Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English
Persian
To belittle one self . To make oneself cheap . To lower oneself .
خود را کوچک کردن (سبک حقیر پست )
Other Matches
despising
حقیر شمردن تحقیر کردن
despises
حقیر شمردن تحقیر کردن
despised
حقیر شمردن تحقیر کردن
despise
حقیر شمردن تحقیر کردن
diminutive
حقیر
slighting
حقیر
slights
حقیر
slightest
حقیر
little
حقیر
slighted
حقیر
slight
حقیر
slighter
حقیر
dimmers
حقیر
runty
حقیر
knave
پست و حقیر
knaves
پست و حقیر
contemn
حقیر شمردن
pismire
ادم حقیر و بی اهمیت
to thinks scorn of
ناچیز یا حقیر شمردن
cot
کلبه روستایی
[حقیر]
no enemy is insignificant
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
fraction
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fractions
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
miniaturised
کوچک کردن
miniaturizes
کوچک کردن
extenuatextent
کوچک کردن
minify
کوچک کردن
miniaturizing
کوچک کردن
miniaturising
کوچک کردن
extenuate
کوچک کردن
miniaturize
کوچک کردن
reduce
کوچک تر کردن
reduces
کوچک تر کردن
miniaturises
کوچک کردن
reducing
کوچک تر کردن
abject
کوچک کردن
kow-tows
خود را کوچک کردن
kow-towed
خود را کوچک کردن
belittle
کسی را کوچک کردن
reductions
کوچک کردن نقشه
belittled
کسی را کوچک کردن
belittling
کسی را کوچک کردن
belittles
کسی را کوچک کردن
kow-tow
خود را کوچک کردن
kow-towing
خود را کوچک کردن
reduction
کوچک کردن نقشه
minimise
کوچک کردن تا حد ممکن
knobble
دگمه کوچک هموار کردن
playdown
تنزل دادن کوچک کردن
zooming
بزرگ و کوچک کردن تصویر
miniaturization
خیلی کوچک کردن چیزی
finest
کوچک کردن صاف شدن
fined
کوچک کردن صاف شدن
slots
سوراخ کردن شکاف کوچک
slot
سوراخ کردن شکاف کوچک
fine
کوچک کردن صاف شدن
slotting
سوراخ کردن شکاف کوچک
hopping
جست وخیز کوچک کردن
hopped
جست وخیز کوچک کردن
hops
جست وخیز کوچک کردن
hop
جست وخیز کوچک کردن
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
reduction
کم کردن کوچک کردن عکس
reductions
کم کردن کوچک کردن عکس
scale
کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
minimise
کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
fitcall finding
پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
projection print
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
crunching
متراکم کردن برنامه برای جای دادن تعداد زیاددستورالعملها در فضایی کوچک
ratioing
کوچک و بزرگ کردن عکس به مقیاس معین برای استفاده در موزاییکهای عکسی
processor
کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
perforations
خط سوراخهای کوچک در یک ورقه کاغذ یا کاغذهای پیاپی برای کمک به پاره کردن آنها
notron utilities
مجموعهای از برنامههای کوچک که برای ساده کردن عملیات کامپیوتری طراحی گردیده است
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
preventive
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventative
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
concurrent
اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت
davit
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
download
1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
fortalice
دژ کوچک
minor
کوچک
bantam
کوچک
bantams
کوچک
floret
گل کوچک
little
کوچک
small
کوچک
weenier
کوچک
micros
کوچک
small fry
کوچک
plumelet
پر کوچک
short ton
تن کوچک
micro
کوچک
minute
کوچک
fractional
کوچک
weeny
کوچک
weeniest
کوچک
weensy
کوچک
runty
کوچک
half pint
کوچک
seed bud
پر کوچک
pint size
کوچک
pint-size
کوچک
canis minor
سگ کوچک
canis minoris
سگ کوچک
diminutive
کوچک
gracile
کوچک
venule
رگ کوچک
tiddly
کوچک
imminution
کوچک
ickle
کوچک
minus cule
کوچک
pillule
حب کوچک
pilule
حب کوچک
whiffet
سگ کوچک
dinky
کوچک
dimmers
کوچک
minuscule
کوچک
petty
کوچک
pipsqueaks
کوچک
puny
کوچک
pipsqueak
کوچک
ponceau
پل کوچک
thumbnail
کوچک
thumbnails
کوچک
exiguousness
کوچک
tiddlier
کوچک
smallest
کوچک
petit
کوچک
culvert
پل کوچک
tiddliest
کوچک
culverts
پل کوچک
smaller
کوچک
cerebellum
مخ کوچک
plumule
پر کوچک
tier table
میز کوچک
minimizer
کوچک شمار
inlet
خلیج کوچک
wisp
بقچه کوچک
staddle
درخت کوچک
stalklet
ساقه کوچک
crosslet
صلیب کوچک
gadget
الت کوچک
camarilla
اطاق کوچک
crosslet
خاج کوچک
pianette
پیانوی کوچک بم
vesicle
کیسه کوچک
lunette
ماه کوچک
cirque
دایره کوچک
jigger
بادبان کوچک
low resistance
مقاومت کوچک
gadgets
الت کوچک
spyglass
تلسکوب کوچک
picaninny
بچه کوچک
spyglass
دوربین کوچک
statuettes
مجسمه کوچک
springlet
چشمه کوچک
minicomputer
کامپیوتر کوچک
inlets
خلیج کوچک
versicle
قطعه کوچک
packets
بسته کوچک
the little entente
ائتلاف کوچک
the little entent
ائتلاف کوچک
the little bear
خرس کوچک
venule
ورید کوچک
small tool
ابزار کوچک
veinlet
رگه کوچک
canikin
پیمانه کوچک
small sircraft
هواپیمای کوچک
chiffonier
اشکاف کوچک
vasculum
رگ کوچک اوند
miniaturization
کوچک سازی
small truck
کامیون کوچک
bambino
بچه کوچک
mini floppy
دیسک کوچک
wisps
بقچه کوچک
crenulation
کنگره کوچک
starlet
ستاره کوچک
beauty spots
خال کوچک
beauty spot
خال کوچک
versicle
شعر کوچک
splint
برامدگی کوچک
arteriole
شریان کوچک
versicle
بیت کوچک
coffeehouse
کافه کوچک
teenier
کوچک ناچیز
teeniest
کوچک ناچیز
teeny
کوچک ناچیز
phlyctenule
تاول کوچک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com