Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English
Persian
tool
دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
Other Matches
control equipment
ابزار وارسی ابزار پایش
annular
وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
broach
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
retool
مجددا با ابزار تجهیز کردن
trimming tool
ابزار ویژه قطع کردن زائده ها
jig
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
sheave
دسته کردن بصورت بافه دراوردن
triangulate
سه گوش کردن بصورت مثلث دراوردن
defragmentation
ابزار نرم افزاری که عمل یکپارچه کردن روی دیسک سخت را انجام میدهد
schematize
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
meters
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metre
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meter
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metres
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
literalize
بصورت تحت اللفظی دراوردن لفظ بلفظ معنی کردن
folding ruler
خط کش
[ابزار]
instrument
ابزار
implements
ابزار
yardstick
خط کش
[ابزار]
yard stick
خط کش
[ابزار]
folding rule
خط کش
[ابزار]
tool
ابزار
carpenter's rule
خط کش
[ابزار]
double meter stick
[American]
خط کش
[ابزار]
implementing
ابزار
hardware
ابزار
implemented
ابزار
folding meter stick
خط کش
[ابزار]
tools
ابزار
doodads
ابزار
device
ابزار
devices
ابزار
instrumentation
ابزار
gadget
ابزار
doodad
ابزار
locking device
ابزار
gadgets
ابزار
implement
ابزار
operandum
ابزار پاسخ
hand tool
ابزار دستی
calliper
[British]
کولیس
[ابزار]
calipers
کولیس
[ابزار]
electric drills
دریل ها
[ابزار]
drills
دریل ها
[ابزار]
calliper
[British]
قطرسنج
[ابزار]
bird's-break
ابزار رخ منقاری
vernier caliper
قطرسنج
[ابزار]
astragulus
ابزار فیتیله ای
sliding caliper
قطرسنج
[ابزار]
calipers
قطرسنج
[ابزار]
vernier calliper
[British]
کولیس
[ابزار]
vernier calliper
[British]
قطرسنج
[ابزار]
sliding caliper
کولیس
[ابزار]
boring machines
دریل ها
[ابزار]
drilling machines
دریل ها
[ابزار]
bench
میز ابزار
vernier caliper
کولیس
[ابزار]
common round
ابزار فیتیله
bags
کیف ابزار
helve
دسته ابزار
hawksbill
ابزار رخ منقاری
furniture
ابزار اهنی
hawksbeak
ابزار رخ منقاری
firmware
استوار- ابزار
tool holder
ابزار گیر
folding metre stick
[British]
خط کش جیبی
[ابزار]
instrument panels
پهنهی ابزار
instrument panels
پیشخوان ابزار
toll steel
فولاد ابزار
tool maker
ابزار ساز
toolhouse
انبار ابزار
toolroom
اتاق ابزار
bag
کیف ابزار
toolbox
جعبه ابزار
tool sharpener
ابزار چاق کن
machine shop tool
ابزار ماشینی
tool set
دست ابزار
tool maker
ابزار مند
knurled tool
ابزار اج کاری
spatula
[American]
]
کارتک
[ابزار]
scraper
[British
کارتک
[ابزار]
diamond-fret
ابزار لوزی
boring machine
دریل
[ابزار]
drilling machine
دریل
[ابزار]
drill
دریل
[ابزار]
milling cutter
ابزار فرزکاری
electric drill
دریل
[ابزار]
manipulandum
ابزار پاسخ
moulding templet
ابزار کشویی
plier
انبردست
[ابزار]
spackle knife
کارتک
[ابزار]
putty knife
کارتک
[ابزار]
head
دهنه ابزار
machine tool
ابزار ماشینی
machine tools
ابزار ماشینی
development tools
ابزار توسعه
knurled tool
ابزار آج دار
folding meter stick
[American]
