English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English Persian
rah rah دارای روحیه دانشجویی شعار دهنده برای دانشکده هورا هورا گفتن
Other Matches
hooray هورا
rah هورا
hurrah هورا
hurrary هورا
bravo هورا
whoopee هورا
cheerleader رهبر هورا کشان
cheered فریادوهلهله افرین هورا
cheers فریادوهلهله افرین هورا
with rejoicings and embraces با شادی و فریاد هورا
cheerleaders رهبر هورا کشان
cheer فریادوهلهله افرین هورا
colleger دانشجویی که ازبنگاه خیریه دانشکده بهرمند میشود
yippee هیپ هیپ هورا
low spirited دارای روحیه بد
low-spirited دارای روحیه بد
poor spirited دارای روحیه ضعیف
public spirited دارای روحیه اجتماعی
weak minded دارای روحیه ضعیف
fey دارای روحیه خراب واشفته
demoralize از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralising از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralizes از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralised از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralizing از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralises از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralized از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
eton دانشکده ایتون درانگلستان برای پسران
tongues گفتن دارای زبانه کردن
soothing ارامی بخش دارای اثر تسکین دهنده تسلیت
pork barrel برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
drive حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
drives حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
abjuring برای همیشه ترک گفتن
abjures برای همیشه ترک گفتن
abjured برای همیشه ترک گفتن
abjure برای همیشه ترک گفتن
manual alphabet برای سخن گفتن با کران
a word or two چند تا کلمه [برای گفتن]
to mumble [away] to oneself برای خودشان زیر لب سخن گفتن
nothing remains to be told چیزی برای گفتن باقی نمیماند
teach-in بحث علمی دانشجویی
scholarships کمک هزینه دانشجویی
teach-ins بحث علمی دانشجویی
scholarship کمک هزینه دانشجویی
buddy system سیستم گماشتن هم خرج برای سربازان سیستم تقویت روحیه با گماشتن همرزم
an a for a position درخواست دهنده برای کار
send down دانشجویی را از دانشگاه بیرون کردن
to recount something to someone [formal] برای کسی چیزی را تعریف کردن [یکایک گفتن] [بازگفتن]
On the recent developments he had nothing to say. در باره تحولات اخیر او هیچ چیزی برای گفتن نداشت.
get a word in <idiom> یافتن فرصتی برای گفتن چیزی بقیه دارند صحبت میکنند
prognosticative or ticatory خبر دهنده متضمن نشانه برای پیشگویی
seminarian دانشجویی که در جلسات بحث وتحقیق شرکت میکند
sizer دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد
sizar دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد
shoot the gap حمله بین محافظان خط برای رسیدن به توپدار یا پاس دهنده
pyramidist دانشجویی که در ساختمان وتاریخ هرم های مصر بررسی میکند
emblem شعار
motto شعار
mottos شعار
catch شعار
emblems شعار
mottoes شعار
impresa شعار
mantra شعار
advertising claim شعار تبلیغ
life motto شعار زندگی
watchwords شعار حزبی
device شعار دستگاه
devices شعار دستگاه
watchworld شعار حزبی
sloganeer شعار پرداز
watchword شعار حزبی
sloganeer شعار ساز
slogan تکیه کلام شعار
catch phrase of catchline شعار جذب مشتری
slogans تکیه کلام شعار
warrantable دارای ارزش برای شهادت
vitrescent اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
ablest پسوندی برای ساختن صفت به معنی دارای قدرت شایسته
willowware بشقاب دارای نقاشی بید وغیره برای تزئین اطاق
abler پسوندی برای ساختن صفت به معنی دارای قدرت شایسته
able پسوندی برای ساختن صفت به معنی دارای قدرت شایسته
convoys کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
convoy کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
trimmer زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
