Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (7 milliseconds)
English
Persian
countertenor
خوانندهای که صدای بسیار بلند وغیر عادی دارد
countertenors
خوانندهای که صدای بسیار بلند وغیر عادی دارد
Other Matches
dysfunction
عمل یا کار معلول وغیر عادی عدم کار
long run equilibrium
موازنه بلند مدت قیمتها قیمت عادی
supereminent
بسیار بلند
low-rise
نه بسیار بلند
over striding
گام بسیار بلند
sky scraper
بادبان سه گوش بسیار بلند
gigantesque
غول یاشخص بسیار بلند
full-throated
صدا یا فریاد بسیار بلند
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
buzzing
صدای بلند
vociferant
با صدای بلند
buzzes
صدای بلند
buzzed
صدای بلند
buzz
صدای بلند
loudly
با صدای بلند
din
صدای بلند
row de dow
صدای بلند
screeching
صدای بلند
screeches
صدای بلند
screeched
صدای بلند
screech
صدای بلند
fortissimo
صدای بلند
it is very important
بسیار اهمیت دارد
he has much merit
بسیار شایستگی دارد
soprano
ششدانگ صدای بلند
buzzing
ایجاد صدای بلند
buzzes
ایجاد صدای بلند
whomp
صدای ضربت بلند
turn down
<idiom>
کم کردن صدای بلند
buzzed
ایجاد صدای بلند
stentorophonic
دارای صدای بلند
buzz
ایجاد صدای بلند
laughter
صدای خنده بلند
At the top of ones voice .
با صدای هرچه بلند تر
sopranos
ششدانگ صدای بلند
spike
[in a curve/development etc.]
پالس بسیار بلند و ناگهانی
[در نمودار تکاملی و غیره]
talk up
با صدای بلند حرف زدن
loudmouthed
وراج دارای صدای بلند
whooped
صدای بلند مثل سرفه
whooping
صدای بلند مثل سرفه
whoop
صدای بلند مثل سرفه
whoops
صدای بلند مثل سرفه
whomp
با صدای بلند ضربت زدن
whang
با صدای بلند زدن کوبیدن
vociferate
با صدای بلند ادا کردن
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
bang
صدای بلند یا محکم چتر زلف
bangs
صدای بلند یا محکم چتر زلف
banged
صدای بلند یا محکم چتر زلف
banging
صدای بلند یا محکم چتر زلف
My hair is growing.
موهایم دارد بلند می شود
crashed
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crash
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashingly
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashing
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
buzzers
وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
crashes
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
buzzer
وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
bass
کسی که صدای بم دارد
She has a delightfully mellow voice .
صدای گرمی دارد
She has a lovely ( nice ) voice.
صدای قشنگه دارد
She has a lovely (nice) voice.
صدای قشنگه دارد
basses
کسی که صدای بم دارد
She has a soft voice
صدای نرمی دارد
to blast something
با صدای خیلی بلند بازی کردن
[آلت موسیقی]
stentor
شخصی که صدای بلندی دارد
negligence
اهمال تفریط معیار ان در CL رفتارو دقتی است که یک فرد بافهم و شعور عادی در امورخود معمول می دارد
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
lewis
یکجور اسباب سنگ بلند کنی که زبانه دم فاختهای دارد
to nick a horse's tail
بیخ دم اسب را چاک زدن برای اینکه دم خود را بلند نگاه دارد
coloraturas
خوانندهای که همراه چنین آهنگی میخواند
coloratura
خوانندهای که همراه چنین آهنگی میخواند
slamming
صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slams
صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slam
صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slammed
صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
routinize
عادی یا روزمره کردن بجریان عادی انداختن
fielded
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
field
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fields
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
hypermnesia
ازدیاد غیر عادی خاطرات وافکار گذشته افزایش غیر عادی حافظه
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
slang
واژه عامیانه وغیر ادبی
laity
غیر فنی وغیر علمی
casuistry
استدلال غلط وغیر منطقی
un-
پیشوند بمعنی "لا" و " نه " وغیر و "عدم " و "نا"
UN
پیشوند بمعنی "لا" و " نه " وغیر و "عدم " و "نا"
xylose
قند متبلور وغیر قابل تخمیر
under the counter
داروی بدون نسخه وغیر مجاز
submicroscopic
خیلی ریز وغیر مریی بامیکروسکوپ
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
binds
الزام اور وغیر قابل فسخ کردن
bind
الزام اور وغیر قابل فسخ کردن
fibrin
ماده پروتئینی رشته مانند وغیر محلول
burke
بطوراهسته وغیر مستقیم از شرکسی راحت شدن
pyrrhic
وتدی که مرکب از دوهجای کوتاه وغیر مشددباشد
cadastre
مامور ثبت وممیزی املاک مزروعی وغیر منقول
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
scrubbing
زمین پوشیده ازخاروخاشاک وغیر قابل عبور خارستان تیغستان
scrubbed
زمین پوشیده ازخاروخاشاک وغیر قابل عبور خارستان تیغستان
scrub
زمین پوشیده ازخاروخاشاک وغیر قابل عبور خارستان تیغستان
scrubs
زمین پوشیده ازخاروخاشاک وغیر قابل عبور خارستان تیغستان
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
honk
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony
صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
synthesizer
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinged
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
ping
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinging
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pings
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voice
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizers
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voicing
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
contralto
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contraltos
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
chortle
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
monophthong
صدای ساده وتنها صدای بسیط
phut
تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
chortled
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortles
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortling
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
skirl
صدای زیر صدای نی انبان
scrawls
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
presbyteries
داداگاه روحانی که کشیش وغیر کشیش در ان عضویت دارند
presbytery
داداگاه روحانی که کشیش وغیر کشیش در ان عضویت دارند
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
conventicle
انجمن مخفی وغیر قانونی انجمن مذهبی
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
Susurrus
صدای آرام و ملایم، مثل خش خش یا صدای آرام باد
twang
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
tu-whit tu-whoo
صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
tu whit tu whoo
صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
thumps
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumped
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thump
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumping
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
tinkling
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkle
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkled
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkles
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
regulars
عادی
regular
عادی
naked
عادی
unexceptional
عادی
routines
عادی
wonted
عادی
gen
عادی
routinely
عادی
commonest
عادی
uncritically
عادی
groovy
عادی
ordinary
عادی
uncritical
عادی
routine
عادی
normal
عادی
run of the mill
عادی
run-of-the-mill
عادی
common
عادی
commoners
عادی
habitual
عادی
privates
عادی
private
عادی
customary
عادی
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
wear and tear
فرسودگی عادی
common block
قرقره عادی
normal
عادی معمولی
rife
فراوان عادی
unwashed
جزومردم عادی
the inevitable
چیزهای عادی
the common run of men
مردمان عادی
in the a way
بطریق عادی
in the course of nature
بطریق عادی
supernormal
فوق عادی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com