خط کش جیبی
[ابزار]
moulding plane
رنده ابزار
tax instrument
ابزار مالیاتی
planishing tool
ابزار پرداخت
assembly tools
ابزار مونتاژ
cloning
ابزار همگن
cloning
ابزار همزاد
cold heading tool
ابزار سردکار
fishing tackle
ابزار ماهیگیری
means of production
ابزار تولید
physical device
ابزار مادی
yard stick
خط کش تاشو
[ابزار]
yardstick
خط کش تاشو
[ابزار]
folding rule
خط کش تاشو
[ابزار]
folding meter stick
خط کش تاشو
[ابزار]
floating tool
ابزار متحرک
flexible drive tool
ابزار گردان
double meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
clones
ابزار همزاد
clones
ابزار همگن
bumping tool
ابزار خم کاری
metal cutting
فلزبری
[ابزار]
lifting device
ابزار بالا بر
tool kits
جعبه ابزار
tool kit
جعبه ابزار
tool boxes
جعبه ابزار
tool box
جعبه ابزار
clone
ابزار همگن
clone
ابزار همزاد
lathe tool
ابزار تراش
cloned
ابزار همگن
precision tool
ابزار دقیق
cloned
ابزار همزاد
centering tool
ابزار تمرکز
steelwork
ابزار پولادین
turning tool
ابزار تراشکاری
pocket rule
خط کش جیبی
[ابزار]
workbox
جعبه ابزار
pocket rule
خط کش تاشو
[ابزار]
folding yardstick
[metric]
خط کش تاشو
[ابزار]
groupware
گروه ابزار
groupware
ابزار گروهی
credit instrument
ابزار اعتباری
metal cutting tool
ماشین ابزار
hardware
سخت ابزار
small tool
ابزار کوچک
milling tool
ابزار فرزکاری
folding metre stick
[British]
خط کش تاشو
[ابزار]
astragal
ابزار فیتیله ای
angle-roll
ابزار گرد
skiving tool
ابزار تراش
generating tool
ابزار تولید
folding yardstick
[metric]
خط کش جیبی
[ابزار]
folding meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
folding ruler
خط کش جیبی
[ابزار]
folding ruler
خط کش تاشو
[ابزار]
brick workers tool
ابزار بنایی
tool
ابزار کار
gosseneck tool
ابزار دوخمی
control equipment
ابزار نظارت
carpenter's rule
خط کش تاشو
[ابزار]
joiner's hardware
ابزار نجاری
portable electric tool
ابزار الکتریکی دستی
control panel device
ابزار تابلوی کنترل
common tool set
دست ابزار عمومی
back facing tool
ابزار صیقل کاری
drilling tool
ابزار مته کاری
stock
دسته ابزار و اسلحه
drip-mould
ابزار بند آبچکان
abrasive tool
ابزار برای سایش
drip-cap
[ابزار بند دماغه آب]
contractors tool
ابزار حرفه ساختمان
bale breaker
ابزار عدل بازکن
plumber's tool
ابزار لوله کشی
calking mallet
ابزار زفت برداری
policy instrument
ابزار اجرای سیاست
tool set
دست ابزار تعمیروسایل
acetylene torch
مشعل استیلن
[ابزار]
box section bed
جعبه ماشینهای ابزار
conge
[ابزار ربع گرد]
metal cutting saw
اره فلزی
[ابزار]
precision engineering
تکنیک ابزار دقیق
beak-moulding
[ابزار مغزی آویزان]
screwdriver
پیچ گشتی
[ابزار]
turnscrew
پیچ گشتی
[ابزار]
Egyptian gorge
ابزار گچ بری مصری
screwdrivers
پیچ گوشتی ها
[ابزار]
turnscrews
پیچ گوشتی ها
[ابزار]
software tool
ابزار نرم افزار
plain carbon tool steel
فولاد ابزار غیرالیاژی
program development tools
ابزار توسعه برنامه
precision engineering
مهندسی ابزار دقیق
adaptation kit
جعبه ابزار تطبیق
screwdriver
پیچ گوشتی
[ابزار]
turnscrew
پیچ گوشتی
[ابزار]
edge-roll
ابزار سه ربع گرد
hot working die
ابزار عملیات حرارتی
combination toolholder
ابزار نگهدار چندگانه
lay out tool
ابزار صفحه ارایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com