یا عمل خنده اور
gagging
شیرین کاری قصه یا عمل خنده اور
gagged
شیرین کاری قصه یا عمل خنده اور
it is ridiculously small
بقدری کوچک است که ادم خنده اش میگیرد
gag
شیرین کاری قصه یا عمل خنده اور
comediennes
زنی که در نمایشهای خنده اور بازی میکند
opera bouffe
اپرای خنده دار که تا اندازهای مسخره امیز باشد
slapstick
نمایش خنده دار همراه باشوخی وسر وصدا
hysterics
حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
weeping succeeds laughter
گریه پس ازخنده می اید از پی خنده گریه است
smiley
فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است
talll
بلند
long
بلند
high
بلند
highest
بلند
long-
بلند
high grown
بلند قد
loud speaker
بلند گو
longed
بلند
legged
پا بلند
lengthwise
بلند
longs
بلند
grandiose
بلند
longest
بلند
loudspeaker
بلند گو
eton collan
بلند
longer
بلند
highs
بلند
uplands
بلند
amplifiers
بلند گو
towering
بلند
vociferous
بلند
pointer
خط کش بلند
pointers
خط کش بلند
tallest
قد بلند
rumbustious
بلند
amplifier
بلند گو
aloud
بلند
talll
قد بلند
highfalutin
بلند
upland
بلند
forte
بلند
fortes
بلند
eminent
بلند
loudly
بلند
tallest
بلند
taller
قد بلند
megaphones
بلند گو
mouth filling
بلند
loftily
بلند
willowy
بلند
skyscraper
بلند
skyscrapers
بلند
megaphone
بلند گو
high (1 9 to 36)
بلند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com