English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
air condition دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
Other Matches
pressure cabin هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
ventilator دستگاه تهویه
ventilators دستگاه تهویه
air-conditioners دستگاه تهویه مطبوع
air-conditioner دستگاه تهویه مطبوع
air conditioner دستگاه تهویه مطبوع
turbofan دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک بوسیله توربین
aerating تهویه کردن
aerate تهویه کردن
aerated تهویه کردن
aerates تهویه کردن
ventilation تهویه کردن
ventilate تهویه کردن
ventilates تهویه کردن
ventilating تهویه کردن
ventilated تهویه کردن
ventilating تهویه کردن هوا دادن به
ventilated تهویه کردن هوا دادن به
ventilates تهویه کردن هوا دادن به
ventilate تهویه کردن هوا دادن به
plenum method طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
aeration تهویه
airing تهویه
aerification تهویه
ventilation تهویه
heating/air conditioning equipment تهویه
arrow-loop شکاف تهویه
air relief cock مجرای تهویه
air relife valve دریچه تهویه
trunking کانال تهویه
air vent تهویه هوا
natural ventilation تهویه طبیعی
system of ventilation سیستم تهویه
vantilating system سیستم تهویه
induced ventillation تهویه مصنوعی
ventilating equipment تجهیزات تهویه
ventilation سیستم تهویه
vent pipe لوله تهویه
air-conditioning تهویه هوا
air conditioning تهویه مطبوع
air machine ماشین تهویه معدن
air conditioning plant تاسیسات تهویه مطبوع
ventilatory تهویه دار تهویهای
air space ratio درجه تهویه خاک
sewer ventilation تهویه شبکه فاضلاب
breather tube لوله تهویه یا هواگیری
aeration irrigation ابیاری برای تهویه خاک
wind wing پنجره کوچک تهویه اتومبیل
air-hole [تهویه فضای خالی سرداب]
Is there air conditioning? آیا تهویه مطبوع وجود دارد؟
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbed محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbing محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grate باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
incorporates جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
threads دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporate جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
militarize جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
thread دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
edges : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edge : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
furnishes دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortifies دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnishing دارای اثاثه کردن مجهز کردن
inflame دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming دارای اماس کردن ملتهب کردن
catalyze دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
inflames دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortifying دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnish دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortify دارای استحکامات کردن تقویت کردن
turbogenerator دستگاه مولد برق دارای توربین
calibration تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
supercharged موتور دارای دستگاه رساننده هواوسوخت بیشتر
stereophonic دارای دستگاه تقویت کننده صوت از سه جهت
ring and bead sight دستگاه نشانه روی که دارای شکاف درجه حلقوی و مگسک میباشد
mangling دستگاه پرس له کردن
setting up apparatus دستگاه سوار کردن
mangle دستگاه پرس له کردن
mangles دستگاه پرس له کردن
to break aset خراب یا ناقص کردن یک دستگاه
rougher دستگاه مخصوص ناصاف کردن اشیا
distortions تق تق صدا دادن وزوز کردن دستگاه
distortion تق تق صدا دادن وزوز کردن دستگاه
image degradation کم کردن قدرت تصویربرداری یک دستگاه رادار
zamboni دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
innervate دارای پی کردن
recondition نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditioned نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditions نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
zero beat تنظیم کردن دقیق موج دستگاه وفرکانس ان
vitaminize دارای ویتامین کردن
transistorize دارای ترانسیتور کردن
personified دارای شخصیت کردن
gifts دارای استعداد کردن
nationalised دارای ملیت کردن
gift دارای استعداد کردن
castellate دارای استحکامات کردن
personifying دارای شخصیت کردن
populating دارای جمعیت کردن
nitrogenize دارای نیتروژن کردن
nationalizes دارای ملیت کردن
nationalizing دارای ملیت کردن
nationalize دارای ملیت کردن
systemize دارای همست کردن
populate دارای جمعیت کردن
populates دارای جمعیت کردن
nationalising دارای ملیت کردن
substantivize دارای ماهیت کردن
index :دارای فهرست کردن
insoul دارای روح کردن
personifies دارای شخصیت کردن
personify دارای شخصیت کردن
nationalises دارای ملیت کردن
varnishes دارای فاهرخوب کردن
ensoul دارای روح کردن
tooth دارای دندان کردن
body دارای جسم کردن
indexed :دارای فهرست کردن
embrasures دارای منفذ کردن
embrasure دارای منفذ کردن
whipstitch دارای مرز کردن
indexes :دارای فهرست کردن
personalize دارای شخصیت کردن
vallum دارای استحکامات کردن
rampart دارای استحکامات کردن
tinkling دارای طنین کردن
varnishing دارای فاهرخوب کردن
varnish دارای فاهرخوب کردن
varnished دارای فاهرخوب کردن
zigzagging دارای پیچ و خم کردن
zigzags دارای پیچ و خم کردن
zigzag دارای پیچ و خم کردن
crenellate دارای کنگره کردن
zigzagged دارای پیچ و خم کردن
bodies دارای جسم کردن
crenelate دارای کنگره کردن
tinkles دارای طنین کردن
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
potentialize دارای استعداد کردن
tinkled دارای طنین کردن
tinkle دارای طنین کردن
hydroxylate دارای هیدروکسیل کردن
freckle خال دارای کک مک کردن
fluoridate دارای فلورید کردن
rehabilitates دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitated دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitate دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitating دارای امتیازات اولیه کردن
tongues گفتن دارای زبانه کردن
wigs دارای گیس مصنوعی کردن
prong دارای چنگک یا چنگال کردن
granulate دارای ذرات ریز کردن
wig دارای گیس مصنوعی کردن
prongs دارای چنگک یا چنگال کردن
bedevilling دارای روح شیطانی کردن
panes دارای جام شیشه کردن
bedevils دارای روح شیطانی کردن
criss-cross دارای نقش چلیپایی کردن
to p a thing for a person کسی را دارای چیزی کردن
to p a thing person with athing کسی را دارای چیزی کردن
criss-crossed دارای نقش چلیپایی کردن
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
criss-crosses دارای نقش چلیپایی کردن
flyspeck دارای لکه مگس کردن
bedevil دارای روح شیطانی کردن
fulcrum دارای نقطه اتکاء کردن
pane دارای جام شیشه کردن
bedevilled دارای روح شیطانی کردن
ravines دارای دره تنگ کردن
criss-crossing دارای نقش چلیپایی کردن
ravine دارای دره تنگ کردن
sanitate دارای لوازم بهداشتی کردن
tat دارای حاشیه توری کردن
methodize دارای روش یاقاعدهای کردن
reengine دارای موتور تازه کردن
to save [to disk/DVD etc.] حفظ کردن [روی دستگاه دیسک سخت یا دی وی دی] [رایانه شناسی]
degausser وسیلهای برای پاک کردن اطلاعات از دستگاه ضبط مغناطیسی
clocking روشی برای همزمان کردن دو دستگاه فرستنده و گیرنده مخابراتی
shoes دارای کفش کردن نعل زدن به
motivated تهییج کردن دارای انگیزه شده
mastermind دارای نبوغ فکری ابداع کردن
shoeing دارای کفش کردن نعل زدن به
russify دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
motivating تهییج کردن دارای انگیزه شده
masterminded دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminding دارای نبوغ فکری ابداع کردن
substantialize دارای وجود خارجی کردن یاشدن
motivate تهییج کردن دارای انگیزه شده
shoe دارای کفش کردن نعل زدن به
motivates تهییج کردن دارای انگیزه شده
bells دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
masterminds دارای نبوغ فکری ابداع کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com