Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (40 milliseconds)
English
Persian
hypnotised
خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotises
خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotising
خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotize
خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotized
خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotizes
خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotizing
خواب هیپنوتیزم کردن
Other Matches
hypnoid
نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoidal
نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnosis
خواب هیپنوتیزم
hypnogenesis
ایجاد خواب هیپنوتیزم
mesmerist
متخصص علم هیپنوتیزم خواب کن
hypnogenetic
ایجاد کننده خواب هیپنوتیزم
hypnotism
علم هیپنوتیزم یاطریقه خواب اوری مصنوعی
hypnotization
هیپنوتیزم کردن
mesmerized
هیپنوتیزم کردن
mesmerises
هیپنوتیزم کردن
mesmerize
هیپنوتیزم کردن
mesmerised
هیپنوتیزم کردن
mesmerizes
هیپنوتیزم کردن
mesmerizing
هیپنوتیزم کردن
mesmerising
هیپنوتیزم کردن
the early bird catches the worm
<proverb>
کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
somnambulist
کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
narcolepsy
حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
night gown
جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
mafrash
مفرش
[واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
neurypnology
هیپنوتیزم
mesmerism
هیپنوتیزم
hypnotic
هیپنوتیزم
cataplexy
هیپنوتیزم حیوانی
mesmerize
هیپنوتیزم شدن
mesmerized
هیپنوتیزم شدن
mesmerizes
هیپنوتیزم شدن
hypnotist
هیپنوتیزم کننده
self hypnosis
هیپنوتیزم خود
autohypnosis
هیپنوتیزم خود
mesmerizing
هیپنوتیزم شدن
mesmerises
هیپنوتیزم شدن
mesmerised
هیپنوتیزم شدن
mesmerising
هیپنوتیزم شدن
hypnagogic
خواب اور خواب کننده
dreamiest
خواب مانند خواب الود
dreamier
خواب مانند خواب الود
dreamy
خواب مانند خواب الود
hypnogogic
خواب اور خواب کننده
morpheus
الهه خواب خواب پرور
somnific
خواب اور خواب الود
dogsleep
خواب زودبر خواب دروغی
dehypnotize
از حالت هیپنوتیزم خارج شدن
to put to bed
خواب کردن
to rock to sleep
خواب کردن
to lull to sleep
خواب کردن
sopite
خواب کردن
hypnotising
بطورمصنوعی خواب کردن
to charm asleep
با افسون خواب کردن
siestas
خواب بعدازفهر کردن
siesta
خواب بعدازفهر کردن
hypnotised
بطورمصنوعی خواب کردن
drowses
خواب الود کردن
hypnotises
بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotize
بطورمصنوعی خواب کردن
get off to sleep
خواب کردن خواباندن
drowsing
خواب الود کردن
drowse
خواب الود کردن
drowsed
خواب الود کردن
hypnotized
بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotizing
بطورمصنوعی خواب کردن
waked
از خواب بیدار کردن رد پا
hypnotizes
بطورمصنوعی خواب کردن
to break the sleep
از خواب بیخواب کردن
wakes
از خواب بیدار کردن رد پا
wake
از خواب بیدار کردن رد پا
rises
از خواب برخاستن طغیان کردن
rise
از خواب برخاستن طغیان کردن
night dress
جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
drowze
چرت زدن خواب الود کردن
maunder
بطور خواب الود وسرگردان حرکت کردن
He is fast asleep.
خواب خواب است
to have pins and needles
مور مور کردن
[در اثر خواب رفتگی]
watchfulness
بی خواب
nap
خواب
post dormitum
پس خواب
dream
خواب
dreamed
خواب
sleeping
خواب
floor gully
کف خواب
sleep
خواب
sleeps
خواب
dreaming
خواب
isocline
هم خواب
dreams
خواب
noctambulism
خواب
napping
خواب
bedfellows
هم خواب
naps
خواب
shut-eye
خواب
sleepless
بی خواب
asleep
خواب
noctambulation
خواب
napped
خواب
bedfellow
هم خواب
napping
خواب نیمروز
somnambulation
خواب گردی
drowsiest
خواب الود
sleepers
خواب رونده
wool-gathering
خواب و خیال
somnambulism
خواب گردی
uprise
از خواب برخاستن
drowsier
خواب الود
slumber
خواب سبک
dozy
خواب الود
Beauty sleep .
خواب ناز
Womens dreams go by contraries.
خواب زن چپ است
to oversleep oneself
خواب ماندن
slumbering
خواب سبک
dreamful
خواب مانند
slumbers
خواب سبک
dream reader
خواب تعبیرکن
slumbered
خواب سبک
dogsleep
خواب سبک
dozier
خواب الود
sleepier
خواب الود
drowsy
خواب الود
doziest
خواب الود
naps
خواب نیمروز
sleeper
خواب رونده
slumbrous
خواب الود
pile
خواب پارچه
bedtime
وقت خواب
overslept
خواب ماندن
dortour
اتاق خواب
noctambulant
در خواب راه رو
oversleeps
خواب ماندن
to fall asleep
به خواب رفتن
sleep center
مرکز خواب
sleep deprivation
محرومیت از خواب
oversleeping
خواب ماندن
to doze off
به خواب رفتن
bedtimes
وقت خواب
fluff
خواب پارچه
hypnosis
خواب مصنوعی
dreamt
خواب دیدن
piled
خواب پارچه
silent hours
ساعات خواب
dorter
اتاق خواب
opiate
خواب اور
opiates
خواب اور
hypnosis
خواب در اثرتلقین
fluffs
خواب پارچه
fluffing
خواب پارچه
fluffed
خواب پارچه
nap
خواب نیمروز
oversleep
خواب ماندن
sleep spindles
دوکهای خواب
terraces
بهار خواب
sleeplike
مثل خواب
sleeplike
خواب مانند
slumb
خواب الود
terrace
بهار خواب
slumb
خواب ژور
slumberous
خواب اور
slumberous
خواب الود
slumbery
خواب اور
slumbery
خواب الود
oneirocritic
خواب تعبیر کن
napped
خواب نیمروز
night gown
خواب جامه
sleep talking
خواب گفتاری
sleepy
خواب الود
drowsihead
سنگینی خواب
somniloquy
خواب گفتاری
night suit
جامه خواب
sleepiest
خواب الود
drowsihead
خواب الودگی
night robe
لباس خواب
sleepiness
خواب الودی
slumbrous
خواب اور
hypnoid
خواب گونه
bed clothes
جامه خواب
hypnoidal
خواب گونه
hypnolepsy
حمله خواب
the new of dreams
عالم خواب
bed room
اطاق خواب
watchful
بی خواب دقیق
hypnology
خواب شناسی
hypnophobia
خواب هراسی
hypnopompic
بی خواب کننده
hypnopompic
خواب زدا
hypnogenic zone
ناحیه خواب زا
siestas
خواب نیمروز
siesta
خواب نیمروز
an interpreter of dreams
خواب تعبیر کن
antihypnotic
خواب شکن
hypnic
خواب اور
hypnogenesis
ایجاد خواب
dream
خواب دیدن
mesmerism
خواب مغناطیسی
hypnogenic
خواب انگیز
maya
خواب و خیال
hypnologist
خواب شناس
hypnopompic
خواب و بیدار
hypnopompic hallucination
توهم پس خواب
sleeping sickness
مرض خواب
lights out
ساعت خواب
nightclothes
لباس خواب
nightdresses
لباس خواب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com