Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (7 milliseconds)
English
Persian
family asset
دارائی خانوادگی
Other Matches
heraldry
نجباوعلائم نجابت خانوادگی نشان نجابت خانوادگی
property
دارائی
estates
دارائی
funded
دارائی
means
دارائی
belongings
دارائی
fund
دارائی
estate
دارائی
holding
دارائی
havings
دارائی
fortune
دارائی
asset
دارائی
fortunes
دارائی
assets
دارائی
tangible property
دارائی عینی
chattel
دارائی منقول
tangible property
دارائی محسوس
net asset
دارائی خالص
tangible property
دارائی مادی
tangible assets
دارائی مرئی
state property
دارائی دولت
net wealth
دارائی خالص
quick asset
دارائی نقدی
holding
دارائی سهام
asset ownership
مالکیت دارائی
equity capital
دارائی خالص
earning asset
دارائی سوداور
finance ministry
وزارت دارائی
distraint
توقیف دارائی
fixed asset
دارائی ثابت
capital asset
دارائی سرمایهای
legal asset
دارائی قانونی
moveable property
دارائی منقول
bank asset
دارائی بانک
national asset
دارائی ملی
value of assets
ارزش دارائی ها
portfolios
سند دارائی ها
property insurance
بیمه دارائی
estate
دارائی فردمتوفی
funded
موجودی دارائی
fund
موجودی دارائی
equities
دارائی خالص
movable
دارائی منقول
estates
دارائی فردمتوفی
portfolio
سند دارائی ها
equity
دارائی خالص
familial
خانوادگی
domestic
خانوادگی
earning asset
دارائی ایجادکننده درامد
appreciations
افزایش ارزش دارائی
appreciation
افزایش ارزش دارائی
capital net worth
دارائی خالص سرمایهای
eft
انتقال الکترونیکی دارائی
electronic fund transfer
ارسال الکترونیکی دارائی
net asset value
ارزش دارائی خالص
family industry
صنعت خانوادگی
washerwoman
زن رختشوی خانوادگی
family background
پیشینه خانوادگی
family farm
مزرعه خانوادگی
homophyly
شباهت خانوادگی
household system
نظام خانوادگی
patronymic
نام خانوادگی
family allowances
مقرری خانوادگی
surnames
نام خانوادگی
family name
نام خانوادگی
blazon
نشان خانوادگی
family names
اسم خانوادگی
family names
نام خانوادگی
surname
نام خانوادگی
domestic problem
مساله خانوادگی
clannishness
هواداری خانوادگی
emblazonry
نشان خانوادگی
removed
فاصله خانوادگی
nobility
اصالت خانوادگی
family name
اسم خانوادگی
average life
عمر متوسط اقلام دارائی
to have a holding in a company
در شرکتی دارائی سهام داشتن
net worth tax
مالیات بر اضافه ارزش دارائی
intangible property
دارائی غیر قابل لمس
coat armour
زره ونشانهای خانوادگی
vendetta
دشمنی خونی خانوادگی
vendettas
دشمنی خونی خانوادگی
family neurosis
روان رنجوری خانوادگی
majordomo
متصدی امور خانوادگی
domestically
بطور خانوادگی و اهلی
emblazon
بانشانهای نجابت خانوادگی اراستن
maiden names
نام خانوادگی زن پیش ازشوهرکردن
maiden name
نام خانوادگی زن پیش ازشوهرکردن
heraldry
ایین وتشریفات نشانهای خانوادگی
tied down
<idiom>
مسئولیت شغلی یا خانوادگی داشتن
hestia
الهه اجاق خانوادگی وشهرها
highbred
دارای تربیت یانجابت خانوادگی
blazonry
علامت یانشان نجابت خانوادگی
scutcheon
سپر سپرحاوی نشان خانوادگی
He cant be tied down to family life.
پای بند زندگی خانوادگی نیست
major-domos
متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
king of arms
متصدی تشخیص وتعیین نشانهای خانوادگی
blood feud
کینه وعداوت خانوادگی دشمنی دیرین
major domo
متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
major-domo
متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
frozen assets
دارائی که بعلت ادعای فرد یا افرادی قابل فروش نمیباشد
pewage
پولی که بابت نشستن درجاهای خانوادگی یانیمکتهای چندنفری درکلیسامیدهند
hatchment
صفحهای که نشانهای خانوادگی وسلاح شخص تازه مرده راروی ان نمود
leverage
نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
initialling
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initial
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialed
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialing
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialled
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initials
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
escutcheon
سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com