Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
it is of frequent
خیلی مورد دارد
Other Matches
clean
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
She wasn't any too pleased about his idea.
او
[زن]
در مورد ایده او
[مرد]
خیلی خوشحال نبود.
It is much sought after
خیلی طالب دارد.
he has much merit
خیلی قابلیت دارد
it is wringing
خیلی تراست یا اب دارد
cyclic item
اقلام پیوسته اقلامی که خیلی مورد احتیاج هستند
He takes ( heels) much interest in politics.
به سیاست خیلی علاقه دارد
She is too damned fussy
خیلی ادا واطوار دارد
to go easy on somebody
[something]
خیلی ایراد نگرفتن
[انتقادی نبودن]
از کسی
[در مورد چیزی]
beau
مردیکه خیلی بزن توجه دارد
This food is very nourshing .
این غذا خیلی قوت دارد
a hot potato
<idiom>
[بحث داغ که خیلی از مردم در موردش صحبت میکنند و مورد جدال هست]
There is more to it than meets the eye.
ارزش
[و یا حقایق]
پنهان در مورد چیزی وجود دارد.
wrought
اهنی که کمتر از سه درصد ذغال دارد و خیلی سخت و چکش خور است
word perfect
یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
word-perfect
یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
he has a rushing business
کارش خوب گرفته است کارش خیلی رونق دارد
monitored
صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد
monitors
صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد
monitor
صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد
She is a bit too copy .
خیلی ناز دارد ( ناز میکند )
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
log wood
درخت بقم
[در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
quarantines
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantining
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantined
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantine
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
contiguous zone
منطقهای ازابهای متصل به ابهای ساحلی کشور را گویند که هرچند قواعد مربوط به ابهای ساحلی در مورد انها رعایت نمیشود ولی برای کشورمجاور در محدوده ان حقوق استیلایی خاص و محدودی وجود دارد
she has a well poised head
وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
paint oneself into a corner
<idiom>
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
go great guns
<idiom>
موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
i am very keen on going there
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
microfilm
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency
فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
ponderous
خیلی سنگین خیلی کودن
rattling
خیلی تند خیلی خوب
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
emergencies
خیلی خیلی فوری
emergency
خیلی خیلی فوری
jim dandy
ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
area of operational interest
منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
to a large extent
خیلی
abysmal
<adj.>
خیلی بد
in large quantities
خیلی خیلی
not a few
خیلی ها
villainous
خیلی بد
routh
خیلی
very little
خیلی کم
far and away
خیلی
very
خیلی
copious
خیلی
highly
خیلی
dumpiness
خیلی
for long
خیلی
damn
خیلی
many
خیلی
ten
خیلی
dammit
خیلی
instances
مورد
out of place
بی مورد
oportuneness
مورد
occurence
مورد
case
مورد
occasion
مورد
occasioned
مورد
cases
مورد
occasioning
مورد
unseasonable
بی مورد
unseasonably
بی مورد
instance
مورد
direct objects
مورد
object
مورد
objects
مورد
objected
مورد
inapposite
بی مورد
objecting
مورد
occasions
مورد
indirect objects
مورد
open to question
<adj.>
مورد شک
inopportune
بی مورد
exceeding
خیلی زیاد
not so hot
<idiom>
نه خیلی خوب
pitch black
خیلی سیاه
very light
خیلی سبک
mad as a hornet
<idiom>
خیلی عصبانی
ultraconservative
خیلی محتاط
fortissimo
خیلی بلند
toploftiness
خیلی متکبر
Nothing more, thanks.
خیلی متشکرم.
(as) old as the hills
<idiom>
خیلی قدیمی
jolly
بذله گو خیلی
whackings
خیلی بزرگ
She is very pretentious.
خیلی ادعادارد
niftiest
خیلی خوب
bone dry
خیلی خشک
extra-
بسیار خیلی
precise
خیلی دقیق
number one
خیلی خوب
too tough
خیلی سفت
extras
بسیار خیلی
flying high
<idiom>
خیلی شادوشنگول
get up the nerve
<idiom>
خیلی شلوغ
hit bottom
<idiom>
خیلی پست
lots
خیلی زیاد
nifty
خیلی خوب
skin and bones
<idiom>
خیلی لاغر
to pieces
<idiom>
خیلی زیاده
whacking
خیلی بزرگ
(a) snap
<idiom>
خیلی ساده
tickled pink
<idiom>
خیلی شادوخوشحال
oodles
خیلی زیاد
(go over with a) fine-toothed comb
<idiom>
خیلی بادقت
He is a loose card .
خیلی ول است
extra
بسیار خیلی
in seventh heaven
<idiom>
خیلی خوشحال
many people
خیلی اشخاص
in cold blood
<idiom>
خیلی خونسرد
pluperfect
خیلی عالی
extreme
خیلی زیاد
I had an awful time .
به من خیلی بد گذشت
Neanderthal
خیلی کهنه
confidential
خیلی محرمانه
too bad
<idiom>
خیلی بد ،غم انگیز
to spread like wildfire
خیلی زودمنتشرشدن
hand in glove
خیلی صمیمی
hand and glove
خیلی نزدیک
dead slow
خیلی اهسته
many persons
خیلی اشخاص
whopping
خیلی بزرگ
much was said
خیلی حرفهازده شد
much worse
خیلی بدتر
corking
خیلی زیبا
decrepit
خیلی پیر
of vital importance
خیلی ضروری
oftentimes
خیلی اوقات
overstrung
خیلی حساس
pianissmo
خیلی نرم
pixilated
خیلی حساس
many people
خیلی از مردم
lower most
خیلی پست تر
hand in glove
خیلی نزدیک
hand and glove
خیلی صمیمی
giantess
زن خیلی قدبلند
iam in bad
خیلی محتاجم
faraway
خیلی دور
immensurable
خیلی قدیم
in no time
خیلی زود
far off
خیلی دور
far and away
خیلی دور
niftier
خیلی خوب
level best
خیلی عالی
level best
خیلی خوب
lily white
خیلی سفید
immediate
خیلی فوری
precisian
خیلی دقیق
at most
خیلی باشد
as stiff as a poker
خیلی خشک
span new
خیلی تازه
subminiature
خیلی کوچک
superrabundant
خیلی زیاد
parlous
خیلی مهیب
swith
خیلی عظیم
open-and-shut
خیلی سهل
open and shut
خیلی سهل
thank you very much
خیلی متشکرم
as good as
خیلی خوب
far
زیاد خیلی
piping hot
خیلی داغ
before you can say knife
خیلی زود
benedicite
خیلی خوب
primely
خیلی خوب
raff
خیلی زیاد
ritzy
خیلی شیک
rotundily
چاقی خیلی
precipitate
خیلی سریع
sappy
خیلی احساساتی
precipitated
خیلی سریع
precipitates
خیلی سریع
superabundant
خیلی زیاد
precipitating
خیلی سریع
senseful
خیلی حساس
by leaps and bounds
خیلی تند
skinless
خیلی حساس
pitch-black
خیلی سیاه
quaint
خیلی فریف
really sick
خیلی محشر
a lot of times
<adv.>
خیلی از اوقات
it is very easily done
خیلی به اسانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com