greets درود گفتن تبریک گفتن
greeted درود گفتن تبریک گفتن
to answer in the a اری گفتن بله گفتن
greet درود گفتن تبریک گفتن
waste gate مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
spirit روحیه
spiriting روحیه
morale روحیه
gei روحیه
mentality روحیه
mentalities روحیه
moral روحیه
club propeller ملخی دارای تیغههای کلفت باگام زیاد برای تست قدرت یاترک موتور
internal wrenching bolt پیچ فولادی بسیار مقاومی که سر ان دارای فرورفتگی شش گوشی برای جا گرفتن اچارالن میباشد
high moral روحیه قوی
high moral روحیه عالی
espirit de corps روحیه گروهی
esprit غرور روحیه
party spirit روحیه تحزب
psychs تضعیف روحیه
psyching تضعیف روحیه
psyches تضعیف روحیه
psyched تضعیف روحیه
psych تضعیف روحیه
spirituality روحیه مذهبی
esprit de corps روحیه قسمتی
recreations روحیه و رفاه
recreation روحیه و رفاه
spirit de corps روحیه قسمتی
demoralization تضعیف روحیه
tucks نیرو روحیه
tucking نیرو روحیه
tuck نیرو روحیه
morale روحیه جنگجویان
spiriting رمق روحیه
spirit رمق روحیه
opalite ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
jukebox جعبه گرامافون خودکار دارای سوراخی برای ریختن پول ودکمه مخصوص انتخاب صفحه
jukeboxes جعبه گرامافون خودکار دارای سوراخی برای ریختن پول ودکمه مخصوص انتخاب صفحه
brace تجدید واحیای روحیه
disspirit روحیه راتضعیف کردن
demoralization از بین بردن روحیه
demoralizing تضعیف روحیه کردن
braced تجدید واحیای روحیه
demoralization تخریب روحیه کردن
dispirit دلسردکردن روحیه راباختن
flattens روحیه خودرا باختن
morale روحیه افراد مردم
demoralizes تضعیف روحیه کردن
demoralized تضعیف روحیه کردن
demoralises تضعیف روحیه کردن
demoralising تضعیف روحیه کردن
demoralize تضعیف روحیه کردن
demoralised تضعیف روحیه کردن
flatten روحیه خودرا باختن
school دانشکده
schools دانشکده
sputter تند ومغشوش سخن گفتن باخشم سخن گفتن
sputters تند ومغشوش سخن گفتن باخشم سخن گفتن
sputtered تند ومغشوش سخن گفتن باخشم سخن گفتن
cowed ترساندن تضعیف روحیه کردن
zeitgeist روحیه یا طرزفکر یک عصر یادوره
cow ترساندن تضعیف روحیه کردن
cowing ترساندن تضعیف روحیه کردن
cows ترساندن تضعیف روحیه کردن
language زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
exhibitors نمایش دهنده ارائه دهنده
catalysts تشکیلات دهنده سازمان دهنده
extender توسعه دهنده ادامه دهنده
conglutinative التیام دهنده جوش دهنده
bailer امانت دهنده کفیل دهنده
bailor امانت دهنده کفیل دهنده
catalyst تشکیلات دهنده سازمان دهنده
exhibiter نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibitor نمایش دهنده ارائه دهنده
military college دانشکده افسری
polytechnic دانشکده صنعتی
provosts نافم دانشکده
medical college دانشکده پزشکی
law faculty دانشکده حقوق
bursar گنجور دانشکده
school of law دانشکده حقوق
provost نافم دانشکده
lawfaculty دانشکده حقوق
polytechnical دانشکده صنعتی
technical college دانشکده فنی
technical colleges دانشکده فنی
faculty of law دانشکده حقوق
bursars گنجور دانشکده
polytechnics دانشکده صنعتی
state college دانشکده دولتی
collegian عضو دانشکده
intercollegiate بین دانشکده ها
collegial مربوط به دانشکده
medical college دانشکده طبی
arrays ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
array ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
flag یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
faculties اولیای مدرسه دانشکده
gaudyday روزمهمانی دانشکده روزشادی
cadets دانشجوی دانشکده افسری
principals رئیس دانشکده یا دبیرستان
student of law شاگرد دانشکده حقوق
principal رئیس دانشکده یا دبیرستان
medical دانشکده پزشکی سرپزشک
professors معلم دبیرستان یا دانشکده
professor معلم دبیرستان یا دانشکده
faculties نیروی ذهنی دانشکده
faculty اولیای مدرسه دانشکده
mattriculation دخول در دانشکده یادانشگاه
cadet دانشجوی دانشکده افسری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com