Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (7 milliseconds)
English
Persian
cluster
خوشه مین خوشهای
cluster bomb
خوشه مین خوشهای
cluster bombs
خوشه مین خوشهای
clusters
خوشه مین خوشهای
Other Matches
glomerulate
خوشهای
bunchy
خوشهای
racemose
خوشهای
cymose
خوشهای
clustered
خوشهای
cluster bombs
مین خوشهای
durra
ذرت خوشهای
cluster weld
جوش خوشهای
cluster joint
اتصال خوشهای
cluster compound
ترکیب خوشهای
cluster analysis
تحلیل خوشهای
clusters
مین خوشهای
bomblet
بمب خوشهای
honeycombs
بمب خوشهای
honeycomb
بمب خوشهای
sorghum
ذرت خوشهای
milo
ذرت خوشهای
thyrsus
گل اذین خوشهای
cluster
مین خوشهای
raceme
گل اذین خوشهای
polychasium
گل اذین خوشهای
polychasium
ارایش خوشهای
moored mine
مین خوشهای
milo maize
ذرت خوشهای
panicle
ارایش خوشهای
cluster bomb
مین خوشهای
sweet sorghum
ذرت خوشهای شیرین
aciniform
انگور مانند خوشهای
sorose
دارای هاگهای خوشهای
cluster sampling
نمونه گیری خوشهای
cyme
قسمی ارایش خوشهای
thyrsoid
دارای گل اذین خوشهای
wolfberry
اقطی میوه خوشهای
bouquet mine
نوعی مین شناور خوشهای
racemize
بصورت بلورهای خوشهای در اوردن
paniculate
خوشهای دارای گلهای افشان
honey combing
روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
rar
خوشه
clusters
خوشه
cluster bomb
خوشه
raceme
خوشه
cluster bombs
خوشه
virginis
خوشه
bunching
خوشه
virgo
خوشه
bunches
خوشه
bunch
خوشه
grouped
<adj.>
خوشه ای
cluster
خوشه
bunched
خوشه
beards
خوشه
gregarious
خوشه خوشه
clumps
خوشه
beard
خوشه
clumping
خوشه
clumped
خوشه
clump
خوشه
glomerule
خوشه دسته
galactic cluster
خوشه کهکشانی
oval faced chaser punch
قلم خوشه
globular cluster
خوشه کروی
super cluster
ابر خوشه
mine mooring
خوشه مین
gleaning
خوشه چینی
mealie
خوشه ذرت
icker
خوشه ذرت
gleaner
خوشه چین
staller cluster
خوشه ستارهای
ears
خوشه زائده
vintager
خوشه چین
clumpy
خوشه دار
racemose
بشکل خوشه
open cluster
خوشه باز
tuffet
کلاله خوشه
eared
خوشه دار
racemiform
خوشه مانند
earing
خوشه بندی
ear
خوشه زائده
spicular
مانند خوشه کوچک
spadix
خوشه گریبانه دار
open star cluster
خوشه باز ستارهای
gleans
خوشه چینی کردن
glean
خوشه چینی کردن
botryoidal
شبیه خوشه انگور
gleaned
خوشه چینی کردن
gleanings
خوشه چینی کردن
globular cluster
خوشه ستارهای کروی
tucket
خوشه نرسیده ذرت هندی
botryoidal
دارای شکل خوشه انگور
alpha virginis
سماک اعزال الفا- خوشه
spica
الفا- خوشه سماک اعزل
grain ear
خوشه دانه
[گیاه شناسی]
ears
خوشه دار یاگوشدار کردن
grain head
خوشه دانه
[گیاه شناسی]
eared
خوشه کرده سنبله دار
ear
خوشه دار یاگوشدار کردن
sori
خوشههای گرده گیاهی خوشه هاگی
married failure
عمل نکردن خوشه اتصال مین
ear
هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
ears
هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
glomerule
خوشه متراکم ازمویرگهای کوچک و بافتهای حیوانی و غیره
foxtail
یکجورعلف که درسران خوشه هایی ماننددم روباه دارد
grape shot
گلولههای بهم چسبیده چون خوشه انگورکه یکباردرتوپ گذارند
cluster bomb
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
clusters
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bombs
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
ear
خوشه
[بخشی از ساقه گیاه غلاتی]
[گیاه شناسی]
bunching
دسته کردن خوشه کردن
cluster
جمع کردن خوشه کردن
clusters
جمع کردن خوشه کردن
cluster bombs
جمع کردن خوشه کردن
cluster bomb
جمع کردن خوشه کردن
bunches
دسته کردن خوشه کردن
bunch
دسته کردن خوشه کردن
bunched
دسته کردن خوشه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com