Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
accentual
دارای تاکید
Other Matches
affirmation
تاکید
underscores
تاکید
underscored
تاکید
underscore
تاکید
accentuation
تاکید
accent
تاکید
accents
تاکید
emphasis
تاکید
accented
تاکید
corroboration
تاکید
emphases
تاکید
accenting
تاکید
underscoring
تاکید
assertion
تاکید
affirmations
تاکید
accenting
تاکید کردن
enforced
تاکید کردن
accents
تاکید تشدید
accented
تاکید کردن
accents
تاکید کردن
enforcing
تاکید کردن
accent
تاکید کردن
accented
تاکید تشدید
accenting
تاکید تشدید
enforce
تاکید کردن
play up
تاکید کردن
stress
اهمیت تاکید
stress
تاکید کردن
stresses
اهمیت تاکید
stresses
تاکید کردن
enforces
تاکید کردن
stressing
اهمیت تاکید
emphatic
تاکید شده
stressing
تاکید کردن
overemphasis
تاکید بیش از حد
overemphases
تاکید بیش از حد
tolay street on
تاکید کردن
accent
تاکید تشدید
overemphasizes
بیش از حد تاکید کردن
ingeminate
تکرار و تاکید کردن
overemphasises
بیش از حد تاکید کردن
overemphasising
بیش از حد تاکید کردن
overemphasize
بیش از حد تاکید کردن
dual intensity
تاکید علائم خاص
overemphasized
بیش از حد تاکید کردن
overemphasizing
بیش از حد تاکید کردن
ascensive
موکد تاکید کننده
punctuation
نشان گذاری تاکید
overemphasised
بیش از حد تاکید کردن
potsdom agreement
تاکید وتشریح کردند
accentuates
تکیه دادن تاکید کردن
accentuated
تکیه دادن تاکید کردن
accentuating
تکیه دادن تاکید کردن
to emphasize
تاکید کردن
[زبان شناسی]
accentuate
تکیه دادن تاکید کردن
inward looking development policies
درکشورهای در حال توسعه تاکید دارد
afrocentric
<adj.>
تاکید بر ایده ها، سبک و ارزش های آفریقایی
reverses
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reversing
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reversed
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reverse
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
yalta conference
م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
statement
بیان کردن توضیح دادن تاکید کردن
statements
بیان کردن توضیح دادن تاکید کردن
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
bolshevism
مکتبی متفرع از مارکسیسم که مبدع ان لنین بوده است و مبتنی است بر تاکید این مسئله که طبقه پرولتاریا باید با جنبش و اعمال قوه و بدون اینکه منتظر فرسودگی خودبخودی سیستم کاپیتالیستی باشد قدرت سیاسی را به دست گیرد.
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
bilabiate
دارای دو لب
odoriferous
دارای بو
iodic
دارای ید
trilinear
دارای سه خط
footy
دارای پا
three legged
دارای سه پا
three-legged
دارای سه پا
fraught with
دارای
glochidiate
دارای مو
alcoholic
دارای الکل
terahenous
دارای 4 مادگی
antithetical
دارای ضد ونقیض
strontic
دارای استرونیوم
squib
دارای صدای فش فش
squibs
دارای صدای فش فش
antithetic
دارای ضد ونقیض
sabulous
دارای شن ریزه
geniculate
دارای زانویی
self abnegating
دارای کف نفس
trigonous
دارای سه زاویه
alcoholics
دارای الکل
arbitrative
دارای اختیارحکمیت
artiodactyl
دارای سم شکافته
azotic
دارای ازت
short-range
دارای برد کم
monogamous
دارای یک همسر
rugose
دارای رکه
bigamous
دارای دو زن یا دو شوهر
syntonic
دارای بسامدمشابه
entitative
دارای وجودخارجی
aulait
دارای شیر
glanduliferous
دارای غد دکوچک
swell butted
دارای ته گنده
artiodactylous
دارای سم شکافته
foliolate
دارای برگچه
monogamous
دارای یک زن یا یک شوهر
glary
دارای تشعشع
straight line
دارای خط مستقیم
low spirited
دارای روحیه بد
splashy
دارای ترشح
rectilinear
دارای مسیرمستقیم
spirituous
دارای الکل
fibrinous
دارای مودلیفی
spiriferous
دارای عضومارپیچی
sonant
دارای اهنگ
acetylize
دارای ریشهء
sexagenary
دارای سن 06 تا96
social minded
دارای افکاراجتماعی
short range
دارای برد کم
shelterer
دارای حفاظ
backed
دارای پشت
equivocal
دارای دومعنی
shoaly
دارای جاهای کم اب
adamantean
دارای تلئلو
floaty
دارای اب نشین کم
acetylate
دارای ریشهء
flabby
دارای عضلات شل
rifled
دارای خان
low-spirited
دارای روحیه بد
far reaching
دارای اثرزیاد
febile
دارای حالت تب
stannous
دارای قلع
stannic
دارای قلع
deficient
دارای کمبود
sulfureous
دارای گوگرد
redundant
دارای اطناب
staminate
دارای جرثومه نر
feldspathic
دارای فلدسپار
amphibolic
دارای دو معنی
aluminous
دارای زاج
legitimate
دارای حق مشروع
legitimated
دارای حق مشروع
legitimates
دارای حق مشروع
legitimating
دارای حق مشروع
silicifoeous
دارای در کوهی
prurient
دارای فکرشهوانی
deadbeats
دارای سکون
myrrhic
دارای بوی مر
stilted
دارای چوب پا
keyed
دارای جاانگشتی
multilineal
دارای چندین خط
synonymous
دارای ترادف
synonymous
دارای تشابه
multiflorous
دارای بیش از سه گل
multifid
دارای چندشکاف
keeled
دارای تبر ته
muciferous
دارای مخاط
kibed
دارای شکاف
myrrhy
دارای بوی مر
isogenous
دارای یک منبع
energetic
دارای انرژی
portentous
دارای فال بد
intercommunicate
دارای مراوده
bodily
دارای بدن
of that ilk
دارای همان جا
invested with power
دارای اختیار
iodous
دارای یود
nucleate
دارای هسته
overlapping
دارای اشتراک
nitrous
دارای شوره
hook-nosed
دارای بینی کج
hook nosed
دارای بینی کج
knarred
دارای برامدگی
knock kneed
دارای زانوی کج
monopetalous
دارای یک گلبرگ
splash
دارای ترشح
splashes
دارای ترشح
splashing
دارای ترشح
mammilate
دارای پستان
lean to
دارای چارطاقی
magneto
دارای مغناطیس
ledgy
دارای طاقچه
lippy
پر رو دارای لب اویزان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com