English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
English Persian
methodize دارای روش یاقاعدهای کردن
Other Matches
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
grate باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
thread دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
militarize جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporate جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
threads دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
reman دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edge : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edges : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
inflames دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflame دارای اماس کردن ملتهب کردن
catalyze دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
furnish دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishes دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortifying دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortify دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifies دارای استحکامات کردن تقویت کردن
innervate دارای پی کردن
freckle خال دارای کک مک کردن
substantivize دارای ماهیت کردن
tinkling دارای طنین کردن
tinkles دارای طنین کردن
tinkled دارای طنین کردن
personify دارای شخصیت کردن
fluoridate دارای فلورید کردن
tinkle دارای طنین کردن
insoul دارای روح کردن
rampart دارای استحکامات کردن
vitaminize دارای ویتامین کردن
personalize دارای شخصیت کردن
personifying دارای شخصیت کردن
personifies دارای شخصیت کردن
populate دارای جمعیت کردن
populates دارای جمعیت کردن
populating دارای جمعیت کردن
nationalizing دارای ملیت کردن
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
crenelate دارای کنگره کردن
hydroxylate دارای هیدروکسیل کردن
crenellate دارای کنگره کردن
bodies دارای جسم کردن
personified دارای شخصیت کردن
body دارای جسم کردن
index :دارای فهرست کردن
whipstitch دارای مرز کردن
varnishing دارای فاهرخوب کردن
varnishes دارای فاهرخوب کردن
varnish دارای فاهرخوب کردن
systemize دارای همست کردن
zigzags دارای پیچ و خم کردن
castellate دارای استحکامات کردن
gift دارای استعداد کردن
gifts دارای استعداد کردن
zigzag دارای پیچ و خم کردن
zigzagged دارای پیچ و خم کردن
transistorize دارای ترانسیتور کردن
ensoul دارای روح کردن
zigzagging دارای پیچ و خم کردن
nitrogenize دارای نیتروژن کردن
nationalised دارای ملیت کردن
potentialize دارای استعداد کردن
nationalizes دارای ملیت کردن
embrasures دارای منفذ کردن
vallum دارای استحکامات کردن
indexes :دارای فهرست کردن
varnished دارای فاهرخوب کردن
nationalize دارای ملیت کردن
embrasure دارای منفذ کردن
nationalising دارای ملیت کردن
tooth دارای دندان کردن
indexed :دارای فهرست کردن
nationalises دارای ملیت کردن
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
prong دارای چنگک یا چنگال کردن
panes دارای جام شیشه کردن
pane دارای جام شیشه کردن
bedevil دارای روح شیطانی کردن
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
reengine دارای موتور تازه کردن
criss-crosses دارای نقش چلیپایی کردن
bedevilled دارای روح شیطانی کردن
bedevilling دارای روح شیطانی کردن
criss-cross دارای نقش چلیپایی کردن
tongues گفتن دارای زبانه کردن
granulate دارای ذرات ریز کردن
sanitate دارای لوازم بهداشتی کردن
criss-crossed دارای نقش چلیپایی کردن
to p a thing for a person کسی را دارای چیزی کردن
to p a thing person with athing کسی را دارای چیزی کردن
flyspeck دارای لکه مگس کردن
bedevils دارای روح شیطانی کردن
criss-crossing دارای نقش چلیپایی کردن
rehabilitate دارای امتیازات اولیه کردن
tat دارای حاشیه توری کردن
wig دارای گیس مصنوعی کردن
prongs دارای چنگک یا چنگال کردن
rehabilitating دارای امتیازات اولیه کردن
ravine دارای دره تنگ کردن
wigs دارای گیس مصنوعی کردن
rehabilitates دارای امتیازات اولیه کردن
ravines دارای دره تنگ کردن
fulcrum دارای نقطه اتکاء کردن
rehabilitated دارای امتیازات اولیه کردن
masterminding دارای نبوغ فکری ابداع کردن
motivates تهییج کردن دارای انگیزه شده
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
mastermind دارای نبوغ فکری ابداع کردن
woofs پارچه کتانی دارای پود کردن
woof پارچه کتانی دارای پود کردن
motivate تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivated تهییج کردن دارای انگیزه شده
shoeing دارای کفش کردن نعل زدن به
masterminds دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminded دارای نبوغ فکری ابداع کردن
substantialize دارای وجود خارجی کردن یاشدن
shoes دارای کفش کردن نعل زدن به
motivating تهییج کردن دارای انگیزه شده
bells دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
shoe دارای کفش کردن نعل زدن به
bell دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
russify دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
systematize دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
systemmatize دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
to piss off the wrong people <idiom> آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
tackling از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackle از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackles از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackled از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
opalite ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
air condition دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
choke bore روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
dovetails کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetail کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetailing کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
tool دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
fret دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
frets دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
glochidiate دارای مو
three legged دارای سه پا
three-legged دارای سه پا
bilabiate دارای دو لب
footy دارای پا
trilinear دارای سه خط
odoriferous دارای بو
fraught with دارای
iodic دارای ید
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
bumpiness دارای برامدگی
appropriate [for an occasion] <adj.> دارای مزیت
seamed دارای نشان
bodily دارای بدن
dolose دارای قصدجرم
cirrous دارای اویز
incapacitated <adj.> دارای ضعف
buckish دارای خوی بز
triatomic دارای سه اتم
inable <adj.> دارای ضعف
sulfureous دارای گوگرد
impotent <adj.> دارای ضعف
trichotomous دارای سه قسمت
tricone دارای سه شاخ
unfit <adj.> دارای ضعف
triconered دارای سه گوشه
cingulate دارای کمربند
calcareous دارای کلسیم
elective دارای حق انتخاب
silicifoeous دارای در کوهی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com