Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English
Persian
experimental free handicap
دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
Other Matches
free handicap
مسابقه با امتیاز تعادلی برای اسبها
handicaps
مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
handicap
مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
free-for-all
مسابقه بین این اسبها
free-for-alls
مسابقه بین این اسبها
weight for age race
مسابقه اسبها با وزنهای طبق جدول سنی
wild cord
تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
Test matches
مسابقه ازمایشی
Test match
مسابقه ازمایشی
prep
مسابقه ازمایشی
wind sprint
مسابقه ازمایشی دو سرعت
senior
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
seniors
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
trialling
مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
digits
عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checks
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checked
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
digit
عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
shootoff
مسابقه اضافی
cold test
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cold thrust
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
shootoff
مسابقه اضافی تیراندازی
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
expanded memory system
کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
hooligan
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligans
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
tug of war
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
observers
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observer
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
narrative
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
narratives
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
future promissory
زمان اینده التزامی که برای اول شخص will و برای شخص دوم shall بکار می برند
hold over
برای اینده نگاه داشتن
damp land pit curing
نگهداری رطوبت بتن برای نمونههای ازمایشی درازمایشگاه
nominating
تعیین اسب برای شرکت درمسابقات اینده
tenors
بازاری که در ان معامله برای اینده صورت می گیرد
nominates
تعیین اسب برای شرکت درمسابقات اینده
tenor
بازاری که در ان معامله برای اینده صورت می گیرد
nominate
تعیین اسب برای شرکت درمسابقات اینده
check sum
جمع ارقام یا بیت ها که برای اهداف ازمایشی بکار می رود
future perfect
شامل زمان اینده نقلی که در انگلیس بصورت have willو have shall ساخته میشودونشانه خاتمه عمل درزمان اینده میباشد
extra cover
پوشش اضافی برای بل گرفتن
wand shoot
مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری برای زنان و 001 متری برای مردان با تیر و کمان
metabit
بیت شناسایی اضافی برای هر کلمه داده
stickers
اهن اضافی نعل برای ممانعت از لغزیدن
sticker
اهن اضافی نعل برای ممانعت از لغزیدن
stringers
قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
stringer
قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
overhead
کد اضافی که برای سازماندهی برنامه باید ذخیره شود
redundant
قطعه اضافی که برای کاری در صورت خطا استفاده میشود
parity
بیت اضافی افزوده به کلمه داده برای بررسی پیوستی
running
مناسب برای مسابقه دو
bend allowance
فاصله خطی اضافی روی ورقه ها برای ایجاد خم هایی با شعاع معین
reserve buoyancy
جرم اضافی برای غوطه ورساختن کامل شناورها یابدنه هواپیمای دریایی
droppers
قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
dropper
قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
surcharge
هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
surcharges
هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
laughter
مسابقه اسان برای بردن
genoa
بادبان عریض برای مسابقه
tourney
مسابقه دادن
to scamper
مسابقه دادن
competes
مسابقه دادن
competed
مسابقه دادن
compete
مسابقه دادن
match point
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
race glass
دوربین ویژه برای تماشای مسابقه
little brown jug
مسابقه یک مایلی برای اسبهای 3 سالهUrsa
match points
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
graphics
کارت اضافی برای PC یا Macintosh که متن ها ایجاد شده یا تصاویر را با یک منبع ویدیویی خارجی ترکیب میکند
expanded memory system
ابزاری که حافظه اضافی در IBM PC قرار دارد را مدیریت میکند و برای برنامه ها آماده استفاده می سازد
to bar somebody from a competition
شرکت در مسابقه ای را برای کسی ممنوع کردن
inspector
داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
inspectors
داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
preparing
تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
prepares
تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
prepare
تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
clutch start
روشن و اماده بودن موتورسیکلت برای مسابقه
scratch sheet
برگه نامنویسی اسبها
row a race
مسابقه کرجی رانی دادن
race
مسابقه دادن بسرعت رفتن
raced
مسابقه دادن بسرعت رفتن
races
مسابقه دادن بسرعت رفتن
bump start
اغاز مسابقه با هل دادن موتورسیکلت
over break
خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
surcharges
نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
surcharge
نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
time fire
مسابقه تیراندازی با محدودبودن زمان 02 ثانیه برای 5تیر
set up
اماده کردن اتومبیل برای مسابقه درمسیر معین
block
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
gun
اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
photo finish
استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
blocks
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocked
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
guns
اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
check point
نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
solocross
مسابقه در محوطه پارکینگ برای کشف مهارت راننده
send-offs
حرکت اسبها از دروازه شروع
post parade
رژه اسبها تا محل شروع
send-off
حرکت اسبها از دروازه شروع
send off
حرکت اسبها از دروازه شروع
to show somebody up
[in a competition]
کسی را شکست دادن
[در مسابقه ورزشی]
campaing
شرکت دادن اسب در یک دوره مسابقه
inherent addressing
دستوری که حاوی تمام داده مورد نیاز برای آدرس ی که باید دستیابی شود است بدون عمل اضافی
power 0
تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
stocker
اتومبیل مسافرتی بدون تغییریا تغییرات جزئی برای مسابقه
standard bred
اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
saving
قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
winter book
تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
ages
رده بندی سنی اسبها بالارونده
age
رده بندی سنی اسبها بالارونده
prodify
تغییر دادن در تولیداتومبیلهای مسابقه طبق مقررات
extensions
اطلاع اضافی پس از نام فایل برای بیان نوع فایل
extension
اطلاع اضافی پس از نام فایل برای بیان نوع فایل
lap money
جایزه نقدی برای موفقیت درهر دور مسابقه اتومبیل رانی
sedans
اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود
fly casting
مسابقه پرتاب طعمه مصنوعی بدون قلاب برای سنجش دقت
yaght club
باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
sedan
اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود
underdistance
روش تمرینی دونده درمسافتی کمتر از معمول مسابقه برای ازدیاد سرعت
starting fee
مبلغی که صاحب اسب برای کسب اجازه شرکت در مسابقه شرطبندی می پردازد
bracket
رویارویی در مسابقه حذفی حرکت برای ساختن شکلی بصورت پرانتز روی یخ
extra duty
وفیفه اضافی ماموریت اضافی
feedback
اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
walking ring
پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
invitation
عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
invitations
عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
splits
زمان ثبت شده برای فواصل معین یک مسابقه زمان ثبت شده برای قهرمان دو 004متر
conferencing
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
to sue for damages
عرضحال خسارت دادن دادخواست برای جبران زیان دادن
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
pit
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
pits
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
skull practice
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
sack race
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
match foursome
مسابقه بین دو تیم دونفره بایک گوی برای هر تیم
ponying
همراهی کردن اسب غیرمسابقهای با اسب مسابقه برای تمرین
walkovers
برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
walkover
برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
c
استفاده از سیستم کامپیوتری برای اجازه دادن به کاربران برای ارسال و دریافت پیام از سایر کاربران
scratch one's back
<idiom>
کاری را برای کسی انجام دادن به امید اینکه اوهم برای تو انجام دهد
uberstreichen
لگام را برای چند گام رهاکردن برای نشان دادن گام مرتب اسب
selling plater
اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
opener
مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
To stay the course .
تا آخر ماندن ( به مسابقه و مبارزه وغیره تا آخر ادامه دادن )
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
realizing the palette
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realize
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realising
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realises
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizing
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realised
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realized
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizes
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
match play
مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
thrusting
تک ازمایشی
tentative
ازمایشی
thrusts
تک ازمایشی
thrust
تک ازمایشی
experimental
ازمایشی
test piece
نمونه ازمایشی
test run
اجرای ازمایشی
pilot model
مدل ازمایشی
experimental psychology
روانشناسی ازمایشی
experimental probability
احتمال ازمایشی
test run
رانش ازمایشی
experimental method
روش ازمایشی
dry run
اجرای ازمایشی
test specimen
نمونه ازمایشی
experimental group
گروه ازمایشی
test pit
گودال ازمایشی
pilot model
نمونه ازمایشی
experimental extinction
خاموشی ازمایشی
trial run
استفاده ازمایشی
trial runs
استفاده ازمایشی
check problem
مسئله ازمایشی
experimental control
کنترل ازمایشی
test pattern
طرح ازمایشی
experimental data
دادههای ازمایشی
tentative plan
طرح ازمایشی
test data
دادههای ازمایشی
experimental variable
متغیر ازمایشی
bore hole
چاه ازمایشی
experimental error
خطای ازمایشی
empiric
ازمایشی تجربی
test point
سوزن ازمایشی
trial shot
گلوله ازمایشی
tentative
به طور ازمایشی
verification fire
تیراندازی ازمایشی
tentative
ازمایشی موقت
trial order
سفارش ازمایشی
on probation
در دوره ازمایشی
piloted
راندن ازمایشی
pilots
راندن ازمایشی
tentatively
بطور ازمایشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com